علما-ک

زندگینامه خالد بن مَعْدان کَلاعى(متوفی۹۸ه ق)

خالد بن مَعْدان کَلاعى، ابوعبداللّه، راوى و تابعى اهل شام. درباره زندگى وى اطلاعات چندانى در دست نیست. وى از قبیله کَلاع بود که اغلب در حِمْص* اقامت داشتند (سمعانى، ج ۵، ص ۱۱۸). او از جمله زاهدان و عابدان روزگار خویش به شمار مى رفت و در کثرت عبادت و تقوا زبانزد همگان بود (رجوع کنید به ابونعیم اصفهانى، ج ۵، ص ۲۱۰).

خالد، به گفته خودش، هفتاد تن از صحابه پیامبر را درک کرده است (رجوع کنید به مِزّى، ج ۸، ص ۱۷۰). او از کسانى چون ثوبان غلام پیامبر، عبداللّه بن حُنَیْن، یزیدبن خُمَیْر یَزَنى و کسان دیگرى روایت نقل کرده است و از او کسانى چون ابراهیمبن ابى عَبْله مَقدسى،اَحْوَص بن حکیم بن عُمَیْربن اسود، صفوان بن عمرو حُدَیث نقل کرده اند (همان، ج ۸، ص ۱۶۸ـ۱۶۹).

در منابع امامى، عمده روایات نقل شده از او، به روایت ثَوربن یزید است که عموم این روایات درباره فضائل على علیهالسلام است (براى نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ج ۲، ص ۳۶۳؛خزاز رازى، ص ۱۱۱ـ۱۱۲). ابونعیم اصفهانى (ج ۵، ص ۲۱۰ـ ۲۲۱) نمونه هایى از گفته هاى زهدآمیز وى را نقل کرده است. ابن سعد (ج ۷، ص ۴۵۵) وى را جزو طبقه سوم تابعیان اهل شام نام برده است.

ابن شهرآشوب (ج ۳، ص ۲۶۳)، ضمن نقل اشعارى از خالد، به اعتراض وى به یزید در به شهادت رساندن امام حسین علیهالسلام در کربلا اشاره کرده است، هرچند وى ریاست شرطه را در زمان یزید برعهده داشته است (ابنعساکر، ج ۱۶، ص ۱۸۹). خالد در جنگهاى منطقه روم شرقى نیز حضور مؤثرى داشت (رجوع کنید به مزّى، ج ۸، ص ۱۷۰).

رحلت

طبرى (ج ۶، ص ۵۳۰) از حضور او در حمله به قسطنطنیه در سال ۹۸ سخن گفته است. به نوشته سمعانى (همانجا)، خالدبن معدان، که از حاکم حمص، به دلیل پوشیدن لباس حریر، ناخرسند بود، به طرسوس رفت و در همانجا درگذشت.

منابع رجالى اهل سنّت، مانند عِجلى (ج ۱، ص ۳۳۲) و نسائى (رجوع کنید به مزّى، ج ۸، ص ۱۶۹)، او را ثقه دانسته اند و حاکم نیشابورى (ج ۲، ص ۶۰۰) اِسناد او به صحابه را صحیح شمرده است؛با این حال، از او، به دلیل تدلیس و ارسال در نقل حدیث، خرده گرفتهاند (رجوع کنید به ذهبى، ۱۳۸۸ـ۱۳۹۰، ج ۱، ص ۹۳ـ۹۴؛همو، ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹، ج ۴، ص ۵۳۷). خالد به دانشاندوزى توجه فراوانى داشت. بزرگان معاصرش، وى را ستوده اند.

وى یکى از مراجع فقهى زمان خود بوده و براى حل اختلافات فقهى نزد او مى رفته اند (رجوع کنید به مزّى، ج ۸، ص ۱۷۰). به او کتابى حاوى شمارى حدیث نسبت داده شده است (مزّى، همانجا؛ذهبى، ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹، ج ۴، ص ۵۳۸). وى احتمالا تألیفات دیگرى نیز داشته، ولى از آنها اطلاعى در دست نیست (رجوع کنید به احمدى میانجى، ج ۱، ص ۶۸۳).



منابع:

(۱) ابنبابویه، کتابالخصال، چاپ علىاکبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛
(۲) ابنسعد (بیروت)؛
(۳) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابىطالب، نجف ۱۹۵۶؛
(۴) ابنعساکر، تاریخ مدینه دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛
(۵) احمدبن عبداللّه ابونعیم اصفهانى، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، چاپ محمدامین خانجى، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛
(۶) على احمدى میانجى، مکاتیب الرسول (صلىاللّهعلیهوآلهوسلم)، تهران ۱۴۱۹؛
(۷) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت ۱۴۰۶؛
(۸) علىبن محمد خزاز رازى، کفایه الاثر فىالنص على الائمه الاثنى عشر، چاپ عبداللطیف حسینى کوهکمرى خوئى، قم ۱۴۰۱؛
(۹) محمدبن احمد ذهبى، سیر اعلام النبلاء، چاپ شعیب ارنوؤط و دیگران، بیروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸؛
(۱۰) همو، کتاب تذکرهالحفاظ، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۸ـ۱۳۹۰/ ۱۹۶۸ـ ۱۹۷۰؛
(۱۱) سمعانى؛
(۱۲) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(۱۳) احمدبن عبداللّه عجلى، معرفهالثقات، چاپ عبدالعلیم عبدالعظیم بستوى، مدینه ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
(۱۴) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیبالکمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲٫

دانشنامه جهان اسلام  جلد ۱۴ 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
-+=