زندگینامه شیخ عبدالغنی نابلسی(متوفی۱۱۴۳ه ق)

نابلسی، عبدالغنی ، صوفی، شاعر و سیاح مشهور قرن دوازدهم.عبدالغنی بن اسماعیل بن عبدالغنی بن اسماعیل کنانی مقدسی دمشقی، مشهور به ابن نابلسی، در ۱۰۵۰ در دمشق به دنیا آمد. وی حنفی مذهب بود(نابلسی،۲۰۰۲، ج ۱، ص ۵؛ مرادی،ج۳،ص۳۱). اجدادش از خاندان بنی جماعه در بیت المقدس بودند و سپس به نابلس نقل مکان کردند. نسب ایشان به عمر خطاب می رسید(نابلسی، حله الذهب…، مقدمۀ منجد، ص۷). جد وی،عبدالغنی¬بن اسماعیل نابلسی، از علما و فضلای مشهور زمان خود بود که در ۱۰۳۲ درگذشت(همو،۱۹۸۶،ص۱۱). وی بر جامع الصغیر سیوطی، تفسیر نوشته است (همو،

اسماعیل، پدر عبدالغنی، در ۱۰۷۰ در دمشق متولد شد و با آنکه اجداد وی از فقهای شافعی بودند، به مذهب حنفی گرایید. وی عالم، فقیه، و شاعری برجسته بود و در جامع اموی و مدارس دمشق تدریس می کرد و مسند قضاوت شهر صیدا نیز به وی اعطا شده بود. او اشعار و تصانیف متعددی دارد(همو، ۱۹۸۶، ص۷ـ ۸ ؛ همو، حله الذهب… ،همانجا).

وی در دمشق وفات یافت و در مقبرۀ خانوادگی اش در باب الصغیر، نزدیک مسجد جامع جراح، دفن شد(محبی، ج۱،ص۴۱۰؛ نابلسی،۱۴۱۱،مقدمۀعلبی، ص۶؛ برای شرح حال و آثار و اشعار وی رجوع کنید به محبی،ج۱، ص۴۰۸ـ۴۱۰؛ ابن شاشو، ص۶۳ـ۶۷).

استادان و مشایخ

نابلسی در نه سالگی قرآن کریم را از حفظ کرد (احمد عطا، ص ۹۷) و سپس به فراگیری علوم دینی و لغوی پرداخت.وی افزون بر بهره گیری از تعالیم پدرش، نزد استادان و مشایخ متعددی تحصیل علم کرد که برخی از آنان عبارت اند از:

نجم الدین محمد بن بدرالدین محمد غُزی، مؤلف الکواکب السائره فی اعیان المئه العاشره؛ احمد بن محمد قلعی حمصی دمشقی حنفی، استاد وی درفقه و اصول؛

عبدالباقی بن عبدالباقی حنبلی دمشقی و محمدبن کمال الدین حنفی( مشهور به ابن¬حمزه، نقیب الاشراف دمشق )،

استادان او در حدیث؛ و محمود کردی دمشقی، استاد او در صرف و نحو و معانی و بیان (مرادی، ج ۳، ص ۳۱؛ احمد عطا، ص ۱۰۷ – ۱۱۱).

هنگامی که عبدالغنی به بیست سالگی رسید، به تألیف و تدریس در جامع اموی پرداخت. در ۱۰۷۵ به قسطنطنیه(استانبول) سفر کرد و در آنجا با عبدالرزاق گیلانی، نوۀ عبدالقادر گیلانی ، دیدار کرد و از طریق او به طریقت قادریه پیوست و «تاج قادری» و شمشیر اجدادی عبدالرزاق را از وی دریافت کرد.

