زندگینامه علامه محمدتقی‌ جعفری‌(۱۳۷۷-۱۳۰۴ش)

 متفکر و عالم‌ دینی‌ معاصر. او در مرداد ۱۳۰۴ در تبریز زاده‌ شد. تحصیلات‌ را در دبستان‌ اعتماد آغاز کرد و در ایام‌ تحصیل‌ دانش‌آموز برجسته‌ای‌ بود، اما به‌ سبب‌ مشکلات‌ مالی‌ خانواده‌ ناگزیر شد مدرسه‌ را رها کند و به‌ کار بپردازد. مدتی‌ تمام‌ روز را کار می‌کرد، اما بعد نیمی‌ از روز را به‌ کار و نیم‌ دیگر را به‌ تحصیل‌ علوم‌ حوزوی‌ در مدرسه طالبیه‌ پرداخت‌ و مقدمات‌ و ادبیات‌ عرب‌ را نزد استادان‌ آن‌ مدرسه‌ آموخت‌ (جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۱۱ـ۱۶؛ چراغ‌ فروزان‌ ، ص‌ یازده‌ ـ دوازده‌؛ نصری‌، ص‌ ۳).

اساتید

وی‌ در حدود ۱۳۱۹ ش‌، برای‌ ادامه تحصیلات‌ عازم‌ تهران‌ شد و به‌ مدرسه مروی‌ رفت‌. در تهران‌ دو سال‌ نزد شیخ‌ محمدرضا تنکابنی‌ فقه‌ و اصول‌ آموخت‌ و بخش‌ حکمت‌ منظومه ملاهادی‌ سبزواری‌ و بخشی‌ از امور عامه‌ اسفار را نزد میرزا مهدی‌ آشتیانی‌ فرا گرفت‌ (جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۱۷؛ نصری‌، همانجا).

در حدود ۱۳۲۳ ش‌ به‌ قم‌ رفت‌ و در آنجا در حلقه درس‌ استادان‌ حوزه‌، از جمله‌ امام‌خمینی‌ و سیدمحمد حجت‌ کوه‌کمری‌، شرکت‌ نمود و در سلک‌ اهل‌ علم‌ در آمد. اقامت‌ وی‌ در قم‌ بیش‌ از یک‌ سال‌ طول‌ نکشید و او به‌ سبب‌ بیماری‌ مادرش‌، که‌ به‌ فوت‌ او انجامید، به‌ تبریز بازگشت‌ (جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۱۹؛ نصری‌، ص‌ ۴).

جعفری‌ در ۱۳۲۵ ش‌، به‌ توصیه آیت‌اللّه‌ میرزا فتاح‌ شهیدی‌ و کمکهای‌ مالی‌ او، برای‌ ادامه تحصیل‌ به‌ نجف‌ رفت‌ و حدود یازده‌ سال‌ در آنجا ماند. مدت‌ کوتاهی‌ در مدرسه بادکوبه‌ای ها و سپس‌ در مدرسه صدر اقامت‌ داشت‌. در حوزه نجف‌، در دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ شرکت‌ کرد و مباحثی‌ از فقه‌ را نزد شیخ‌ محمدکاظم‌ شیرازی‌، حدود دو دوره‌ اصول‌ فقه‌ و نیز ابوابی‌ از فقه‌ (مانند مکاسب‌ محرمه‌) را نزد سیدابوالقاسم‌ خویی‌ و کتاب‌ صید و ذباحه‌ را نزد سید محمود شاهرودی‌  خواند.

همچنین‌ حدود یک‌ سال‌ و نیم‌ در مجالس‌ درس‌ آیت‌اللّه‌ حکیم‌ و هفت‌ سال‌ در دوره درسهای‌ سیدعبدالهادی‌ شیرازی‌ شرکت‌ کرد. قاعده فَراغ‌ و تجاوز را نیز نزد آیت‌اللّه‌ سیدجمال‌الدین‌ گلپایگانی‌ آموخت‌. همچنین‌ در درسهای‌ فقه‌ و اصول‌ آیت‌اللّه‌ میلانی‌ شرکت‌ کرد و نزد شیخ‌ صدرا قفقازی‌ و شیخ‌مرتضی‌ طالقانی‌ فلسفه‌ و عرفان‌ و اخلاق‌ خواند (جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۲۰ـ ۲۱؛ نصری‌، ص‌ ۴ـ ۵).

پس‌ از تحصیل‌ نزد این‌ استادان‌، جعفری‌ به‌ تدریس‌ فقه‌ و اصول‌، خصوصاً کتابهای‌ مکاسب‌ و کفایه‌ ، پرداخت‌. در همین‌ ایام‌ نیز دست‌ به‌ قلم‌ برد و قسمتی‌ از تقریرات‌ درس‌ اصول‌ آیت‌اللّه‌ خویی‌ را با عنوان‌ امربین‌الامرین‌ فی‌ الجبروالتفویض‌ (نجف‌ ۱۳۷۱) و نیز رساله فقهی‌ الرضاع‌ (نجف‌ ۱۳۷۱) را بر مبنای‌ درسهای‌ آیت‌اللّه‌ سید عبدالهادی‌ شیرازی‌ تحریر کرد.

همچنین‌ جلد اول‌ از مجموعه سه‌ جلدی‌ ارتباط‌ انسان‌ و جهان‌ را در همین‌ ایام‌، و دو جلد بعدی‌ را در مشهد تألیف‌ کرد. او در ایام‌ اقامتش‌ در نجف‌  که‌ کم‌ و بیش‌ با مضایق‌ مالی‌ توأم‌ بود به‌ تدریس‌ فلسفه‌ نیز پرداخت‌. شهید آیت‌اللّه‌ محمدباقر صدر یکی‌ از شاگردان‌ جعفری‌ در این‌ دوره‌ بود (نصری‌، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۲۰ـ۲۹).

جعفری‌، به‌ توصیه استادانش‌، به‌ ایران‌ بازگشت‌ و نخست‌ به‌ قم‌ و سپس‌ به‌ مشهد رفت‌. در مشهد از آیت‌اللّه‌ میلانی‌ گواهی‌ اجتهاد گرفت‌ ( چراغ‌ فروزان‌ ، ص‌ شانزده‌)، سپس‌ مشهد را ترک‌ کرد و تهران‌ را برای‌ اقامت‌ دائم‌ برگزید. وی‌ عمر خود را صرف‌ تحقیق‌ و سخنرانی‌ و تدریس‌ و تألیف‌ کرد.

او علاوه‌ بر علوم‌ حوزوی‌، همواره‌ می‌کوشید از علوم‌ و معارف‌ غربی‌ و جدید نیز مطّلع‌ باشد و بر همین‌ اساس‌، مناسباتش‌ با اهل‌ علم‌ محدود به‌ علمای‌ دین‌ نبود، بلکه‌ با دانشمندانی‌ مانند محمود حسابی‌ و فضل‌اللّه‌ رضا نیز جلسات‌ منظم‌ داشت‌ ( رجوع کنید به جعفری‌، ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۳۲ـ ۳۸؛ نصری‌، ص‌ ۷ـ ۸).