پس از بازگشت به دمشق، در مکانی مقابل قبر یحیی بن زکریا، به تدریس علوم گوناگون و آثار کسانی چون سیوطی و ابن عربی پرداخت. در ۱۰۸۷، به واسطۀ حضور ابوسعید بلخی نقشبندی در دمشق، به طریقت نقشبندیه پیوست و خرقه و عکّاز(عصا) این طریقت را از وی دریافت کرد و به سفارش وی، بر رسالۀ منسوب به تاج الدین نقشبندی، شرحی به نام مفتاح المعیه نوشت(مرادی،ج۳،ص۳۱؛ احمد عطا،ص۱۲۶).

عبدالغنی پس از رسیدن به چهل سالگی، هفت سال را در عزلت، ریاضت و مطالعۀ آثار ابن عربی، ابن سبعین و عفیف الدین تلمسانی سپری کرد و در اثنای این خلوت، بواطن القرآن و مواطن الفرقان را در پنج هزار بیت سرود( نابلسی، حله الذهب…، مقدمۀمنجد،ص۱۲؛ د.اسلام، ذیل «عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی»).

نابلسی پس از ترک خلوت، سیاحت در پیش گرفت و به لبنان، بیت المقدس، مصر، شام و حجاز سفر کرد.حاصل آنها چهار سفرنامه است که همگی به چاپ رسیده اند(نابلسی، همان، مقدمۀ منجد،ص۱۶ـ۱۷، ۲۷؛ رجوع کنید به ادامۀ مقاله). سپس به دمشق بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و به تدریس مشغول شد و در ۱۰۱۳ نیز به مقام افتا در مذهب حنفی دست یافت(نابلسی،همان، مقدمۀ منجد، ص۱۷؛ قس احمد عطا، ص۹۹، که مقام افتای وی را در ۱۱۱۳ ذکر کرده است).

رحلت

نابلسی در ۱۱۴۳ در دمشق درگذشت و در صالحیه، در قبه ای که در ۱۱۲۶ ساخته شده بود، به خاک سپرده شد. مصطفی نابلسی، یکی از نوادگانش، در کنار مقبرۀ وی مسجد جامعی بنا نمود که در ۱۴۱۰ تجدید بنا، و در آن مدرسه ای نیز برای تعلیم وحفظ قرآن ساخته شد و یکی دیگر از نوادگان نابلسی، به نام راتب نابلسی ،در آنجا به تدریس پرداخت(مرادی، ج ۳، ص ۳۷ ـ ۳۸؛ نابلسی،۱۴۱۱ ، مقدمۀ علبی، ص۷). عبدالقادر و ابراهیم، دو نوادۀ دیگر نابلسی ، از مشایخ اجازۀ محمد امین ابن¬عابدین* بودند(محمد امین ابن¬عابدین، ج ۱، ص ۵).

شاگردان

نابلسی شاگردان بسیاری داشت که مهمترین آنان عبارت اند از:

محمدامین بن فضل الله محبی دمشقی حنفی، مؤلف بیش از بیست اثر، از جمله خلاصه الأثر فی أعیان القرن الحادی عشر (محبی، ج ۳، ص ۳۸۸؛ سرکیس، ج ۲، س ۱۶۲۰ ۱۶۲۱)؛

محمدبن ابراهیم دِکدِکجی (نابلسی، حله الذهب…، مقدمۀ منجد، ص ۱۹؛ احمد عطا، ص ۳۸۶)؛

مصطفى عُمَری ،مشهور به ابنعبدالهادی، ادیب و شاعر که از عبدالغنی نابلسی در نحو و معانی و بیان اجازه داشت (کحاله، ج ۱۲، ص ۲۶۰)؛ محمدبن ابی بکر مرعشی، صوفی حنفی، مشهور به ساجَقلی/سچاقلى زاده، مؤلف حدود سی اثر ، از جمله ترتیب العلوم، تسهیل الفرائض و جامع الکنوز (بغدادی، هدیه…، ج ۲، س ۳۲۲ – ۳۲۳؛ زرکلی، ج ۶، ص ۶۰)؛

مرتضی دمشقی، مشهور به امیر کردی، ادیب و صوفی و مؤلف تهذیب الأطوار فی عجائب الأمصار (کحاله، ج ۱۲، ص ۲۱۶ – ۲۱۷)؛

صفى الدین موسى بن جلال الدین على مولوی رومی، مشهور به صفی دده، متولی خانقاه مولویه در قسطنطنیه، که تفسیر و حدیث را از نابلسی فرا گرفت (بغدادی، همان، ج ۲، س ۴۸۲)؛

اسماعیل بن محمد عجلونی ، مؤلف کشف الخفاء(ج ۱، ص ۱۲۸، ۱۳۸)؛

عبدالرحمن  بن محمد بهلول نحلاوی شافعی دمشقی، ادیب و شاعر، که قصیده ای در رثای استادش عبدالغنی نابلسی سروده است (کحاله، ج ۵، ص ۱۸۵)؛

شمس الدین محمدبن عبدالرحمن غزی ، داماد نابلسی، مفتی شافعیان دمشق و مؤلف دیوان الاسلام فی التاریخ (بغدادی،همان، ج ۲، س ۳۲۹؛ نابلسی، همانجا)؛

شمس الدین محمدبن احمد سفارینی نابلسی حنبلی ،مؤلف حدود سی اثر (جبرتی، ج ۱، ص ۴۶۸ – ۴۷۰؛ سرکیس، ج ۱، س ۱۰۲۸)؛ عبدالوهاب¬بن مصطفى دمشقی حنفی، مشهور به دَکدَکى، مؤلف رفع المشکلات عن حکم إباحه سماع الآلات (بغدادی،همان، ج ۱، س ۶۴۳).

فرزند نابلسی، به نام اسماعیل (متوفی ۱۱۶۳)، نیز در شمار شاگردان زبدۀ پدرش یاد شده است (نابلسی، نعم السوابغ… ، مقدمۀ بکداش، ص۱۷ ؛ برای فهرست بیش از ۱۴۰ شاگرد وی، رجوع کنید به احمد عطا، ص ۳۸۶ ـ ۳۹۰ ؛ نابلسی، حله الذهب…، مقدمه منجد، ص ۱۹ – ۲۴).

آثار

از نابلسی آثار بسیاری بر جای مانده، چنانکه نبهانی (۱۴۱۱، ج ۲، ص ۱۹۴ ـ ۱۹۵) بیشتر کرامات وی را کثرت تألیفاتش در جمیع فنون ذکر کرده است. مهمترین آثار وی در تصوف، شعر و سفرنامه نگاری است(د.اسلام، ذیل مادّه).

در تصوف، بیشتر تلاش او شرح و دفاع از آرای ابن عربی بوده است. البته درباره اینکه وی به عمق آرای ابن عربی پی برده است یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد(رجوع کنید به سیریه، ص ۱۹ـ۲۰).

مهمترین آثار وی درموضوع تصوف عبارت اند از:

جواهر النصوص فی حل کلمات الفصوص، که شرحی مختصر بر فصوص الحکم ابن-عربی است (نابلسی، جواهر…، ج ۱، ص ۳۵؛ همو، ۱۹۸۶، ص ۱۶).

 ایضاح المقصود من معنی وحده الوجود، که آن را در توضیح وحدت وجود و عبارت مشهور صوفیه، « لا شیء مع الله تعالی موجود»، تألیف نموده (نابلسی، ۱۴۲۳، ص ۵۵ – ۵۶) و محمد¬بن عمر بن عبدالجلیل بغدادی دمشقی حنفی قادری (متوفی ۱۱۹۴) بر آن حاشیه نوشته است (رجوع کنید به آلوسی، ج ۱۶، ص ۲۲۷؛ بغدادی، ایضاح…، ج ۱، س ۱۵۸).

 الرد المتین على مُنتَقص العارف محیی الدین، که در دفاع از عقاید و افکار ابن¬عربی است (نابلسی، ۱۹۸۶، ص ۱۶).