جعفری‌ از حدود ۱۳۴۳ ش‌ مخاطبان‌ دانشگاهی‌ پیدا کرد و با سخنرانی‌ در دانشگاهها یا برگزاری‌ جلسات‌ درس‌ در منزل‌ برای‌ دانشجویان‌، با آنها ارتباط‌ برقرار کرد. علاوه‌ بر دانشجویان‌، عامه مردم‌ نیز به‌ وی‌ علاقه‌مند بودند و او گاه‌ در مساجد و جلسات‌ دینی‌ نیز سخنرانی‌ می‌کرد.

مدتی‌ نیز عضو هیئت‌ مدیره حسینیه ارشاد بود و در آنجا هم‌ سخنرانی‌ می‌کرد، اما از این‌ مسئولیت‌ کناره‌ گرفت‌ ( رجوع کنید به گواهی‌،ص‌۴۴۰؛ چراغ‌ فروزان‌ ، ص‌ ۵۳ ۵۷). از دهه ۱۳۵۰ ش‌، مخاطبان‌ جعفری‌ به‌تدریج‌ افزایش‌ یافت‌ و منزل‌ او محل‌ رفت‌ و آمد گروههای‌ گوناگون‌، به‌ویژه‌ دانشجویان‌ و دانشگاهیان‌، شد ( رجوع کنید به چراغ‌ فروزان‌ ، ص‌ ۷۰ـ ۷۱، ۱۴۷ـ۱۵۶).

همین‌ اقبال‌، حساسیت‌ بیشتر ساواک‌ را  که‌ او را از حدود ۱۳۴۲ ش‌ زیر نظر داشت‌ و در ۱۳۴۴ و ۱۳۴۶ ش‌ احضارش‌ کرده‌ بود ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ ۳۴) برانگیخت‌ ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ ۲۳، ۷۳، ۱۵۳، ۱۹۴). جعفری‌ با امام‌خمینی‌ و شرکت‌ فقها در امور سیاسی‌ و اجتماعی‌ همدل‌ و موافق‌ بود ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ ۲۱۳ـ ۲۱۴)، اما پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ مسئولیت‌ اجرایی‌ نپذیرفت‌، زیرا وظیفه‌ و مسئولیت‌ خود را منحصر به‌ فعالیت‌ علمی‌ و فرهنگی‌ می‌دانست‌ و در این‌ دوران‌، بر حجم‌ فعالیتهای‌ علمی‌ خود افزود. او در ۲۵ آبان‌ ۱۳۷۷، بر اثر بیماری‌، درگذشت‌ و در مشهد به‌ خاک‌ سپرده‌ شد.

از محمدتقی‌ جعفری‌ آثار فراوانی‌ به‌ جامانده‌ است‌ که‌ از یک‌سو حاکی‌ از پشتکار و اشتغال‌ دائم‌ علمی‌ او و از سوی‌ دیگر حاکی‌ از وسعت‌ مشرب‌، خردگرایی‌ و پرهیز از تقلید، تعلقات‌ دینی‌ عمیق‌ و علاقه او به‌ علوم‌ و معارف‌ بشری‌ به‌ معنای‌ عام‌ کلمه‌ است‌، چنانکه‌ او از سویی‌ به‌ فلسفه‌ (بیشتر فلسفه مشائی‌) علاقه‌ داشت‌ و از سوی‌ دیگر اهل‌ ذوق‌ و شعر بود ( رجوع کنید به حکیمی‌، ص‌ ۹۸)، از سویی‌ به‌ عرفان‌ دلبستگی‌ داشت‌ و از سوی‌ دیگر متوجه‌ علوم‌ نو و حقوق‌ و اجتماعیات‌ و فلسفه جدید بود. رویکرد او مجموعاً رویکردی‌ استدلالی‌ و منطق‌ باور بود و لذا چه‌ در فلسفه اسلامی‌ چه‌ در فلسفه جدید و چه‌ در پرداختن‌ به‌ دیگر علوم‌ و معارف‌، می‌کوشید از مسیربحث‌ استدلالی‌ خارج‌ نشود. همین‌ علاقه‌ به‌ منطق‌ و استدلال‌ مبنای‌ داوری‌ او در باره آثار و آرای‌ اشخاص‌ بود ( رجوع کنید به نصری‌، ص‌ ۱۳ـ۱۶، ۶۹؛ غیاثی‌ کرمانی‌، ص‌ ۸۹ ۹۰).

آثار جعفری‌ حوزه‌های‌ گوناگونی‌ را در بر می‌گیرد که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از:

اخلاق‌ (وجدان‌ ، تهران‌ ۱۳۴۲ ش‌؛ اخلاق‌ و مذهب‌ ، تهران‌ ۱۳۵۴ ش‌)،

فلسفه‌ و کلام‌ ( جبر و اختیار ، تهران‌۱۳۳۴ ش‌؛ سخنی‌ کوتاه‌ در علم‌ امام‌ ، تهران‌ ۱۳۵۱ ش‌)،

فقه‌ ( رسائل‌ فقهی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌، که‌ تکمیل‌ شده منابع‌ فقه‌ ، تهران‌ ۱۳۴۹ ش‌ است‌)،

انسان‌شناسی‌ ( آفرینش‌ و انسان‌ ، تهران‌ ۱۳۵۱ ش‌؛انسان‌ در افق‌ قرآن‌ از نظر فردی‌ و اجتماعی‌ ، اصفهان‌ ۱۳۴۹ ش‌؛ارتباط‌ انسان‌ و جهان‌ و انعکاس‌ تحول‌ مادّه فلسفی‌ و جرم‌ فیزیکی‌ در ادراک‌ بشر از قدیمترین‌ ازمنه فلسفه‌ تا قرن‌ حاضر ، تهران‌ ۱۳۳۷ ش‌)،

فلسفه علم‌ ( تحقیقی‌ در فلسفه‌ علم‌ ، تهران‌ ۱۳۷۲ ش‌)،

فلسفه دین‌ ( فلسفه دین‌ ، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌، ۲ ج‌)،

فلسفه هنر ( فلسفه زیبایی‌ و هنر از دیدگاه‌ اسلام‌ ، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌)،

فلسفه حقوق‌ ( اعلامیه جهانی‌ حقوق‌ بشر از دیدگاه‌ اسلام‌ و غرب‌ ، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌)،