 کشف السر الغامض، در شرح دیوان ابن فارض، که شامل شرح دیباچه نیز هست (همو، ۱۹۷۲، ج ۱، ص ۱۲، ۱۵). از شروحی که نابلسی بر اشعار ابن فارض دارد، جورج آگوست والین (متوفی ۱۲۶۸ / ۱۸۵۲)، مستشرق فنلاندی، شرح وی را بر حائیه ابن فارض، همراه با ترجمۀ لاتینی آن، در هلسینکی به چاپ رسانده است (زرکلی، ج ۲، ص ۱۴۶ – ۱۴۷).

 جمع الأسرار فی منع الأشرار عن الطعن فی الصوفیه الأخیار. او در این کتاب، توسل به انبیا علیهم السلام ، اولیا، علما و صالحان را جایز دانسته است، حتی اگر از دنیا رفته باشند (بغدادی، همان، ج ۱، س ۳۶۶؛ نبهانی، ۱۴۰۳، ص ۱۴۱ – ۱۴۲).

الصراط السوى، در شرح سه دیباچۀ دفتراول، سوم و چهارم مثنوی معنوی (نابلسی، ۲۰۰۹، مقدمۀ بکری ، ص ۱۷ – ۱۹؛ بغدادی، همان، ج ۲، س ۶۶).

العقود الؤلؤیه فی طریق الساده المولویه، در دفاع از آداب و رسوم طریقۀ مولویه ،مانند سماع و غنا (نابلسی، همان، مقدمه بکری، ص ۲۰ – ۲۱).

مسائل فی التوحید والتصوف. وی در این رساله ۴۷ سؤال دربارۀ توحید و تصوف مطرح نموده و به آنها پاسخ گفته است. این اثر در ذیل ایضاح المقصود من معنی الوحده الوجود به چاپ رسیده است (رجوع کنید به نابلسی، ۱۴۲۳، ۷۵ – ۱۴۱).

 القول المتین فی بیان توحید العارفین، مشهور به نخبه المسأله، که شرح رسالۀ التحفه المرسله فی علم حقیقه الشریعه المحمدیه، از محمدبن فضل¬الله هندی صوفی (متوفی ۱۰۲۹)است، در بیان توحید عارفان و وحدت وجود (نابلسی، قول المتین…، ص ۳).

از نابلسی اشعار متعددی در حدود چهار دیوان، از جمله دیوان الحقائق و مجموع الرقائق، باقی مانده است(نابلسی،۱۴۲۱،ص۳ـ۴؛ ابن شاشو،ص۶۸). وی قصاید متعددی در مدح ابن-عربی سروده است(رجوع کنید به نابلسی، ۱۹۸۶، ص ۱۶ – ۱۷) و قصیده ای نیز موسوم به قصیده نبویه در مدح پیامبر دارد(رجوع کنید به ابن شاشو،ص۶۸ـ۷۰).

نابلسی چهار سفرنامه دارد که در آنها عمدتاً تجارب عرفانی و ملاقاتهایش را با مشایخ صوفیه و زیارت قبرهای انبیا و اولیاء گزارش کرده است و از این رو باید آنها را نوعی سفرنامۀ عرفانی به¬شمارآورد(رجوع¬ کنید به د.اسلام، ذیل مادّه؛ سیریه، ص۱۰۸؛ برای جزئیات بیشتر رجوع کنید به همان،ص۱۰۸ـ۱۲۸).

این سفرنامه ها عبارت اند از:

التحفه النابلسیه فی الرحله الطرابلسیه، در شرح سفر وی به طرابلس شام (نابلسی، تحفه النابلسیه…،ص۱)؛

الحضره الاُنسیه فی الرحله القدسیه، شرح سفر او به بلاد شام و مصر (همو، ۱۴۱۱، مقدمۀ علبی،ص۱۴ـ۱۵)؛

الحقیقه والمجاز فی الرحله الی بلاد الشام ومصر والحجاز، معروف به رحله الکبری(نابلسی، ۱۹۸۶، مقدمۀ هریدی،ص۹)؛

حله الذهب الابریز فی رحله بعلبک والبقاع العزیز، معروف به رحله الصغری (نابلسی، حله الذهب…، مقدمۀ بوسه،ص۱۶).

نابلسی در فقه، حدیث، کلام، تفسیر، منطق، تعبیر رؤیا، کشاورزی و موضوعات دیگر نیز آثاری دارد(نابلسی، حله الذهب… ، مقدمۀ منجد، ص۲۷) ،

که از آن جمله است :

 ایضاح الدلالات فی سماع الآلات. وی در این رساله غنا و موسیقی را به حرام ، مباح و مستحب تقسیم نموده و حرمت را به همراهی موسیقی و غنا با اموری چون شرابخواری، مواجهه با نامحرمان و دیگر منکرات اختصاص داده است. هدف او از نگارش این رساله دفاع ، از سماع و غنای رایج در میان صوفیه بوده است (رجوع کنید به نابلسی، ۱۴۰۱، ص ۱۳۰ – ۱۳۲).

تحقیق القضیه فی الفرق بین الرشوه والهدیه. در این رساله حکم فقهی هدیه و رشوه و تمایز آن دو از منظر مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن بررسی شده است (همو، ۱۴۱۲، ص۱۳)

 ربع الإفادات فی ربع العبادات (بغدادی، همان، ج ۱، س ۵۴۸)، که جبرتی (ج ۱، ص ۲۳۲) آن را در فقه حنفی کم¬نظیر دانسته است.

 فتح الانغلاق فی مسأله علیّ الطلاق. در این رساله تسلط او بر فقه مذاهب چهارگانۀ اهل تسنن نشان داده شده است (مرادی، ج ۳، ص ۳۴؛ رجوع کنید به محمد امین ابن-عابدین، ج ۳، ص ۲۷۸؛ قس بغدادی،همان، ج ۲، س ۱۵۹ ، که نام آن را فتح الاغلاق… ذکر کرده است).

الصلح بین الاخوان فی حکم إباحه الدخان. وی در این رساله حرمت یا کراهت استعمال دخانیات را رد نموده و آن را مباح دانسته است (مرادی، ج ۳، ص ۳۶ ؛ علاءالدین ابن¬عابدین، ج ۱، ص ۱۵ – ۱۶).

 ذخائر المواریث فی الدلاله على مواضع الأحادیث. در این کتاب، احادیث کتابهای مشهور اهل تسنن بر اساس اعتبار سند و ترتیب زمانی، در هفت باب تدوین شده است (نابلسی، ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۷ – ۱۰).

فتح العین عن الفرق بین التسمیتین، در رد تثلیث مسیحیت (مرادی، ج ۳، ص ۳۶ ؛ آلوسی، ج ۶، ص ۳۴).

کشف النور عن اصحاب القبور، در بیان کرامات اولیا پس از مرگشان و حکم بنای مقبره برای آنان (نابلسی، ۱۴۰۶، ص ۳).

تحریر الحاوی، در شرح تفسیر بیضاوی (مرادی، ج ۳، ص ۳۲).

کفایه المستفید فی علم التجوید (بغدادی، همان، ج ۲، س ۳۷۴).

تعطیر الانام فی تعبیر المنام، در دو جلد، که در ابتدای آن رؤیاهای باطل و حق را تعریف و تقسیم کرده است(رجوع کنید به نابلسی،۲۰۰۲،ج۱،ص۱۰ـ۲۳).

عَلَم الملاحه فی علم الفلاحه، که مختصر جامع فرائد الملاحه فی جوامع فوائد الفلاحه رضی¬الدین ابوالفضل محمد عامری غزی شافعی است (نابلسی، علم الملاحه…،ص۱۱؛ زرکلی، ج ۷، ص۵۶؛ برای دیگر آثار وی، رجوع کنید به بغدادی، هدیه…، ج۱، س ۵۹۰ـ۵۹۴؛ احمد عطا، ص۱۱۶ـ۱۴۶؛ بروکلمان،ج۲، ص۴۵۴ـ۴۵۸؛ همو،ذیل، ج۲، ص۴۷۳ـ۴۷۶ ).