علم‌ و دین‌ ( رابطه علم‌ و حقیقت‌ ، تبریز ۱۳۴۵ ش‌؛علم‌ از دیدگاه‌ اسلام‌ ، تهران‌ ۱۳۶۰ ش‌؛تعاون‌الدین‌ و العلم‌ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛علم‌ در خدمت‌ انسان‌ ، تهران‌ ۱۳۴۴ ش‌؛علم‌ و دین‌ در حیات‌ معقول‌، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌)،

قرآن‌ پژوهی‌ ( حرکت‌ و تحول‌ از دیدگاه‌ قرآن‌ ، تهران‌ ۱۳۶۰ ش‌؛شناخت‌ از دیدگاه‌ علمی‌ و از دیدگاه‌ قرآن‌ ، تهران‌ ۱۳۶۰ ش‌؛انسان‌ در افق‌ قرآن‌ ، اصفهان‌ ۱۳۴۹ ش‌)،

عرفان‌ ( عرفان‌ اسلامی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۳ ش‌)،

ادبیات‌ ( حکمت‌، عرفان‌ و اخلاق‌ در شعر نظامی‌ گنجوی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛تحلیل‌ شخصیت‌ خیام‌، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌)،

و نقد و بررسی‌ و تحشیه آثار متفکران‌ غربی‌ ( توضیح‌ و بررسی‌ مصاحبه‌ی‌ برتراند راسل‌ ـ وایت‌ ، تهران‌ ۱۳۴۲ ش‌؛بررسی‌ و نقد افکار راسل‌ ، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌؛بررسی‌ و نقد نظریات‌ هیوم‌ در چهار مسأله‌ فلسفی‌ ، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌؛حاشیه‌ بر برگزیده افکار راسل‌ ، تهران‌ ۱۳۵۰ ش‌؛حاشیه‌ بر سرگذشت‌ اندیشه‌ها ، اثر آلفرد نورث‌ وایتهد ، تهران‌ ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش‌؛حاشیه‌ بر ادیان‌ زنده جهان‌ ، اثر رابرت‌ ا. هیوم‌، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌).

آثاردر باره ائمه‌ علیهم‌السلام‌

وی‌ همچنین‌ در باره ائمه‌ علیهم‌السلام‌ نیز به‌ تحقیق‌ و تألیف‌ پرداخته‌ است‌ ( رجوع کنید به نیایش‌ حسین‌ در عرفات‌ ، تهران‌ ۱۳۴۷ ش‌؛و امام‌ حسین‌: شهید فرهنگ‌ پیشرو انسانیت‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌).اما عمده‌ترین‌ آثار جعفری‌ در وهله اول‌ در باره

امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌ و نهج‌البلاغه‌ ( رجوع کنید به ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه‌، تهران‌ ۱۳۵۷ـ ۱۳۷۸ ش‌، ۲۷ جلد؛خدا و جهان‌ و انسان‌ از دیدگاه‌ علی‌بن‌ ابیطالب‌ ( ع‌ ) و نهج‌البلاغه، تهران‌ ۱۳۵۹ ش‌؛

آثاردر باره مولوی‌

و علی‌ و مسأله مرگ‌، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌) و در مرتبه بعد در باره مولوی‌ است‌ ( رجوع کنید به تفسیر و نقد و تحلیل‌ مثنوی، تهران‌ ۱۳۴۹ـ۱۳۵۷ ش‌، ۱۵ ج‌؛

از دریا به‌ دریا ( کشف‌الابیات‌ مثنوی)، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌، ۴۱ ج‌ ؛

عقل‌وعاقل‌ و معقول‌ ،تهران‌۱۳۵۹ش‌؛

و عوامل‌جذابیت‌ در سخنان جلال‌الدین‌ محمد مولوی‌ ، تبریز ۱۳۷۶ ش‌.

گفتنی‌ است‌ که‌ شرح‌ و تفسیر و نقد و تحلیل‌ مثنوی‌ و هم‌ ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه‌ در میان‌ آثار جعفری‌، بیش‌ از دیگر تألیفات‌ او اهمیت‌ دارد. رویکرد اثر اول‌، که‌ جعفری‌ آن‌ را در طول‌ شش‌ سال‌ تلاش‌ بی‌وقفه‌ (۱۳۴۸ـ۱۳۵۳ ش‌) به‌ سامان‌ رساند، تبیین‌ اصول‌ جهان‌بینی‌ جلال‌الدین‌ مولوی‌ در مثنوی‌ است‌. جعفری‌ با اعتقاد و تصریح‌ به‌ اینکه‌ مثنوی‌ یکی‌ از درخشان‌ترین‌ تجلی‌گاههای‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ است‌، این‌ ویژگی‌ را در شرح‌ خود باز نموده‌ و درعین‌حال‌، از نقد اظهارات‌ و آرای‌ مولوی‌ غفلت‌ نورزیده‌ است‌ (نصری‌، ص‌۷۷ـ۷۹).

اما اثر دوم‌، که‌ جعفری‌ پس‌ از شرح‌ مثنوی‌ بدان‌ پرداخت‌، قرار بود در مجموعه‌ای‌ ۳۵ جلدی‌ تدوین‌ یابد ( شریعه‌ی‌ خرد ، دیباچه رشاد، ص‌ ح‌) ولی‌ فقط‌ تا مجلد ۲۷ (تا خطبه ۱۸۵) منتشر شد (۱۳۷۸ ش‌). وی‌ در مقدمه یک‌ جلدی‌ کتاب‌، پس‌ از بحثی‌ تفصیلی‌ در باره رسالت‌ انسانی‌ و ویژگیهای‌ آن‌، به‌ این‌ موضوع‌ پرداخته‌ که‌ امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌ نماینده کامل‌ رسالتهای‌ کلی‌ انسانی‌ است‌ و سخنان‌ او «به‌ جهت‌ وابستگی‌ تمام‌ به‌ قرآن‌… عالی‌ترین‌ مفسر قرآن‌ و روشنگر واقعیات‌ انسان‌ و جهان‌ است‌» (۱۳۵۷، ج‌۱، ص‌۳۰۴). در واقع‌، جعفری‌ از این‌ منظر که‌ نهج‌البلاغه‌ معرّف‌ جنبه‌های‌ گوناگون‌ رسالت‌ انسانی‌ است‌، به‌ تفسیر این‌ کتاب‌ پرداخته‌ است‌.

مجموعه‌ای‌ از مصاحبه‌ها ( تکاپوی‌ اندیشه‌ها ، تهران‌ ۱۳۷۳ش‌، ۲ ج‌) و مقاله‌ها و سخنرانیها ( پیام‌ خرد ، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌) نیز از جعفری‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. علاوه‌ بر بُعد علمی‌، حسن‌ سلوک‌ و مکارم‌ اخلاقی‌ وی‌ نیز سبب‌ شده‌ است‌ که‌ آثاری‌ در باره شخصیت‌ او منتشر شود (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به غیاثی‌ کرمانی‌، ۱۳۸۰ ش‌).



منابع:
(۱) محمدتقی‌ جعفری‌، آفاق‌ مرزبانی‌: گفت‌ و گوهایی‌ با علامه‌ محمدتقی‌ جعفری، [ گفتگو از ] عبداللّه‌ نصری‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌؛
(۲) همو، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه‌، تهران‌ ۱۳۵۷ـ ۱۳۷۸ ش‌؛
(۳) چراغ‌ فروزان‌: استاد علامه‌ آیت‌اللّه‌ محمدتقی‌ جعفری‌ تبریزی‌، تهران‌: وزارت‌ اطلاعات‌، مرکز بررسی‌ اسناد تاریخی‌، ۱۳۷۷ ش‌؛
(۴) محمدرضا حکیمی‌، «سیمای‌ جامعیت‌»، در شریعه‌ی‌ خرد: یادنگار کنگره‌ی‌ نکوداشت‌ منزلت‌ علمی‌ استاد علامه‌محمدتقی‌ جعفری‌، زیرنظر علی‌اکبر رشاد، تهران‌: پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه اسلامی‌، ۱۳۷۶ ش‌؛
(۵) محمدرضا غیاثی‌ کرمانی‌، ابن‌سینای‌ زمان‌: علامه جعفری‌، زندگی‌نامه‌ و خاطرات‌ ، قم‌ ۱۳۸۰ ش‌؛
(۶) عبدالرحیم‌ گواهی‌، «جهانی‌ که‌ بنشسته‌ در گوشه‌یی‌»، در شریعه‌ی‌ خرد، همان‌؛
(۷) عبداللّه‌ نصری‌، تکاپوگر اندیشه‌ها: زندگی‌، آثار و اندیشه‌های‌ استاد محمدتقی‌ جعفری، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌.

دانشنامه جهان اسلام  جلد ۱۰

بازدیدها: ۴۹۶

علامه جعفری و زیبا ترین دختر روزگار

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟! 

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده : 

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است.

یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی  خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است

 

بازدیدها: ۲۳

خاطره اى عبرت آموز

علامه جعفرى نقل مى کنند:
آقا شیخ مرتضى طالقانى فقیه و عارف و حکیم متاله در روحیه اینجانب تاثیر شدید گذاشت . در حدود یک سال و نیم محضر ایشان را در حکمت و عرفان درک کردم .
یکى از مهمترین خاطرات زندگى من مربوط به این مرد الهى بود…

من در دوران حضور در محضرشان ، روزى که آخرین روزهاى ذالحجه بود، براى درس به خدمتشان رسیدم ، همینکه وارد شدم و روبروى ایشان نشستم فرمودند براى چه آمدى آقا؟ من عرض کردم ، آمدم که درس را بفرمایید.

ایشان فرمودند: برو آقا درس تمام شد چون ماه محرم رسیده بود من خیال کردم ایشان مى فرماید که تعطیلات محرم ۱۴ روز رسیده است ، لذا درس تعطیل است و آنچه که به هیچ وجه به ذهنم خطور نکرد این بود که ایشان خبر مرگ و رحلت خود را از دنیا به من اطلاع مى دهد و همه آقایان که در آن موقع در نجف بودند مى دانند که ایشان بیمار نبود لذا من عرض کردم ،

آقا دو روز به محرم مانده است و درسها تعطیل نشده است الله اکبر ایشان فرمود مى دانم آقا مى دانم به شما مى گویم درس تمام شد، خر طالقان رفته پالانش مانده روح رفته ، جسدش مانده و خدا را شاهد مى گیرم هیچگونه علامت بیمارى در ایشان نبود.

من متوجه شدم که آن مرد الهى خبر رحلت خود را مى دهد. سخت منقلب شدم ، عرض کردم . پس چیزى بفرمایید براى یادگار.

اول کلمه لا اله الا اللّه الا الله را با یک قیافه روحانى و رو به ابدیت گفت در این حال اشک از دیدگان مبارکش به محاسن شریفش ‍ جارى شد و این بیت را در حال عبور از پل زندگى و مرگ براى من فرمود:

تا رسد دستت به خود شو کارگر

چون فتى از کار خواهى زد به سر

بار دیگر کلمه لا اله الا اللّه الا الله را با حالتى عالى تر گفت : من برخاستم و هر چه کردم که بگذرد دستش را ببوسم نگذاشت و با قدرت بسیار دستش را کشید و من خم شدم پیشانى و محاسن مبارکش را چند بار بوسیدم و اثر قطرات اشکهاى مقدس آن مسافر یار ابدیت را در صورتم احساس کردم و رفتم .

پس فردا در مدرسه صدر که ما در آنجا درس مى خواندیم و محرم وارد شده بود به یاد سرور شهیدان امام حسین علیه السلام نشسته بودیم که مرحوم آقا شیخ محمد على خرسانى که از زهاد معروف نجف بود، براى منبر رفتن آمدند و همین که بالاى منبر نشست پس از حمد و ثناى خداوند گفت : انا لله و انا الیه راجعون ، شیخ مرتضى طالقانى به لقاء الله پیوست ، بروید به تشییع جنازه
درس زندگی//سید رضا حسینی

بازدیدها: ۳۲

درسى آموزنده(علامه سید محمد حسین طباطبایی)

علامه محمد تقى جعفرى نقل کرده اند:
در یکى از سالهاى اخیر به قم مشرف شده بودم به قصد دیدار ایشان علامه طباطبایى به منزلشان رفتم در خانه را زدم ، پیرمردى در را باز کرد. گفتم : آقا تشریف دارند؟ گفتند: بله گفتم به ایشان عرض کنید اگر حالشان مساعد باشد به خدمتشان برسم ، آن شخص رفت و برگشت و در یک اتاق را باز کرد، من وارد شدم ،

اتاق فرش نداشت ، همانجا نشستم مرحوم علامه آمدند و پس از سلام و احوالپرسى گفتند: چون در حال تشرف به آستان قدس ‍ رضوى هستم لذا فرشهاى اتاق را جمع کرده ایم این مطلب را گفتند و سپس ‍ فرمودند: بروم یک قالیچه بیاورم و بیندازم کف اتاق تا بنشینیم و خواستند بروند که من با نرمى دستشان را گرفتم و گفتم : هیچ احتیاجى به قالیچه نیست و عبا را از دوش برداشتم و پهن کردم و گفتم : بفرمایید روى عبا هم مى توانیم بنشینیم .

این انسان وارسته با یک قیافه ملکوتى که هرگز از یاد نمى برم فرمود: در این موقع عمرم درس آموزنده اى به من تعلیم دادى . من عرض کردم این جمله هشدار دهنده جنابعالى بسیار آموزنده تر و سازنده تر از آن بود که عرض ‍ کردم و سپس نشستیم و لحظاتى به گفتگو پرداختیم که هرگز عظمت آن لحظات را فراموش نخواهم کرد. پس از آن ملاقات دیگر به دیدار ایشان نائل نشدم . رحمه الله علیه .

درس زندگی//سید رضا حسینی

بازدیدها: ۶۱

درسى براى دزد

روزى علامه محمد تقى جعفرى به منزلش در خیابان خراسان مى رفت که متوجه شد دزدى قالى منزل ایشان را برداشته و مى برد. دزد را تعقیب کرد و در سراى بوعلى بازار تهران دید که آنجا در حال مظنه کردن قالى است .

لحظه اى که در مقابل حجره اى قصد معامله آن را داشت ، استاد پیش رفته و با پیشنهاد منفعت به طرفین صاحب حجره و دزد قالى را مى خرد. ولى شرط مى کند که خود فروشنده ،
آن را تا منزل برایش حمل کند وقتى دزد به درب منزل استاد مى رسد پى به اصل قضیه مى برد، دزد از استاد معذرت مى خواهد، استاد بدون آنکه به رویش بیاورد او را از این عمل منع مى کند و مى گوید من که ندیدم تو از خانه من فرش را دزدیده باشى …. من فقط قالى را از تو خریده ام و به این صورت او را به راه صواب رهنمون مى سازد.

درس زندگی//سید رضا حسینی

بازدیدها: ۱۰

زندگینامه و مصاحبه با حکیم علامه آیت الله محمد تقی جعفرى

تولدم در تبریز در حدود سال ۱۳۰۴ است دودمان ما از نظر سطح اقتصادى پائین بود، ولى صفاى عجیبى در دودمان ما حاکمیت داشت مخصوصا پدرم که معروف به صدق و صفا بود من از پیرمردهاى تبریز شنیدم که از پدرم دروغ شنیده نشد. این را از پدرم پرسیدم گفت : بله یادم نمى آید از سن بلوغ به این طرف دروغ گفته باشم او سواد نداشت درس نخوانده بود ولى وضع روحیه اش از نظر وارستگى و تقوى و صدق و عشق شدیدى که به کار داشت نمونه بود. کارش در نانوایى بود و پدرش نزد توتونچى بود وقتى از دنیا رفت مال دنیا براى او به جاى نگذاشت و هر چه داشت براى علاج بیمارى اش خرج شد.
و مجبور شد کارگرى کند و کارى در نانوایى یاد گرفت ولى چون فوق العاده با تقوى و وارسته و کارى بود محبوبیت عجیبى بین مردم داشت و عائله را به هر حال اداره مى کرد. پس از مدتى احساس کردم که از نظر روحى به دروس معنوى و الهى بیشتر از دبستانها و دبیرستان ها علاقه دارم در آن زمان از مرکز دستورى رسید که باید دانش آموزان لباس یک رنگ بپوشند که یادم هست رنگ طوسى بود و پدرم توانایى نداشت که آن لباس را تهیه کند، لذا وقتى به مدرسه آمدیم با اینگونه شاگرد اول بودم .
من و برادرم میرزا محمد جعفر را نگذاشتند به کلاس برویم و هنوز تلخى حادثه آن روز را فراموش نمى کنم ، که همین حادثه باعث شد که دبستان را رها کردم .
البته علت اصلى این که دبستان را رها کردم این بود که پدرم نتوانست از نظر وضع مالى ما را اداره کند و مجبور شد که مانع از مدرسه رفتن ما گردد، تا برویم کار کنیم . آن موقع از طرف وزارت معارف اعلام کردند که مخارج مرا مى دهند چون درسهایم خوب بود علاقه داشتند که ما در مدرسه باشیم ولى پدرم راضى نشد و گفت نه ، چون فکر مى کرد احساس منت به وجود مى آید، ما را فرستاد تا برویم کار کنیم .
بعد از رها کردن درس ، گویا یک شب در خواب صحبت مى کردم که پدرم بیدار بوده و مى شنود که من یک شعرى خواندم ، آن شعر الان دقیقا خاطرم نیست ولى مضمونش این بود که مراد و هدف و مقصود ما که علم علیهاالسلام بود روزگار از دست ما گرفت . چنین مضمونى را پدرم شنیده بود. صبح که از خواب بیدار شدم ایشان گفت که دیشب خواب مى دیدى ؟ فکر کردم و گفتم بله گفت در خواب چه مى گفتید؟ من درست یادم نمانده بود، گفتم که در خواب حال ناراحتى داشتم از اینکه از درس محروم شدم و این شعر را خواندم . پدرم گفت : من دقیقا نمى دانم ولى چنین الفاظى گفتى . بعد گفت خیلى خوب حالا که میلت است با برادر بزرگترت درس را ادامه بده رفتیم مدرسهطالبیه و آنجا از اول صرف و نحو را شروع کردیم و خواندیم .
تقریبا اوائل جنگ دوم جهانى بود من دیدم که ابوى نمى تواند زندگى من و برادرم را اداره کند پس مجبور شدیم که کار کینم یعنى هم کار کنیم و هم درس بخوانیم . مدتى تا ظهر کار مى کردیم و بعد از ظهر به مدرسه طالبیه مى رفتیم .
گاهى هم بالعکس مى شد. پیش از ظهرها درس مى خواندیم و بعد از ظهرها کار مى کردیم یک سال یا دو سال وضع به همین روال و منوال گذشت . ….
تا اینکه به تهران آمدیم . این سفر در زمان مرحوم آقا میرزا مهدى آشتیانى رحمت الله علیه بود بعد من مشرف شدم به قم .
بیش از یکسال در قم نبودم که به من خبر دادند والده در تبریز دیه از جهان فرو بسته من هم برگشتم به تبریز. آن موقع در تبریز مرحوم آیت الله آقاى حاج میرزا فتاح شهیدى از مجتهدین بسیار زبر دست و از اوتاد به شمار مى رفت خیلى با تقوى و وزین مرد بزرگى بود، خدمتشان رسیدیم و چند ماه در تبریز بودیم که ایشان به من گفت شما بروید به نجف ، عمده محرک ، ما براى نجف همین مرحوم شهیدى شد. یادم مى آید که مقدارى از وسائلش را هم ایشان فراهم کرد و مقدمات مسافرت را رو به راه کرد و مقدارى هم به ما پول داد و دو جعبه شیرینى هم تهیه کرد، مخصوصا این یادم هست .
وقتى به نجف رسیدم پس از دو سه روز کسالت شدیدى گرفتم اسم خاص ‍ این ناراحتى را نمى دانستم اما بدنم را که مى خاراندم جایش سرخ مى شد و باد مى کرد خیلى ناراحت بودم از آقایان مدرس مدرسه آمدند و گویا من حالم خیلى ناجور بود چون اینها از من فارسى سوال کرده بودند که چیست و حالتان چطور است و من هم به ترکى جواب داده بودم . اینها هم ترکى نمى دانستند و رفته بودند از مدرسه دیگر که معروف به مدرسه باکوبه اى هاست آقا شیخ نصرالله شبسترى را آورده بودند که ایشان آذربایجانى بود و ترکى مى دانست .
ایشان هم که روحانى بسیار خوب و وارسته اى است . خدا حفظش کند از من سوال کرد که شما کى آمدید و جز اینها رفت یک آشى پخت و گوشت هم ریخته بود ۵-۶ روز بود که من هیچ نخورده بودم آن آش خیلى به ما لذت داد و مزه داشت بعد شرفیاب شدم به زیارت امیر المومنین علیه السلام و گفتم که خلاصه ما را بیش از این امتحان نکن . حالم خوب شد و افتادیم دوباره در کار.
داستانهاى این جورى زیاد بود ولى روح خیلى نشاط داشت و مصائب مادى و مادیات واقعا ناچیز نمودار مى شد و در این باره من حوادث بسیار زیادى دیدم که بهت آور بود.
وقتى که آمدم ایران خدمت آیت الله بروجردى رسیدم و ایشان فرمودند که بمانید قم و درسى را شروع کنید آن موقع آب قم با طبع و مزاج من ناسازگار نبود. به ایشان عرض کردم که اگر اجازه بفرمائید یا به تهران بروم یا مشهد و آب قم به من نمى سازد. ایشان هم ما را مخیر کرده و فرمودند: بسیار خوب ، هر کجا میل دارید بروید و اقامت کنید در حدود یکسال در مشهد بودم . درسهایى شروع شد و در زمان مرحوم آیت الله میلانى حوزه مشهد خیلى فعال و پر تحرک بود. طلبه هاى برجسته خوبى مشغول کار شدند. دیگر چون دیدم باز آب مشهد به نساخت آمدم به تهران
 درس زندگی//سید رضا حسینی

مصاحبه با استاد، آیت اللّه محمد تقى جعفرى

من در حدود سال ۱۳۰۴ در تبریز متولد شدم . تحصیلات مقدماتى را در همان شهر گذراندم و بعد براى ادامه تحصیل به تهران آمدم . مقدارى از متن رسائل ، مکاسب مانده بود که در تهران خواندم . همچنین در درس مرحوم آیت اللّه آقا شیخ محمد رضا تنکابنى (ابوى آقاى فلسفى ) نیز شرکت مى کردم . در این زمان مرحوم آقا میرزا مهدى آشتیانى در مدرسه مروى معقول تدریس مى کردند که من با اشتیاق کامل و میل فراوان ، در این درس نیز حضور داشتم .

 البته من از همان ابتداى تحصیل علاقه زیادى به معقول داشتم و در وجودم میل به هستى شناسى موج مى زد. چند روز پیش یکى از همدوره هاى گذشته این جا آمده بود، در ضمن صحبت مى گفت : شما از همان دوران سیوطى و مغنى علاقه به معقول داشتید. به خاطرم مى آورد که پیش چه کسانى براى درس مى رفتیم و چه مباحثه هایى داشتیم . بعد از تهران مشرف شدم به قم . زمان آقایان اربعه بود، آیات عظام : مرحوم صدر، مرحوم خوانسارى ، مرحوم حجت و مرحوم فیض ، رحمت اللّه علیهم جمیعا. حدود یک سال از آمدن من به قم گذشته بود که نامه اى از تبریز آمد که مادرتان مریض است ، من برگشتم تبریز. البته ایشان فوت کرده بودند. در تبریز مرحوم آیت اللّه میرزا فتاح شهیدى ، صاحب حاشیه بر مکاسب ، به من اصرار زیاد کردند که نجف بروم و مى فرمودند: نه تهران بمان ، نه قم ، بروید نجف . مقدار زیادى از مقدمات سفر را هم ایشان تهیه کردند و رهسپار نجف شدیم .
 
زمانى که من وارد نجف شدم یکى دو هفته بعد از فوت دو بزرگوار مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانى ، معروف به کمپانى و مرحوم آقا ضیاء بود. این موقع بود. من یکبار دیگر جلد دوم کفایه را در نجف خواندم و بعد رفتم درس خارج . اولین درس خارج من درس مرحوم حاج شیخ کاظم شیرازى بود. مرحوم حاج شیخ کاظم شیرازى بسیار مرد مربى و فقیه با اخلاقى بود. با اخلاق و فقیه ، از این رو درس بسیار سازنده اى داشت .
ایشان بسیار مورد توجه آیات و مراجع عظام بخصوص مرحوم آیت اللّه میرزا محمد تقى شیرازى بود. مقدار زیادى از طهارت و مکاسب محرمه را از حضور ایشان استفاده کردم . بعدها نیز ایشان یک دوره طهارت در مدرسه قوام فرمودند که من حضور داشتم . همزمان با دروس ‍ فقه ، در درس اصول آیت اللّه خوئى شرکت مى کردم . همچنین در اصول ، خارج مقالات آقا ضیاء را خدمت مرحوم آقا میرزا حسن یزدى خواندم ؛ چرا که به دقتهاى مرحوم آقا ضیاء در اصول علاقه مند بودم . ایشان براستى در اصول مرد دقیقى بود.
 
یک درس هم خدمت آیت اللّه سید محمود شاهرودى مى رفتم که مکاسب محرمه بود. یک مقدارى از خیارات را نیز از حضور ایشان بهره مند گشتم .
حدود یکسال و نیم خدمت مرحوم آیت اللّه حکیم بودم که ایشان عروه مى فرمودند همین مستمسک که نوشتند در ماه هاى مبارک هم درسهاى ایام تعطیلى داشتم ، از جمله قاعده فراغ و تجاوز را یک ماه خدمت مرحوم آیت اللّه سید جمال گلپایگانى خواندم . و کتاب رضاع را در یک ماه مبارک خدمت آیت اللّه سید عبدالهادى شیرازى بودم . در فقه مدت هفت سال من خدمت آیت اللّه سید عبدالهادى شیرازى بودم و در جلسه حاشیه بر عروه ایشان حضور داشتم که بسیار از نظر فقاهى پر برکت بود. یکى از عالى ترین ایام زندگانى من ، همین مدت هفت سال است که خدمت ایشان بودم . مرحوم آقا سید عبدالهادى ، مرد علم و عمل و براستى تجسمى از معرفت و تقوا بود. در علم اصول ، مدت یازده سال من خدمت آیت اللّه خوئى بودم که تقریبا دو دوره مى شد؛ چرا که هر دوره درس اصول ایشان در آن زمان حدود ۵ تا ۶ سال طول مى کشید.
 
مقدارى هم درس اصول مرحوم آیت اللّه آقا سید محمد هادى میلانى شرکت کردم و همچنین در فقه کتاب اجاره را خدمت ایشان خواندم . فقه و اصول ما در نجف به خوبى پیش رفت . خداوند به ما اساتید خوب و کم نظیرى عنایت کرده بود و من توانستم از حضور آنها بهره ها ببرم .
 
و اما کارهایى که در فقه و اصول انجام داده ام تقریرات دو دوره اصول را که خدمت آیت اللّه خوئى بودم نوشتم که جزواتش در نجف دست به دست دوستان مى گشت . اکنون هم بعضى از جزواتش پیش من نیست از این میان بحث الامر بین الامرینچاپ شد و اولین نگارش من به زبان عربى است . در فقه هم رساله رضاع را نوشتم و حواشى کم و بیش نیز بر بعضى از ابواب فقه دارم . مدت سه سال آخر اقامت در نجف نیز درس خارج مى گفتم در مسجد هندى خارج مکاسب شروع کرده بودم .
از ابتداى آشنایى با مکاسب ، من خیلى به این کتاب علاقه پیدا کرده بودم کتاب عجیبى است عظمت شیخ انصارى ، رحمه اللّه علیه ، به خوبى در این کتاب متجلى شده است . خارج اصول هم مى گفتم که عمده نظر من بر کفایه مرحوم آخوند بود. و امّا فلسفه و معارف دیگر، باید عرض کنم پس از تحصیلات فلسفه و معارف مربوطه در خدمت مرحوم آقا میرزا مهدى آشتیانى در تهران و مرحوم آقا شیخ صدر قفقازى و آقا شیخ مرتضوى طالقانى در نجف اشرف ، که البته سالهاى زیادى طول کشید، در این مقوله چه در نجف و چه در تهران تدریسهاى فراوان داشته ام .
 
اما درباره فلسفه ها و علوم انسانى از دیدگاه هاى متفکران جوامع خارجى ، اگر چه من در نجف از طریق کتابهایى که از مصر و ایران و ترکیه و لبنان وارد نجف مى شد، با معارف و علوم مغرب زمین آشنا شدم ، ولى بعدها با شدت تلاش در این مقوله ، مجبور شدم مخصوصا در تهران از آشنایان کامل به زبانهاى خارجى درباره ترجمه ها استفاده کنم .
 
در این جا یک نکته را هم متذکر مى شوم و آن این است که چون بعضى از ترجمه ها قابل اعتماد نیست ، لذا چنانکه در مجلد ۱۴ از تفسیر و نقد و تحلیل مثنوى ، در خاتمه بیان کرده ام ، در آن موارد که چاره اى جز رجوع به ترجمه مشخصى نداشتم ، مطالبى را که آن ترجمه ارائه کرده است ، مورد بررسى قرار داده ام ، بدون این که آنها را به طور یقین به متفکرى که مترجم مطالب او را ترجمه کرده است ، نسبت بدهم .
و به موازت کاربر روى اصول و فلسفه اسلامى به فراگیرى این علوم و معارف نیز مى پرداختم ؛ اما تلاش و کار در فقه و اصول را هرگز رها نمى کردم . به خاطر دارم آن گاه که مى خواستم از نجف به ایران باز گردم ، یکى ازبزرگان به من فرمود: جعفرى ! در ایران فقط فقه و اصول نیست مردم به مطالب دیگر هم نیاز دارند.
بعضى ها هم به من گفته اند:جعفرى ! مردم به فلسفه و علوم انسانى از دیدگاه هاى متفکران نیز احتیاج دارند.
اکنون نیز من اگر این نوشته ها و تحقیقاتم را ضرورى و لازم ندانم و پرداختن به آنها واجب نشمارم ، قطعا مى پردازم به تدریس فقه و اصول و درسهاى رسمى حوزه . ولى من اینها را واجب مى دانم ، چون جاى آنها در اجتماع خالى است و اجتماع ما به آنها نیازمند است .
 ایینه داران حقیقت مجله حوزه تیر ۶۶
استاد علامه محمد تقی جعفری قدس سره به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در شهر تبریز متولد شد و پس از تحصیلات عالیه علوم اسلامی در شهر تبریز، طهران، قم و نجف اشرف در محضر آیات عظام، میرزا فتاح شهیدی، شیخ محمدرضا تنکابنی، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و سید محسن حکیم کسب فیض نمود.تا حال حاضر بیش از هشتاد اثر از آثار استاد به طبع رسیده است و چاپ بعضی از آنان همچون شرح مثنوی در ۱۵ جلد مکرر را تجدید گردیده است. ضمناً تحت نظارت ایشان و طی ۱۲ سال کاملترین کشف الابیات مثنوی مولوی در ۴ جلد رحلی تحت عنوان «از دریا به دریا» منتشر شده است.
از آثار برجسته ایشان شرح و تفسیر بر نهج البلاغه می باشد که ۲۷ جلد آن به زبان فارسی چاپ و منتشر شده است. دیگر اثر نفیس استاد جعفری، در زمینه بررسی و مقایسه افکار مولانا با فلسفه ها و جهان بینی های شرق و غرب می باشد که تحت عنوان مولوی و جهان بینی ها چاپ شده است.
در زمینه حقوق بشر و مقایسه آن با حقوق بشر در اسلام، کتاب مفصل و مشروحی به قلم ایشان منتشر شده که نظریات جدید آن در کنفرانس اسلامی طرح ومورد استفاده قرار گرفته است. کتاب مزبور به زبان انگلیسی نیز ترجمه و چاپ شده است و به زبان ژاپنی توسط یکی از اساتید دانشگاه ناکویا در دست ترجمه است.
بیش از ۶۰ کتاب و مقاله دیگر استاد علامه جعفری هنوز منتشر نشده و در آینده به طبع خواهند رسید. که به این ترتیب مجموعه آثار منتشر نشده ایشان متجاوز از ۱۵۰ عنوان می گردد. کتاب های ایشان در زمینه های: فقه، علوم سیاسی، روان شناسی، علوم تربیتی، معارف اسلامی، نظریه زیبایی و هنر در اسلام مباحث فلسفی و کلامی، مشحون از آرا و نظریات ابتکاری و بدیع است.
تاکنون ده ها نویسنده، استاد و محقق و متفکر از سراسر جهان با ایشان مذاکرات علمی داشته اند که بیش از ۵۰ فقره از این مذاکرات در ۲ جلد کتاب تحت عنوان «تکاپوی اندیشه ها» منتشر شده است.
لازم به ذکر است که مکاتبات علمی علامه جعفری با برتراند راسل فیلسوف شهیر انگلیسی که طی آنها، استاد جعفری به برخی از نظریات راسل انتقاد وارد ساخته، در بعضی از کتاب های ایشان مثل: نقد و بررسی افکار راسل، توضیح و بررسی مصاحبه راسل ـ وایت مکرر به چاپ رسیده است. همچنین کتابی تحت عنوان «بررسی و نقد سرگذشت اندیشه ها» حاوی تحلیل و نقد نظریات آلفرد نورث وایتهد پدر منطق ریاضی که یکی از بزرگترین فلاسفه اروپا می باشد، چاپ و منتشر شده است.ضمناً کتاب هایی به قلم ایشان در نقد و تحلیل فلسفه پوزیتیویستی و نئوپوزیتیویستی معاصر غرب چاپ و منتشر شده است. که از آن جمله می توان به شرح و نقد نظریات کانت، هگل، دکارت و دیوید هیوم اشاره نمود.
استاد فقید علامه محمد تقی جعفری (ره) بر اثر بیماری در تاریخ ۲۵/۸/۱۳۷۷ به رحمت ایزدی پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد.
فهرست آثار علامه محمدتقی جعفری (قدس سره)در فقه:

۱ـ رسائل فقهی که شامل مطالب زیر است:

  1. ـ طهارت اهل کتاب
  2. ـ ذبایح اهل کتاب
  3. ـ عدم انحصار زکات در موارد نه گانه
  4. ـ قاعده لاضرر و لاضرار
  5. ـ حلیت و حرمت گوشت انواع حیوانات
  6. ـ حقوق حیوانات در فقه اسلامی
  7. ـ کیفر سرقت در اسلام
  8. ـ مقایسه حقوق بشر در اسلام و غرب
  9. ـ بحثی درباره امر به معروف و نهی از منکر
  10. ـ حرمت سقط جنین
  11. ـ مسئولیت مدنی ناشی از جرم کودکان بزهکار در فقه و حقوق اسلامی

۲ـ حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب (فارسی و انگلیسی)
۳ـ الرضاع

در فلسفه:

۱ـ جبر و اختیار
۲ـ مجموعه مقالات که شامل موضوعات زیر است:

  1. ـ برهان کمالی دکارت بر وجود خداوند
  2. ـ برهان کمالی (وجویی) در اثبات خدا
  3. ـ هدف زندگی
  4. ـ مقدمه ای بر مفهوم فلسفه مالکیت
  5. ـ حرکت و تحول
  6. ـ حرکت و تحول از دیدگاه قرآن
  7. ـ طبیعت و ماورای طبیعت
  8. ـ علم در خدمت انسان
  9. ـ رابطه علم و حقیقت
  10. ـ علم و عرفان از دیدگاه ابن سینا
  11. ـ علم از دیدگاه اسلام
  12. ـ امید و انتظار

۳ـ ارتباط انسان و جهان
۴ـ ایده آل زندگی و زندگی ایده آل
۵ـ نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی

  1. ـ مفاهیم و اندیشه های مجرد
  2. ـ خویشتن
  3. ـ علیت
  4. ـ استی و بایستی

۷ـ بررسی و نقد برگزیده افکار راسل
۸ـ زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام
۹ـ حکمت اصول سیاسی اسلام (فلسفه سیاسی اسلام) این کتاب ترجمه و تفسیر فرمان مبارک حضرت امیر المؤمنین (ع) به مالک اشتر است.
۱۰ـ بررسی و نقد کتاب (سرگذشت اندیشه ها) که مهمترین کتاب آلفرد نورث وایتهد در فلسفه مغرب زمین است.
۱۱ـ پیام خرد،‌ این کتاب حاوی تعدادی از سخنرانی های بین المللی می باشد که به عنوان نمونه می توان به سخنان ایشان تحت عنوان (تقسیم بندی فلسفه ها) در یونان در دانشگاه آتن اشاره نمود.

پس از این سخنرانی و بیان این تقسیم بندی جدید در فلسفه، آقای پروفسور «موچوبولوس» استاد بزرگ فلسفه در دانشگاه آتن درباره استاد علامه جعفری این مطالب را بیان کرد: همان گونه که در معرفی استاد گفتم: ایشان بسیار عمیق به مسائل می نگرند. امروز شما آقایان و خانم ها با سخنرانی علامه جعفری می توانید این موضوع را تأئید کنید که استاد علامه جعفری تقسیم بندی جدیدی را که برای علم و فلسفه و انواع آن مطرح کرده اند بسیار جالب است و با توجه به افکار ایشان می توان خطوط اصلی فلسفه و وظایف آینده فیلسوف را تعیین کرد.

۱۲ـ فلسفه دین
۱۳ـ تحقیقی در فلسفه علم
۱۴ـ فلسفه و هدف زندگی
۱۵ـ فلسفه و نقد سکولاریزم
۱۶ـ مقدمه ای بر فلسفه
۱۷ـ مولوی و جهان بینی ها
۱۸ـ تعاون الدین و العلم
۱۹ـ الامر بین الامرین
۲۰ـ نهایت الادراک الواقعی بین الفلسفه القدیمه و الحدیثه
۲۱ـ آفرینش و انسان
۲۲ـ موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی

در عرفان:
۱ـ عرفان اسلامی

۲ـ آیا شریعت طریقت و حقیقت با یکدیگر متفاوتند؟
۳ـ نیایش امام حسین (ع) در صحرای عرفات (به زبان فارسی و عربی)
۴ـ تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی (۱۵ جلد)
۵ـ حضرت علی (ع) و عرفان
۶ـ علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی

در علم النفس:
۱ـ آیا جنگ در طبیعت انسان است؟

۲ـ وجدان

در معارف اسلامی:
۱ـ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه (۲۷ جلد)

۲ـ ترجمه کامل نهج البلاغه (۱ جلد)
۳ـ انسان در دیدگاه قرآن
۴ـ مبدا اعلا
۵ـ امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت
۶ـ شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی
۷ـ علم از دیدگاه علی
۸ـ علم و دین در حیات معقول
۹ـ اخلاق و مذهب
۱۰ـ شناخت از دیدگاه علمی و قرآن

در ادبیات و تحقیقات در مبانی آنها:
۱ـ سه شاعر (حافظ، سعدی، نظامی)

۲ـ حکمیت و اخلاق و عرفان در شعر نظامی گنجوی (به زبان فارس یو روسی)
۳ـ تحلیل شخصیت خیام (بررسی آرا فلسفی، ادبی، علمی و دینی)
۴ـ از دریا به دریا (کشف الابیات مثنوی مولوی در ۴ جلد)

در مباحث علمی:
۱ـ عمل تجوید ذهن

۲ـ بحثی در قانون تعادل در روش تجزیه ای و ترکیبی
۳ـ دانش ها و ارزش ها در مجرای قوانین علمی

در مدیریت:
۱- انگیزش مدیریت در اسلام و نقد انگیزش های معاصر

در فرهنگ:
۱ـ فرهنگ پیرو ـ فرهنگ پیشرو

۲ـ طرحی برای انقلاب فرهنگی

 

بازدیدها: ۹۲