دربارۀ زندگی وآثار وی نیز برخی از نوادگان و شاگردانش آثاری تألیف کرده اند.

که عبارت اند از:

نوادۀ دختری وی، کمال الدین ابوالفتوح غزی عامری، مشهور به بکری (متوفی ۱۱۹۶) ، که کتابی در شرح حال جد خود به نام الورد القدسی والوارد الانسى نوشته است.

دیگر نوادۀ وی کمال الدین ابوالفضل غزی عامری، مفتى شافعیان دمشق (متوفی ۱۲۱۴)، است که رساله ای در شرح احوال جد خود به نام المورد الانسی تألیف کرده است (مرادی، ج ۳، ص ۳۸؛ بغدادی، هدیه ..، ج ۲، س ۳۴۳، ۳۵۲؛ زرکلی، ج ۷، ص ۷۰ – ۷۱).

مصطفى بن کمال الدین خلوتی بکری* (متوفی ۱۱۶۲) ،از شاگردان نابلسی، که الفتح الطری الجنی فی بعض مآثر الشیخ عبدالغنی را دربارۀ استادش، نابلسی ، نوشته است (سرکیس، ج ۱، س ۵۸۲) و

شاگرد دیگر وی، حسین بن طعمه بیتمانی دمشقی (متوفی ۱۱۷۵) ، نیز دو کتاب به نامهای العِقد السَّنی فی مزایا الشیخ عبدالغنی و المشرب الهَنی القدسی فی ترجمه الشیخ عبدالغنی النابلسی، در شرح احوال استادش دارد (نابلسی، نعم السوابغ…، مقدمه ی بکداش، ص ۱۴).



منابع:

(۱) شهاب الدین ابوالفضل محمود آلوسی بغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم وسبع المثانی، چاپ سید محمود شکری آلوسی بغدادی، بیروت[بی¬تا.(؛
(۲) عبدالرحمن¬بن محمد ذهبی مشهور به ابن شاشو دمشقی، تراجم بعض اعیان دمشق، بیروت، ۱۸۸۶؛
(۳) علاء¬الدین ابن¬عابدین، تکمله حاشیه رد المحتار، در: محمدامین ابن¬عابدین، حاشیه رد المحتار على الدر المختار، بیروت، ۱۴۱۵؛
(۴) محمد امین ابن¬عابدین، حاشیه رد المحتار على الدر المختار، بیروت، ۱۴۱۵؛
(۵) عبدالقادر احمد عطا، التصوف الاسلامی بین الاصاله والاقتباس فی عصر النابلسی، بیروت، ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
(۶) اسماعیل باشا بغدادی، ایضاح المکنون، ج۱و۲ در: حاجی خلیفه ، کشف الظنون،ج۳و۴؛
(۷) همو، هدیه العارفین، ج۱و۲، در حاجی خلیفه، کشف الظنون،ج۵و۶؛
(۸) عبدالرحمن¬بن حسن جبرتی، عجائب الآثار فی تراجم الاخبار، بیروت)بی¬تا.(؛
(۹) خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت، ۱۹۸۰؛
(۱۰) یوسفالیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیه، قم، ۱۴۱۰؛
(۱۱) اسماعیل¬بن محمد عجلونی، کشف الخفاء، بیروت، ۱۴۰۸؛
(۱۲) عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت )بی-تا.(؛
(۱۳) محمدامین¬بن فضل¬الله محبی دمشقی حنفی، خلاصه الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر، بیروت)بی¬تا.(؛
(۱۴) ابوالفضل محمدخلیل¬بن علی مرادی، سلک الدرر فی اعیان القرن الثانی عشر، قاهره)بی¬تا.(؛
(۱۵) عبدالغنی نابلسی، ایضاح الدلالات فی سماع الآلات، چاپ احمد راتب حمّوش، دمشق، ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
(۱۶) همو، ایضاح المقصود من معنی وحده الوجود ومعه مسائل فی التوحید والتصوف، چاپ سعید عبدالفتاح، قاهره، ۱۴۲۳/۲۰۰۳؛
(۱۷) ؛
(۱۸) همو، التحفه النابلسیه فی الرحله الطرابلسیه، چاپ هریبرت بوسه، )بی جا( )بی¬تا.(؛
(۱۹) همو، تحقیق القضیه فی الفرق بین الرشوه والهدیه، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، قاهره، ۱۴۱۲/۱۹۹۱؛
(۲۰) همو، تعطیر الأنام فی تعبیر المنام، چاپ محمود توفیق حکیم، قاهره، ۲۰۰۲؛
(۲۱) همو، جواهر النصوص فی حل کلمات الفصوص، چاپ عاصم ابراهیم کیّالی حسینی شاذلی درقاوی، بیروت، ۱۴۲۹/۲۰۰۸؛
(۲۲) همو، الحضره الانسیه فی الرحله القدسیه، چاپ اکرم حسن علبی، بیروت، ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
(۲۳) همو، الحقیقه والمجاز فی الرحله الی بلاد الشام ومصر والحجاز، چاپ احمد عبدالمجید هریدی، )قاهره( ۱۹۸۶؛
(۲۴) همو، حله الذهب الابریز فی رحله بعلبک والبقاع العزیز، چاپ صلاح¬الدین منجد، در: رحلتان الی لبنان، بیروت، ۱۹۷۹؛
(۲۵) همو، دیوان الحقائق ومجموع الرقائق، چاپ محمد عبدالخالق زناتی، بیروت، ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛
(۲۶) همو، ذخائر المواریث فی الدلاله علی مواضع الحدیث، چاپ عبدالله محمود محمد عمر، بیروت، ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛
(۲۷) ؛
(۲۸) همو، العقود الؤلؤیه فی طریق الساده المولویه، چاپ بکری علاء¬الدین، دمشق، ۲۰۰۹؛
(۲۹) همو، علم الملاحه فی علم الفلاحه، بیروت، ۱۹۷۹ب؛
(۳۰) همو، القول المتین فی بیان توحید العارفین المسمی نخبه المسئله شرح رساله التحفه المرسله فی علم حقیقه شریعه المحمدیه،) مصر(،)بی¬تا.]؛
(۳۱) همو، کشف السر الغامض فی شرح دیوان ابن¬الفارض، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم،قاهره ۱۹۷۲؛
(۳۲) همو، کشف النور عن اصحاب القبور، استانبول، ۱۴۰۶؛
(۳۳) همو، النعم السوابغ فی احرام المدنی من رابغ، چاپ سائد بکداش، بیروت، ۱۴۲۹/۲۰۰۸م؛
(۳۴) یوسف¬بن اسماعیل نبهانی، جامع کرامات اولیاء، چاپ ابراهیم عطوه عوض، بیروت۱۴۱۱/۱۹۹۱؛
۳۵- همو، شواهد الحق فی الاستغاثه بسید الخلق (ص)، بیروت۱۴۰۳/۱۹۸۳؛

(۳۶) Carl Brockelmann, Geschichte der Arabischen Literatur, Leiden,1949;
(۳۷) Ibid, Geschichte der Arabischen Literatur,suppl., Leiden,1938;
(۳۸) EI2, s.v. “ABD ALـGHANĪ B. ISMĀ’ĪL ALـ NĀBULUSĪ”, by: W.A.KHALIDI;
Elizabeth Sirriyeh, Sufi Visionary of Ottoman Damascus: Abd alـGhani alـNabulusi, London / New York, 2005.

دانشنامه جهان اسلام جلد ۱۵ 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *