زندگینامه استاد علامه سيد جلال الدين موسوى آشتيانى‏

ولادت و تحصيلات ابتدايى‏

استاد علامه سيد جلال الدين موسوى آشتيانى سال 1304 شمسى در آشتيان به دنيا آمد. او در دوازده سالگى دوره ابتدايى را در دبستان خاقانى آشتيان به پايان رساند و چند سالى هم نزد دو تن از روحانيان آن ديار، گلستان سعدى، بوستان، منشآت قائم مقام، ديوان حافظ، منشآت اميرنظام گرّوسى، نصاب الصبيان و جامع المقدمات و قسمتى از شرح سيوطى و دره نادرى و خط و مقدارى رياضيات را فراگرفت. پس از اين دوران، جهت ادامه تحصيل در دبيرستان عازم تهران مى شود، ولى ميرزا احمد آشتيانى او را از اين كار بازمى دارد و ميفرمايد:( عمر خود را ضايع نكن، شايسته است كه به قم برويد و به تحصيل علوم قديمه بپردازيد).

تحصيلات حوزوى و اساتيد

استاد بنا به سفارش ميرزا احمد سال 1323( در سن نوزده سالگى) عازم حوزه علميه قم شد و پس از پايان دوره سطح، در درس خارج فقه و اصول حضرت آيت الله العظمى بروجردى حاضر شد. او همزمان مدت هشت سال تمام از حكيم الهى حضرت علامه طباطبايى الهيات شفا و اسفار الأربعه و قريب يك دوره اصول فقه و قسمتى از تفسير قرآن را فراگرفت. پس از اين دوره به سفر انفس و آفاق پرداخت. در قزوين از محضر پر فيض آيت الله سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى سفر اسفار را آموخت و سپس در سال 1336 جهت تكميل علوم نقلى راهى نجف شد. مدت دو سال از محضر آيات عظام حكيم، عبدالهادى شيرازى و به ويژه محقق عظيم الشأن آيت الله العظمى ميرزا سيد حسن بجنوردى بهره مند شد. در همين زمان سخت بيمار شد و به ناچار به ايران بازگشت. پس از مداوا در تهران مدتى به حوزه درس اسفار حكيم محقق ميرزا احمد آشتيانى و مدتى نيز به طور متفرقه به درس ميرزا مهدى آشتيانى راه يافت.

تدريس و تاليف‏

استاد سال 1338 ش آهنگ ارض ملكوتى رضوى كرد و در آن ديار در حدود پنجاه سال به تصنيف و تدريس فلسفه و عرفان در حوزه و دانشگاه فردوسى مشهد( دانشكده الهيات) پرداخت و اين دوره بحق دوره پر بار عمر آن حكيم الهى است كه حاصل آن صدها كتاب و مقاله فلسفى- عرفانى است، كه نظير آن را در هيچ يك از تأليفات مدعيان فلسفه و عرفان عصر حاضر نمى توان يافت و ديگر خيل شاگردانى است كه در كشور پهناور ايران پراكنده اند و حتى از كشورهاى ديگر نيز به درس آموزى به خدمت استاد مى رسيدند. همين تأليف ها و تدريس متون عالى از وى شخصيت عظيم جهانى ساخته بود، متونى كه تدريس و فهم آنها فيلسوف و عارفى چون حكيم آشتيانى را شايسته و بايسته بود. دريغا كه با رفتن اين حكيم الهى دوران غريبى اين اوراق دوباره فرارسيد تا حكيمى و آشتيانى ديگرى و استاد در اين باره مى فرمايد« اگر كسى مى توانست عبارات شِفا و حكمت الاشراق سهروردى درس بدهد شق ّالقمر كرده بود» و در جاى ديگر به گونه اى صريح تر مى فرمايد

« با كمال تأسف چراغ فروزان حكمت متعاليه و عرفان كه به دست لرزان افراد نادر از اكابر علماى اماميه تا اين اواخر اطراف خود را روشن مى نمود رو به خاموشى رفت. در عصر ما استاد وارد در عرفان كه از عهده تدريس آثار عرفانى برآيد وجود ندارد و در حكمت و فلسفه نيز جز عده بسيار معدود كسى باقى نمانده است، چرا كه محيط موجود، مستعد و آماده براى پرورش شاگرد نمى باشد و اگر به نام درس فلسفه و تصوف حوزه اى ديده شود بايد چيزى شبيه كاريكاتور تلقى شود.» اين مسائل قلبش را به درد آورده بود. در راه ترميم اين دردها حدود پنجاه سال شب ها را تا به صبح نخوابيد و تارهاى وجودش نغمه هاى حكمت و عرفان را نواخت. سلامُ اللهِ ما كَرَّ اللَّيالي و جاوبَتِ الْمَثاني وَالْمَثالي. او عمرى را با حكمت و عرفان زندگى كرد، وجوه حكمت( لفظى، كتبى، ذهنى و عينى) در دل و جان او ريشه كرد و از او حكيمى جامع ساخت، مرتبه اى كه هر قلندرى توان دستيابى به آن را نداشت.

هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند و آن كه اين كار ندانست در انكار بماند

وفات‏

سرانجام آن استاد بزرگ و بى نظير حكمت و عرفان پس از هشتاد سال عمر پر بركت و تلاش بى وفقه و خدمتهاى بى نظير خود، روز چهارشنبه سوم فروردين ماه 1384 دار فانى دنيا را وداع گفت و به ديار ابديت شتافت.

حيات علمى‏

زندگى علمى علامه سيد جلال الدين آشتيانى را مى توان به دوره تحصيل، تدريس و تصنيف تقسيم كرد. دوره تحصيل از آشتيان شروع مى شود و به تهران، نجف و قم ختم مى شود. اين دوره، دوره درس آموزى استاد است كه نگارش اين دوره از گنجايش اين مقاله بيرون است، ولى دوره مهمى كه بيشتر آثار او هم مربوط به همين دوره است دوره اقامت استاد در ارض اقدس رضوى است. در واقع اين دوره كه در حدود پنجاه سال از عمر با بركت استاد را شامل مى شود دوره تدريس و تصنيف است و به نظر مى رسد به اين دوره بايد بيشتر توجه شود، گرچه سراسر زندگى آن بزرگمرد درس و الگوى كامل براى جويندگان علم و معرفت است.

مشهد آن ارض ملكوتى ميزبان هشتمين قطب عالم امكان است. جارالرضا بودن بزرگ ترين سعادت و افتخار هر كسى است. علامه آشتيانى به آن ديار پا مى گذارد تا چراغ حكمت علوى و فلسفه الهى را كه در آن ارض اقدس به خاموشى گراييده بود با تدريس منظومه، اسفار، شواهد الربوبيه و شرح فصوص قيصرى جانى دوباره بخشد. آشتيانى و مكتب مشهد علامه آشتيانى در تبيين سير تاريخى ماجراى ضد فلسفه در مشهد چنين مى نويسد:« الآن در حوزه قم زمينه مناسب براى تدريس و كار در فلسفه هست، در مشهد اين طور نيست. مرحوم آقاى ميلانى را به جهت اين كه شاگرد مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهانى فيلسوف بوده، با اين كه شيخ محمد حسين اصفهانى از زهاد درجه اول زمان خودش بوده است مورد توهين و اذّيت قرار دادند. اين مخالفت با فلسفه در مشهد تاريخچه اى دارد و آن بر مى گردد به زمان آقا ميرزا مهدى اصفهانى كه شاگرد ميرزا حسين نائينى بوده است. او ابتدا همان طريقه آخوند ملا حسينقلى همدانى و بهارى و كشميرى را انتخاب مى كند. او پيش ميرزا احمد آشتيانى شواهد الربوبيه مى خواند، امّا فهم مطالب فلسفى براى او از اصعب امور بود، پس از همه اين مراحل به دليل فاقد توانايى فهم اين متون از عرفان و فلسفه سرخورده مى شود و به جان فلسفه مى افتد.» در جايى ديگر مى فرمايد« الآن مشهد شش هزار نفر طلبه دارد، ولى عده اى هم منع مى كنند و مى گويند فلسفه نرويد كفر است و يك مكتب خاصى براى خودشان دارند و هر چيز جز آن را طرد و تخطئه مى كنند. حقير در ضمنِ نقد و ردّ تهافت الفلاسفه، آثار رب النوع آنها را مورد نقد قرار مى دهم تا معلوم شود اين جماعت با چيزى كه آشنا نيستند معارف ائمه است.» به هر حال، علامه آشتيانى نزديك به پنجاه سال در چنين حوزه اى به تدريس فلسفه و عرفان اشتغال داشت و آن هم، تدريس آن حكيم الهى كه به حق عنوانِ مدرس عرفان و فلسفه تنها بر او شايسته و بايسته است.

او تنها و يك تنه در مقابل اين افراد ايستاد و اگر نبود عظمت و جامعيت و اخلاص علمى آن درخت تناورِ فلسفه و عرفان، كه به راستى جلال حكمت و عرفان است، مقاومت و ادامه راه ممكن نمى شد. او كه به ظاهر يك فرد بود، ولى در واقع هزاران تن، فلسفه را در آن حوزه مبارك از غربت نجات داد، همان گونه كه سقراط در يونان چنين كرد. با توجه به آن وضعيت حتى پس از انقلاب قسم مى خورند كه: ما نمى گذاريم كسى كه( آشتيانى) تحت عنوان فلسفه به مرحوم مجلسى اهانت مى كند آب خوش از گلويش پايين برود و راحت زندگى كند؛ يا رياست دانشكده الهيات كه به پاس خوش خدمتى به پست هاى مادى دنيوى رسيده بود، زمينه بازنشستگى اجبارى استاد را فراهم مى كند؛ در گزارش كار خود اين كار را از افتخارات دوران تصدى رياستش قلمداد مى كند و به خيال خود محيط دانشكده را از وجود ايشان منزه كرده است.

حال استاد با آن وضع اسفناك و دردآور، حدود دويست عنوان كتاب، رساله يا مقاله تصنيف و تأليف يا احيا مى كندو در دو مركز علم و دانش، دانشكده الهيات دانشگاه فردوسى و مدرسه علميه امام جعفر صادق به تدريس مى پردازد. اين نيست جز توفيق و همراهى حضرت حق و درستى راه و اخلاص در عمل و صلابت ايمان و از همه مهمتر سفارش استادش حضرت علامه طباطبايى مبنى بر اين كه« چراغ فلسفه سنتى را روشن نگه دارد.» ولو لا اللطف‏  والإحسان منه لما طابَ الحديث ولا الكلامُ وكل لطيفةٍ وظريف معني أستاذي فيه والله الأمامُ.

آثار

بيشترين آثار حضرت استاد در دوران تدريس، تأليف شده است و دوران تحصيل استاد كه خود داستان ديگرى دارد كه به يقين درس بزرگى براى طالبان علم و دانش است كه بسى خواندنى و شنيدنى است و نورانى ترين چراغ راه رهروان اين راه است و بيشتر اين آثار حاصل و نتيجه همين دوران تحصيل است. خود استاد در اين باره مى فرمايد« حقير ايامى كه در حوزه پر فيض قم موفق به تحصيل علوم اسلامى بود، مشكلِ علمى كتاب هايى را كه قرائت مى نمودم مى نوشتم. به همين مناسبت طى ده سال از ايام تحصيل را كه به دروس عاليه اشتغال داشتم، مطالب زياد و مفصلى در فلسفه و عرفان و فقه و اصول و كلام تهيه نمودم. كتاب هايى را كه در ايام اشتغال به تدريس فلسفه و عرفان اسلامى در دانشگاه مشهد و مدرسه علميه امام صادق( ع) چاپ و منتشر كردم و يا آماده براى انتشار دارم، محصول و نتيجه زحمات طاقت فرساى آن ايام پر فيض طلبگى است، ايامى كه با عشق بى حدّ و نهايت و خلوص ايمان و عقيدت براى كسب فيض به محضر اساتيد عالى مقام، كه بعضى از آنها در قيد حيات و برخى چهره در نقاب خاك كشيده اند، حاضر مى شدم. كسانى كه از فلسفه و تصوف اطلاع كافى دارند و به حاق ّ مسائل علمى مدون در كتاب هاى فلاسفه و عرفا رسيده اند مى دانند كه تحرير و تأليف اين قبيل از كتاب ها چه اندازه صرف وقت و دقت و مطالعه لازم دارد.» سيدنا الاُستاذ تمامى عمر با بركت خود را صرفِ تحقيق و پژوهش در آثار، افكار و احوال حكيمان و فيلسوفان بزرگ اسلامى نمود و حال آن كه خود از برجستگان اين جماعت بود. او تمام عمر خويش را وقف احياى آثار و تصنيفات فلسفى و عرفانى نمود و حتى تحت هيچ شرايطى حاضر نشد كه بخشى از وقت خود را صرف تشكيل خانواده و ازدواج كند. با اين كه آن حالت تجرد به ويژه در دوران اخير كه سن آن جناب به بالاى هفتاد رسيده بود روزگار سختى را بر ايشان تحميل كرده بود و لطافت روحى خاص استاد نيز دشوارى اين دوران را صد چندان كرده بود. علامه آشتيانى شارح بزرگ و بى بديل حكمت و عرفان در بين نحله هاى موجود مكتب صدرايى را كامل تر از بقيه مكتب هاى فلسفى مى دانست. اگر روزگارى همه آن نظريات عميق و دقيق و اصولى كه در فلسفه و عرفان تبيين و تأسيس كرده در يك كتاب تدوين شود خود نمايانگر عُمق انديشه و مكتب فلسفى و عرفانى استاد خواهد بود و آنگه مكتب و استقلالِ فكر و انديشه خود را نشان خواهد داد و روش ذوقى و عرفانى و فلسفى او نمايان خواهد شد. او با شرح و نقد عالمانه سه مكتب فلسفى مشاء، اشراق، حكمت متعاليه و شرح و نقد عرفان نظرى كه همه نشان دهنده تسلط كامل او بر مبانى همه مكاتب فلسفى و عرفانى است، ثابت كرد كه در پى كشف و وصول به حقيقتى است كه نظام معنوى عالم هستى بر آن استوار است. آشتيانى آثارى بس ارزشمند از خود به يادگار گذاشت كه بزرگ ترين دليل بر اين مدعاست و مى توان آثار مكتوبِ آن حضرت را در نُه عنوان تقسيم كرد:

– تصنيفات مستقل فلسفى و عرفانى‏

– مقدمات، تعليقات و تصحيحات آثار فلسفى و عرفانى( رساله ها و كتاب ها).

– مقدمات، تعليقات و تصحيحات آثار فلسفى و عرفانى( مجموعه ها)

– پيشگفتار بر كتاب هاى مختلف‏

– مقالات( درباره مسائل عرفانى و فلسفى)

– مصاحبه ها( با چندين نشريه علمى)

– مجموعه مقالات‏

– نامه ها

– پايان نامه ها نزديك به دويست اثر نوشتارى، اعم از تصنيف، تأليف، تصحيح و تحقيق و تعليق در قالب كتاب، رساله، مقدمه، مقاله، پيشگفتار، مصاحبه و نامه از علامه آشتيانى به يادگار مانده است. البته بيشتر اين آثار را تصحيحات، تأليفات و مقدماتى تشكيل مى دهند كه آن استاد عظيم الشأن بر حسب وظيفه و در پى احياى آثار ارزشمند فلسفى و عرفانى نوشته اند. از اين تعداد حدود 180 عنوان چاپ و منتشر شده است. نزديك به بيست عنوان از اين آثار يا دست نوشته است يا در دست مؤسسات و اشخاص است كه سرنوشت آنها خيلى معلوم نيست. در اين جا ياد كرد اين مطلب هم ضرورى به نظر مى رسد كه در محافل و نشست ها و مجالسى كه حرف از آمار آثار استاد به ميان مى آيد پنجاه اثر تأليفى را براى ايشان مى شمارند كه قطعاً اين آمار اشتباه است، براى مثال اثر عظيم منتخبات آثار حكماى الهى، كه شامل 25 رساله كوچك و بزرگ از نويسندگان مختلف است يك اثر شمرده شده كه با توجه به تعدد نويسندگان و گونه گون بودن موضوع رساله ها يك اثر محسوب نمى شود و به يقين اين گونه آماردهى خطاست و ما در اين فهرست هر يك از رساله ها را يك عنوان شمرديم و درست هم همين است و با محاسبه مقاله ها و نامه هاى چاپ شده در اين رساله، حدود دويست عنوان را تشكيل مى دهد.

الف) تصنيفات مستقل عرفانى و فلسفى‏

1. تفسير سوره توحيد؛ عنوان رساله اى است در تفسير عرفانى و فلسفى و بيان اسرار سوره توحيد، به زبان فارسى.

2. شرح رساله نوريه در عالم مثال؛ عنوان كتابى است درباره عالم مُثُل و مِثال براساس آموزه هاى حكمت متعاليه و عرفان از بهائى لاهيجى به زبان فارسى.

3. شرح بر زاد المسافر؛ شرحى است تحقيقى و توضيحى بر رساله زاد المسافر ملاصدرا درباره معاد جسمانى براساس آموزه هاى حكمت متعاليه به زبان فارسى.

4. شرح حال و آراى فلسفى ملاصدرا؛ عنوان كتابى است درباره آثار، احوال، آرا و نظريات فلسفى ملاصدراى شيرازى به زبان فارسى.

5. شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم؛ عنوان كتابى است تحقيقى، انتقادى، تكميلى در شرح و تبيين مبانى عرفان نظرى به زبان فارسى.

6. نقدى بر تهافت الفلاسفه غزالى؛ عنوان كتابى است در نقد افكار و انديشه فلسفى و كلامى غزالى و رد مطالب كتاب تهافت غزالى.

7. هستى از نظر فلسفه و عرفان؛ عنوان كتابى است درباره مباحث وجود براساس كتاب المشاعر، به زبان فارسى.

ب) مقدمات، تعليقات و تصحيحات بر آثار فلسفى و عرفانى‏

8. اثولوجيا؛ عنوان كتابى است درباره الهيات براساس آموزه هاى فلسفه يونان باستان از افلوطين به زبان عربى، ترجمه اين ناعمه حمصى، با تعليقات قاضى سعيد قمى، مقدمه انگليسى از سيد حسين نصر.

9. اساس التوحيد؛ عنوان كتابى است در بررسى قاعده« الواحد» از ميرزا مهدى آشتيانى به زبان فارسى.

10. اصل الأصول؛ عنوان كتابى است درباره معناى مفهوم وجود و مسائل پيرامونى آن از ملا نعيماى طالقانى به زبان عربى.

11. اصول المعارف؛ عنوان كتابى است كه در بردارنده يك دوره مختصر فلسفه اسلامى از ملا محسن فيض كاشانى به زبان عربى.

12. اعجاز البيان فى تفسير أم القرآن؛ عنوان كتابى است درباره تفسير عرفانى و تأويل سوره حمد به زبان عربى از صدرالدين قونيوى.

13. انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه؛ عنوان كتابى است در شرح حديث حقيقت از ملا عبدالله مدرس زنوزى، به زبان فارسى.

14. تمهيد القواعد؛ عنوان كتابى است در عرفان نظرى و وجودشناسى از صائن الدين على بن محمد تركه اصفهانى به زبان عربى با حواشى آقا محمدرضا قمشه اى و ميرزا محمود قمى.

15. رساله النصوص؛ عنوان رساله مختصرى است در 134 عرفان نظرى از محمد بن اسحاق قونيوى به زبان عربى با تعليقات ميرزا هاشم اشكورى.

16. شرح دعاى عرفه؛ منسوب به امام حسين( ع)، ملا محمدعلى فاضل.

17. شرح رساله مشاعر ملاصدرا؛ عنوان كتابى است درباره وجود از ملاصدراى شيرازى با شرح محمد جعفر لاهيجى.

18. شرح فصوص الحكم؛ عنوان كتابى است در تبيين و شرح اصول و قواعد عرفانى براساس مشرب عرفانى محيى الدين عربى از محمد داوود قيصرى رومى ساوجى به زبان عربى.

19. شرح فصوص الحكم؛ عنوان كتابى است در عرفان نظرى در شرح فصوص از مؤيدالدين جَندى، به زبان عربى.

20. الشواهد الربوبيه فى المناهج السلوكيه؛ عنوان كتابى است درباره هستى شناختى فلسفى از صدرالمتألهين شيرازى به زبان عربى.

21. قرة العيون؛ عنوان كتابى است در تبيين احكام وجود و ماهيت از ملا محمد مهدى نراقى به زبان عربى.

22. لمعات الهية؛ عنوان كتابى است درباره الهيات فلسفى به زبان فارسى از ملا عبدالله زنوزى.

23. المبدأ والمعاد؛ عنوان كتابى است از صدرالدين محمد شيرازى به زبان عربى.

24. مشارق الدّرارى؛ عنوان كتابى است در شرح تائيه ابن فارض از سعيدالدين سعيد فرغانى به زبان فارسى.

25. مشرع الخصوص إلى معانى النصوص؛ عنوان كتابى است در شرح و تبيين مشكلات كتاب النصوص صدرالدين قونيوى از على بن احمد مهائمى به زبان عربى.

26. مصباح الهداية الى الخلافة والولاية؛ عنوانِ كتابى عرفانى است درباره حقيقت خلافت محمديه و ولايت علويه به زبان عربى از امام خمينى.

27. المظاهر الالهية فى اسرار العلوم الكماليه؛ عنوان كتابى است از صدرالمتألهين صدرالدين شيرازى، درباره مبدأ و معاد به زبان عربى.

28. مكاتبات عرفانى؛ عنوان نامه هايى است درباره دو بيت از عطار از سيد احمد حائرى و محمدحسين غروى.

ج) مقدمات، تعليقات و تصحيحات آثار فلسفى و عرفانى( مجموعه ها)

29- 31. تفسير سوره فاتحةالكتاب؛ عنوان كتابى است در تفسير عرفانى، تأويلى و بيان اسرار سوره حمد به زبان فارسى از مؤلفى ناشناخته.

32. فى تفسير سورة فاتحة الكتاب و تأويلها على طريق أرباب الحق واليقين؛ عنوان رساله اى است در 33 صفحه وزيرى به زبان عربى از مؤلفى ناشناخته.

33. مرآة العارفين؛ عنوان رساله اى است در سيزده صفحه وزيرى از مؤلفى ناشناخته به زبان عربى.

34- 51. رسائل حكيم سبزوارى؛ عنوان مجموعه رساله هايى است كلامى، فلسفى، عرفانى و اعتقادى از ملا هادى سبزوارى به زبان عربى و فارسى.

52- 54. رسائل فلسفى؛ عنوان مجموعه اى است كه شامل رساله هاى بسيط الحقيقة كل الأشياء و وحدت وجود، از خاتم الحكما ملا على نورى و تحفه از ملا نظرعلى گيلانى به زبان عربى.

55- 58. رسائل قيصرى؛ عنوان مجموعه اى است در عرفان اسلامى شامل التوحيد و النبوة والولاية، اساس الوحدانية؛ نهاية البيان فى دراية الزمان از داوود بن محمود قيصرى با حواشى آقا محمدرضا قمشه اى و رساله اى در مباحث ولاية كليه از آقا محمدرضا قمشه اى.

59- 61. سه رساله فلسفى؛ عنوان كتاب و مجموعه اى است بر سه رساله( متشابهات القرآن، المسائل القدسية، و اجوبة المسائل) از صدرالدين محمد شيرازى به زبان عربى.

62- 63. اللمعة الالهية فى الحكمة المتعاليه و الكلمات الوجيزة؛ عنوان دو رساله اى است از ملا محمدمهدى نراقى به زبان عربى.

64- 69. مجموعه آثار عصّار؛ عنوان مجموعه اى است بر شش رساله از سيد محمدكاظم عصّار درباره علم تفسير و حديث و مسائل اعتقادى به زبان فارسى و عربى.

70- 77. منتخباتى از آثار حكماى الهى( جلد اول)؛ شامل هشت رساله از هفت فيلسوف عصر صفوى است كه علامه آشتيانى ضمن تصحيح رساله ها و تعليقه نگارى در مقدمه اى به معرفى آنها پرداخته است.

78- 84. منتخباتى از آثار حكماى الهى( جلد دوم)؛ شامل هشت رساله منتخب و كامل فلسفى از هفت تن از فيلسوفان شيعه دوره صفوى است، اين مجموعه بى نظير در واقع يك تاريخ مفصل فلسفه اسلامى در يك محدوده زمانى است.

85- 87. منتخباتى از آثار حكماى الهى( جلد سوم)؛ اين 135 مجموعه شامل پنج رساله فلسفى از پنج فيلسوف بزرگ ايران زمين دوره صفويه است.

88- 91. منتخباتى از آثار حكماى الهى جلد چهارم؛ اين جلد از اين مجموعه شامل شش رساله از شش فيلسوف ايرانى است.

د) پيشگفتارها

92. تحفة المراد؛ عنوان شرحى است بر قصيده ميرفندرسكى از حكيم عباس شريف دارابى به زبان فارسى.

93. شرح مثنوى معنوى مولوى؛ رينولد الين نيكلسون، ترجمه و تعليق حسن لاهوتى ويراسته بهاءالدين خرمشاهى.

94. شُكوه شمس؛ عنوان كتابى است در بررسى آثار و افكار مولانا جلال الدين بلخى از آن مارى شميل، ترجمه حسن لاهوتى، ويراسته بهاءالدين خرمشاهى.

95. نقد النصوص فى شرح نقش الفصوص؛ عنوان شرحى است نقدگونه از عبدالرحمان جامى با مقدمه و تصحيح و تعليقات ويليام چيتيك به زبان عربى.

ه-) مقالات؛ پيرامون مسائل عرفانى و فلسفى‏

1. اجوبه مسائل ميرزا ابوالحسن رضوى؛ مشهد،( نشريه دانشكده علوم معقول و منقول)، شماره اول، 1347 ش، فارسى، ص 23- 50.

2. اصالة الوجود، عند صدرالدين شيرازى؛( الفكر الإسلامية) مجله فصليه، العدد الثانى، السنة الاولى، ربيع الثانى- جُمادى الثانية، 1414، ص 124- 125.

3. انتقاد بر انتقاد از رساله سه اصل؛ تهران،( مجله راهنماى كتاب)، شماره سوم، سال پنجم، خرداد 1341 ش، فارسى، ص 239- 242.

4. انتقاد بر انتقاد؛ تهران،( مجله راهنمايى كتاب)، شماره چهارم و پنجم سال ششم، تير و مرداد، 1342 ش، فارسى.

5. انتقاد بر انتقاد بر انتقاد؛ تهران،( مجله راهنماى كتاب)، شماره اوّل، دوم سال ششم، فارسى، فروردين و ارديبهشت 1342 ش.

6. تفسير سوره فاتحة الكتاب؛ ناشناخته، مشهد،( نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى)، شماره هاى بيست ودوم، بيست وسوم، بيست وچهارم و بيست وپنجم، بهار و تابستان و پاييز و زمستان 1356 ش، فارسى، سلسله مقالات.

7. تصوف در اسلام؛ تهران،( معارف اسلامى)، شماره سوم- ششم.

8. توضيح درباره سيد احمد تهرانى؛ تهران،( وحيد)، سال ششم، شماره دوم- سوم( 1348 ش)، ص 173- 178.

9. تحقيق درحقيقت معاد؛ مشهد،( نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى)، شماره هاى پنجم( زمستان 1351 ش)، ششم و هفتم( بهار و تابستان)، هشتم و نهم( پاييز و زمستان 1352 ش)؛ دهم، يازدهم و دوازدهم( بهار، تابستان و پاييز 1353 ش)؛ شماره چهاردهم( بهار 1354 ش) سلسله مقالات.

10. پاسخ به چند سؤال؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره بيست ودوم، بهمن و اسفند 1367 ش، فارسى، ص 55- 66.

11. پيرامون تفكر عقلى و فلسفى در اسلام؛ قم( انديشه حوزه)، سال پنجم، شماره سوم، آذر و دى 1378، ص 106- 130( ويژه مكتب تفكيك).

12. حكيم محقق حاج ملا هادى سبزوارى؛ مشهد،( نشريه دانشكده علوم معقول و منقول)، شماره اول( 1347 ش)، فارسى، ص 9- 22.

13. ختم ولايت در انديشه ابن عربى؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره بيست وششم، مهر و آبان 1368 ش، فارسى، ص 10- 11.

14. چهره هاى درخشان( ميرزا حسن بجنوردى)؛ تهران،( معارف اسلامى)، شماره ششم 1347 ش، فارسى، ص 31- 33.

15. چهره هاى درخشان سيد كاظم عصّار؛ تهران،( وحيد)، شماره 58، سال پنجم 1347، فارسى، ص 950- 958.

16. چهره هاى درخشان( مختصرى در شرح احوال و آثار استاد بزرگوار آقاى حاج ميرزا سيد محمدحسين طباطبايى)؛ تهران،( معارف اسلامى)، شماره پنجم، 1347، فارسى، ص 48- 50.

17. در رثاى امام عارفان؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره بيست وچهارم، خرداد و تير 1368، فارسى، ص 3- 7.

18. ديدارى با هانرى كربن؛ تهران،( در احوال و انديشه هاى هانرى كربن، مجموعه مقالات)، چاپ هرمس، 1379، فارسى، ص 8- 10.

19. رساله نوريه در عالم مثال؛ بهايى لاهيجى، مشهد،( نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى) شماره هاى دوم، 136 سوم و چهارم، 1351 ش( سلسله مقالات).

20. شخصيات لامعه؛( العلامة الجليل السيد محمدحسين الطباطبائى التبريزى) تهران،( الفكر الاسلامى)، العدد الثانى، السنة الاولى، شوال 1392، عربى، ص 62- 64.

21. شوارق الالهام و اصالت وجود، برهان صديقين؛ تهران،( وقف ميراث جاويدان)، شماره چهارم، سال اول زمستان 1372 ش، فارسى، ص 74- 79.

22. شوارق اثر تحقيقى ملا عبدالرزاق لاهيجى؛ تهران،( وقف ميراث جاويدان)، شماره اول، سال اول، بهار 1372 ش، فارسى، ص 38- 43.

23. شوارق الإلهام و اصالت وجود با نگاهى به اساتيد مكتب فلسفى اصفهان؛ تهران،( وقف ميراث جاويدان)، شماره دوم، سال اول تابستان 1372 ش، فارسى، ص 98- 103.

24. فصوص الحكمة؛ ابونصر محمد بن محمد فارابى، مشهد،( دانشكده الهيات و معارف اسلامى)، شماره هاى سيزدهم و چهاردهم، زمستان 1353 ش و بهار 1354 ش، فارسى.

25. قرة العيوم؛ ملا محمدمهدى نراقى،( نشريه دانشكده الهيات).

26. معرفت و علم در كتاب و سنت؛ تهران،( كتاب فرهنگ)، شماره دوم- سوم، بهار و پاييز 1367.

27. ميرداماد و ميرفندرسكى؛ تهران،( خردنامه صدرا)، شماره يازدهم، بهار 1373 ش، فارسى، ص 86- 88

28. نصج الهيات مستند به بحث و درس و توجه به سلطان وجود است؛ تهران،( نامه فرهنگ)، سال پنجم، شماره دوم، پياپى هيجدهم، تابستان 1374، فارسى، ص 41- 45.

29. نقد انديشه غزالى در اثبات مبدأ وجود؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره بيست وسوم، فروردين و ارديبهشت 1368، فارسى، ص 45- 58.

30. نكاتى درباره فلسفه و عرفان؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره هفدهم، فروردين- ارديبهشت 1367 ش، فارسى، ص 27- 36.

31. يادى از آيت الله خاتمى؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره بيست ويكم، آذر و دى 1367، فارسى، ص 50- 53.

32- 41. نقد تهافت غزالى؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره دوم، مهر و آبان 1364؛ شماره سوم، آذرو دى 1364؛ شماره پنجم، فروردين و ارديبهشت 1365؛ شماره ششم، خرداد و تير 1365؛ شماره هفتم، مرداد و شهريور 1365؛ شماره هشتم، مهر و آبان 1365؛ شماره نهم، آذر و دى 1365؛ شماره دهم، بهمن و اسفند 1365؛ شماره سيزدهم، مرداد و شهريور 1366؛ و شماره چهاردهم، مهر و آبان 1366.

و) مصاحبه ها( با چندين نشريه علمى)

1. استاد سيد جلال الدين آشتيانى شارح و مورخ حكمت و عرفان؛ تهران،( كيهان فرهنگى)، سال دوم، شماره ششم،( پياپى 18)، شهريور 1364.

2. پيرامون تفكر عقلى و فلسفى در اسلام؛ قم،( كيهان انديشه)، شماره اول، مرداد و شهريور 1364 ش، فارسى، ص 13- 25.

3. ديدار با استاد سيد جلال الدين آشتيانى؛ تهران،( پژوهشنامه متين)، سال اول، شماره دوم، بهار 1378 ش، فارسى، ص 257- 267.

4. شخصيت حكيم و عارف( اسرار)؛ تهران،( كيهان فرهنگى)، سال دهم، شماره اول، فروردين 1372 ش، ص 5- 11.

5. عارفانه ترين اعجاز آفرينش؛ مشهد،( روزنامه خراسان) 14/ 4/ 1378.

6. عرفان و فلسفه در آفاق تشيع؛ تهران،( روزنامه همشهرى)، شماره هاى 206، 207، 208، تاريخ 21 و 22 و 23 شهريور 1372.

7. مصاحبه با استاد محقق و فيلسوف عاليقدر سيد جلال الدين آشتيانى؛ قم،( حوزه)، شماره 81- 82، سال چهارم، مرداد و شهريور و مهر و آبان 1376 ش، فارسى، ص 16- 32.

8. ملاصدرا، حكيمى متأله، فريد در برهانيات و ناظر هوشمند در عرفانيات؛ تهران،( خردنامه صدرا)، شماره دوم، شهريور 1374 ش، فارسى، ص 13- 19.

ح) نامه ها و رساله ها

نامه به مديريت؛ آينه پژوهش، سال دوم، شماره چهارم، آذر و دى 1370، پياپى 10، ص 2. 121.

بحث در حشر نفوس؛ تهران،( نامه فرهنگ)، سال نهم، دوره سوم، پياپى 13، پاييز 1378، ص 72- 75.

فیلم نکو داشت استادعلامه سید جلال الدین آشتیانی در سال 78 دانشکده الهیات مشهد

 

 

فیلم نکو داشت استاد آشتیانی سال 78

مشهد دانشکده الهیات فردوسی

سخنرانان آقایان

دکتر محقق داماد

دکتر داوری

دکتر فرید زاده

مصاحبه ها

استاد دانشمند دکتر ابراهیمی دینانی

دکتر یحیی بنو (ره)

استادحسینی شریف«ملایی»

فیلم تشیع پیکر مطهر فیلسوف قرن استادعلامه سید جلال الدین آشتیانی

 

فیلم تشیع پیکر مطهر فیلسوف قرن استاد علامه سیدجلال الدین آشتیانی

این دانشمندجلیل القدر پس از۶۰ سال تدریس وتحقیق وکتابت  طی یک دوره بیماری در سوم فروردین ۱۳۸۴ روحش به ملکوت اعلی پیوست وبدن مطهر آن اندیشمند در جوار حضرت امام رضا(ع) قرار گرفت.

 مصاحبه ها

آیت الله سید محمد رضا حسینی آملی

ودکتر مصطفی بروجردی

ومرحوم دکتر یحیی بونو

ودکتر باقری 

مدت فیلم 10 دقیقه 

 

مصاحبه با برجسته ترین شاگرد حکیم علامه سید جلال الدین آشتیانی آیت الله حاج سید محمد رضا حسینی آملی

 

 

1-نحو آشنایی شما با علامه آشتیانی به چه صورت ودر چه سالی بود ؟

از اوائل ورود به حوزه علمیه بعد از اتمام دروس ادبیات عرب بلحاظ علاقه وافری که به مباحث عقلی داشتم به درس اساتید آن زمان حضرت آیت الله سید ابوالقاسم بلخی که حافظ اشعار منظومه بود وبدون آوردن کتاب تدریس منظومه حاج ملا هادی سبزواری را می فر مود ند حاضر می شدم وهمچنین شرح محضر آیت الله حاج شیخ صفر رحیمی که از فضلای گمنام بودند شرح تجرید علامه حلی را خواندم وبه همین جهت درصدد آشنایی با اساتید فن بودم اولین بار در سال 1360 بود که اطلاعیه درس منظومه حضرت استاد را در تابلو اعلانات مدرسه نواب دیدم بسیار خوشحال شدم ودر اولین فرصت محضر مبارک ایشان شرفیاب شدم در دیدار اولیه محضر ایشان چنان مجذوب ایشان شدم که تقاضای درس خصوصی کردم وعرض کردم آقا هر درسی را که بیان فرمودید پایان همان درس مطالب بیان شده را از بنده سوال کنید حاضر شدند کتاب شریف منظومه ملا هادی را برای آخرین بار تدریس نمایند علاوه بر اینکه آن زمان حقیر دروس سطح حوزه را به پایان رساندم و برای ورود به درس خارج مهیا می شدم مردد بودم که به قم بروم تا از مباحث عقلی ونقلی آن استفاده کنم یا در مشهد بمانم به همین خاطر با والد (حاج سید عبدالمطلب حسینی )خدمت حضرت آیت الله شمس ابرده ای (از اشنایان قدیمی مرحوم والد بودند) جهت مشورت رفتیم سوال حقیر عمدتا مباحث عقلی بود ایشان فرمودنداگر جناب آقا سید جلال الدین آشتیانی به شما قول تدریس دادند ایشان را رها نکنید که از بقیه اقران سر آمد است.

ودر فن حکمت متعالیه وعرفان نظری بی نظیرند لذااقامت در مشهد را ترجیح بر سکونت در قم دادم و آن بزرگوار با مشکلاتی که برایشان ایجاد شده بود چندین مرتبه مکان بحث را عوض نمودند تا سر انجام با عنایت استاد اعظم فقیه جامع الشرایط واصولی مدقق حضرت آیت الله حاج سید ابراهیم علم الهدی سبزواری قدس سره که اعظم تلامذه مرحوم آیت الله حاج محمد هادی میلانی قدس سره بودند در مدرسه مبارکه امام صادق (ع)در محل تدریس خود آن مرحوم بعد از ظهر ها تشریف می آوردند وتا آخرین روز تدریس در این مکان ماندند بدون هیچ مشکلی وچون حقیر در بحث اصول وفقه آن مرحوم شرکت می نمودم به بنده فرمودند که من آقا سید جلال آشتیانی را راحت کردم از دست مخالفین حکمت.

 

 

 

2-درورسی که آقا در حوزه تدریس کرده اند چه بوده وشما پیش ایشان کدام یک را خوانده اید ؟

بحثهای آن بزرگوار ابتدائا منظومه حاجی بخش مورد عامه والهیات به معنی الاخص بعدا جلد پنج وشش اسفار که همان الهیات به معنی الاخص می باشد همزمان ابتدائا اشعه اللمعات جامی وسپس شرح فصوص قیصری مصباح الانس ابن قناری وشبهای ماه مبارک رمضان را مصباح الهدایه الی الخلافه والولایه از حضرت امام قدس سره الشریف وهمچنین شرح دعای سحر واواخر مقداری نجاه بوعلی.

 

 

 

3-نظر آقا نسبت به اساتید خود چه بوده از نظر علمی لطفا کمی توضیح دهید؟

حضرت آقا به تمامی اساتید خود احترام می گذاشتند چه در مباحث نقلی وچه در مباحث عقلی در علوم نقلیه از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی قدس سره ومرحوم آیت الله العظمی میرزا حسن بجنوردی در نجف که سه سال محضر ایشان رادرک نمودند بنا به توصیه امام قدس سره .
ودر مباحث عقلی از آیت الله حاج شیخ محله ای امامی امیر کلاهی که کرارا می فرمودند مرحوم آقای بروجردی خطاب به ایشان می فرمودند آقای شیخ محله ای مرجعیت حق شماست واز درشکه به احترام ایشان پیاده می شدند واین جمله را می گفتند و آخرین بار ایشان از باب مزاح فرمودند جهنم رفتن واجب کفایی است.

 

 

 

4-نظر حضرت آقا نسبت به جناب محی الدین وبعضی بزرگان عرفان را بفرمایید؟

ایشان در عرفان به صدر الدین قونوی بسیار عنایت داشتند تا جایی که در برخی موارد اورا برشیخ اکبر نیز در جهت قلم ترجیح می دادند ودر بین متاخرین از مرحوم اقا سید رضی لاریجانی که استاد عرفان نظری وکتاب فصوص آقای آقا محمد رضا قمشه ای حکیم الهی با عظمت ومرد میدان عرفان نظری یاد می کردند و همچنین از مرحوم آقا میرزا هاشم اشکوری ومرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی شاه آبادی وسپس از مرحوم حضرت امام به عنوان بقیه السلف وخاتمه عرفا نظری یاد می نمودند ونسبت به حضرت امام می فرمودند و رود این مرد در عالم سیاست موجب شد که وجه علمی آن بزرگوار تحت الشعاع قرار بگیرد ومع الاسف هنوز چهره علمی آن مرد بزرگ چه در باب علوم نقلی وچه در مباحث عقلی وذوقی آنطور که شایسته است روشن نشده است.

 

 

 

5-نظراستاد نسبت به هانری کربن چه بوده است ؟

نست به هانری کربن به عنوان شخص مومن ومتتبع در آثار عرفا وحکما یاد می نمودند واز اینکه اهتمام برخی از دانشمندان غربی گاهی بیشتر از اهل سرزمین ماست حسرت می خوردند.

 

 

 

6-در مورد زندگی شخصی آقا کمی صحبت کنید ایشان چرا تاهل اختیار نکرده اند ؟

مرحوم آقا در زمان حیاتشان شبی خدمت ایشان رسیده بودم که والده ماجده ایشان علویه حسینی هم حضور داشتند چون نسبت مادری ایشان به حضرت سید الساجدین سلام الله علیه بوده است ونسبت بنده هم از همان شجره طیبه است خیلی خوشحال شد وبه بند خطاب کرد که آقا شما به آقا سید جلال بگویید که داماد شود . آقا فرمودند مادر باشد همین تابستان داماد می شوم بعد که مادر تشریف بردند بنده پرسیدم آقا چرا ازدواج نفرمودید فرمودند در ابتدا ورود به حوزه علمیه قم شور وشوق درس خواندن چنان زیاد بود که شب و روز را نمی شناختم واز هر چیزی که با درس خواندن مزاحمت داشت فاصله گرفتم یک وقت به خودم آمدم دیدم سنم از سی گذشته است گفتم دیگر حوصله نق ونق بچه را ندارم لهذا ازدواج نکردم.

 

 

 

7-از نظر احساسات ومحبت آقا به چه نحو بودند اگر می شود کمی توضیح دهید (مصداقی)؟

حضرت استاد برخلاف ادعاهای اشخاص بی اطلاع بسیار مهربان ودلسوز وعاطفی بودند در یکی از مسافرتهایی که به تهران داشتند شنیده بودند که خانمی به علت نداشتن تمکن مالی فرزندش را به شخصی واگذار کرده است مکرر این قضیه را نقل می نمودند ورنج می بردند که چرا باید معشیت بعضی از افراد تا این حد برسد که حاضر شود فرزندش را به غیر دهد.

خاطره دیگر اینکه یک روز (فقط همان روز )به درس حاضر نشدم در همان اوائل حضور خدمت ایشان علت را پرسید عرض کردم بلحاظ کسالت پدرم که مبتلا به نارحتی کلیه بودند ونیاز به عمل جراحی داشتند فرمودند پیش کدام دکتر برده اید گفتم فلان دکتر فرمودند دست نگهدارید تا من بگویم پیش کی ببرید تلفن منزل را دادند وفرمودند بامن تماس بگیرید فردای همان روز فرمودند نامه ای نوشتم برای دکتر قربانیان که استاد اطبایی ارولوژی مشهد بود بنده همراه پدر خدمت ایشان در بیمارستان قائم (ع)رسیدیم به مجرد دیدن نامه مرحوم استاد از جای خود بلند شد واحترام خاصی گذاشت وگفت آقا من به لحاظ رئشه دست توان عمل جراحی ندارم شمارا با همین نامه به بهترین شاگردم معرفی می کنم که استاد محترم جناب آقای دکتر علی اصغر یار محمدی که خود نیز از خاندان علم ودانش واهل شاهرود وبسیار انسان متدین است ادام الله بقائه ایشان با نهایت عنایت عمل جراحی را با موفقیت انجام دادند ودر آن ایام حضرت استاد بیش از بنده مراقب حال وسلامتی مرحوم والد بودند وکمتر کسی اینطور مراقب حال شاگرد می باشد تا موجبات تفرقه ذهنی شاگرد را برطرف نماید ومحیط را با نشاط برای شاگردش حفظ کند.

 

 

 

8-بعد از رحلت ایشان شما یک مصاحبه تلویزونی داشتید گویا عده ای بعد از مصاحبه شما را توبیخ کرده اند می شود در مورد آن عده شما بیشتر توضیح دهید ؟

بله همیشه در مقابل حکما وعرفا عده ای بوده اند واین تازگی ندارد وغالب مخالفتها بلحاظ عدم نیل به مطالب عالیه است که در مسفورات آن عزیزان است واگر انسان چیزی را نفهمد وحوصله آموختن آن را نداشته باشد با صاحبان آن علم مخالفت می کند که الناس اعدا ما جهلوا.

 

 

 

9-در مورد هیئت خارجی لطفا توضیح دهید؟

ایشان فرمودند یک هیئت علمی از آمریکا آمدند واز من دعوت به عمل آوردند برای اقامت در آنجا وتدریس در جواب گفتم عمر من گذشته است ودر این سن با کسالت آمدنم به آنجا برای شما فایده ای ندارد.

 

 

 

10-علت حضورحضرت استاد دردانشگاه چه بود؟

ایشان می فرمودند در زمان حیات مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در تهران بودم که از طرف ایشان مبلغ یکصد تومان به بنده رسید ولی با خود گفتم تا زمانی که این مرد زنده است ایشان توجه دارند (چون مرحوم استاد وکیل حضرت آیت الله بروجردی بودند )ولی بعد از فوت ایشان چه کنم از طرفی از وضع شهریه حوزه رنج می بردم لذا بر آن شدم که وارد دانشگاه شوم برای امرار معاش ومخارج زندگی با مرحوم شهید مطهری در امتحانات دانشگاه به جهت استادی شرکت نمودیم سال اول بنده قبول شدم ومخیر شدم بین تهران ومشهد وچون مشهد مکان خلوتی برای بنده بود مناسبت تر برای تحقیق در مباحث علمی لذا مشهد را اختیار نمودم ولی به طور کل صرف وقت در دانشگاه را تضییع عمر می دانستند واگر نبود مسئله ارتزاق ومعشیت در دانشگاه نمی ماندند وبحقیر جد اولین افرادی بودم که در سالهای اول تحصیل در خدمتشان برای تدریس در دانشگاه اقدام فرموده بودند وحتی یکسال ونیم بصورت حق التدریس مشغول تدریس شدم به خاطر مخالفت استاد منقول حضرت آیت الله العظمی علم الهدی سبزواری ترک نمودم فرمودند اگر بتوانی مقاومت نمایی وتوکل بخداوند داشته باشی بهتر است که نیایی چرا که من در این آخر عمر پشیمانم از رفتن به آنجا.

 

 

 

11-استاد آشتیانی از مال دنیا چه داشتند ؟

آن بزرگوار تمام ما یملک ایشان عبارت بود از یک منزل مسکونی واثاثیه مختصری که در حد ضرورت به آن احتیاج داشت منزل را با اثاثیه در زمان حیات به آقای لاهوتی (رضی الله عنه )هبه کرد وهمچنین مقداری کتب که در اواخر به تعبیر خودشان از طرف دفتر تبلیغات قم آمدند وقریب یک کامیون کتاب را بردند .
ومقدار دو میلیون تومان پول نقد که بنا بر تقاضای همه ورثه آن مرحوم که (یک خواهر وسه برادر بودند )به عنوان نیابت حج تمتع به این جانب بعنوان نائب آن هم از سهمیه هنرمندان ؟! پرداخت نمودند که توفیق آن نصیب حقیر شد وخداوند به فضلش قبول نماید .

 

 

 

12-از آن زمان که شما شاگرد استاد بودید ایشان چند شاگرد ثابت داشتند لطفا نام ببرید؟

برخی از شاگردان ایشان در حوزه علمیه هم در بحث حکمت شرکت می کردند وهم در عرفان نظری از آن جمله
1-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین غلامی
2-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سالم(که جدا انسانی وارسته وجدی که فوت این دو بزرگوار ضایعه ای برای حوزه علمیه مشهد به شمار می آید )
3-آقای حجه الاسلام والمسلمین حسینی شریف که از اساتید دانشکده الهیات می باشند
4-جناب حجه الاسلام والمسلمین سید هادی رستگار که در مرکز مختلفی فعالیت دارند وشرح اشعه اللمعات جامی را نوشته اند
5-حجه الاسلام والمسلمین سید مسیح حسینی که مسئول حوزه علمیه شهر کرد اصفهان واز اساتید آن حوزه می باشد فردی جدی در علوم عقلی ونقلی می باشند
6-حجه الاسلام والمسلمین حسینی (عمو زاده ایشان )
7-حجه الاسلام والمسلمین اشکوری
8-حجه الاسلام والمسلمین وفادار (دوست ارجمند ودانشمند که هم اکنون در بخش کتب خطی کتابخانه مبارکه استان قدس رضوی می باشند )
9-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین فرزانه (که توفیق ضبط بسیاری از دروس مرحوم استاد را داشتند که از نوارهای ایشان بنده خبری ندارم که چه شده است آن بزرگوار اهل کاشان بود ودر کتابخانه آستان قدس رضوی مسئول کتب خطی آنجا بود )
برخی دیگر از آقایان که نام آنها در خاطر حقیر نیست وجمعی که در خصوص مباحث حکمت شرکت می کردند
1-جناب حجه الاسلام والمسلمین مقدسیان مسئول عقیدتی لشکر77خراسان
2-جناب حجه الاسلام والمسلمین خدایاری مسئول در عقیدتی ارتش
3-جناب حجه الاسلام والمسلمین وحیدی مسئول در عقیدتی
4-جناب حجه الاسلام والمسلمین آیتی بیرجندی (از اساتید حوزه علمیه مشهد ومجهول القدر می باشند)
5-جناب حجه الاسلام والمسلمین موسوی تربتی
6-مرحوم شیخ محمد کارگر اردبیلی
7–جناب حجه الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی که از اساتید دانشکده الهیات می باشند
جمعی دیگر که اسامی آنها در خاطر حقیر نیست.

 

 

 

13-اگر بخواهید استاد آشتیانی را وصف نمایید در مورد ایشان چه می گوید ؟

گرچه مرحوم حاج سید جلال الدین آشتیانی بعنوان حکیم واستاد عرفان نظری شهرت داشت ولی الحق در بعد عمل کم نداشت لکن اهل کتمان بود ومشی ملامتیه را داشت.

 

 

 

14-آیا شما در درسها وبحثهایتان یادی از ایشان می کنید لطفا کمی توضیح دهید؟

بنده در میان اساتید متعددی که در مباحث عقلی داشته ام از ایشان بصورت فوق العاده یاد می کنم مگر می شود با شخصیتی که متجاوز 10 سال هر روز قریب چهار ساعت با هم بوده یادی نکنم نه فقط در بحث در صورتی که تفضلا خداوند متعال اعمال وزیارات حقیر را قبول نمایید در نوع آنها آن بزرگوار را شریک در ثواب می دانم حشره الیه مع اجداده الطاهرین بمحمد واله.

ازاینکه وقت گران قیمت خود را به مصاحبه با این حقیر دادید بسیار متشکرم  یزدانی

 

زندگینامه استادعلامه آیت الله سید جلال الدین آشتیانی به قلم خود استاد(خودنوشت)

حقیر سال ۱۳۰۴خورشیدی در قصبه آشتیان(که اکنون به شهری مبدل شده )از مضافات سلطان آباد عراق(اراک)متولد شدم.دوره ابتدایی را در دبستان خاقانی انجا به پایان رساندم ودر مکتبخانه قدیم گلستان سعدی ونصاب الصبیان وتاریخ معجم وجامع المقدمات در صرف ونحو وقسمتی از دره نادری ونیز قسمتی از کتاب شرح سیوطی را قرائت نمودم. نگارنده در سال ۱۳۲۳خورشیدی به تشویق وراهنمایی ومساعدت روحانی آشتیان به (۱)به داراالعلم قم مسافرت کردم وان جا کتاب (۲)مغنی ومطول وقسمت زیادی از شرح لمعه را خدمت مرحوم آقای صدوقی یزدی  که دارای استعداد وهوشی قابل توجه وحافظه ای قوی وبیانی روان وجذاب بود خواندم .جلد اول کفایه وچند سال قبل از ان شرح شمسیه را خدمت  آیت الله حاج میرزا عبدالجواد جبل عاملی اصفهانی که (به تمام معنا مرد خدا بود )قرائت کردم .

سپس به معرفی مرحوم میرزا مهدی آشتیانی  خدمت مرحوم حاج شیخ مهدی مازندرانی که در معقول از تلامیذ آقا میرزا حسن کرمانشاهی و آقا میر شهاب الدین تبریزی ودر منقول از شاگردان حاج شیخ فضل الله نوری و آقا سید عبد الکریم مدرس و آقا سید محمد کاظم یزدی وشیخ الشریعه اصفهانی بود شروع به قرائت شرح منظومه حکیم سبزواری ومکاسب شیخ اعظم نمودم وتا اواخر الهیات منظومه وقسمت زیادی از شوارق را وبعد قسمتی از امور عامه اسفار را نزد ان مرحوم فرا گرفتم .حاج شیخ مهدی خیلی منظم ومرتب درس خوانده بود وانچه را که خوانده بود از عهده تدریس ان بر می امد واز بیانی فصیح نیز بر خوردار بود.

بنده قسمتی از امور عامه اسفار را خدمت ان مرحوم قرائت کرده ام. ایشان درس تفسیر هم داشت که قابل استفاده بود او با دقت شفا اسفار و شرح فصوص و شرح اشارات را نزد اساتید نامی قرائت کرده بود ودروس منقول را نیز بهترین اسایتد فرا گرفته بود .شخصا مردی متقی وپرهیز کار وبی علاقه به شهرت وخودنمایی بود. اسلام وتشیع در روح او ریشه دوانده بود لذا با تمام هویت معتقد به مبدا ومعاد ومتحقق به قواعد عقلی وفلسفی وعقاید دینی ومتمحض در سلک توحید واهل عبادت وپای بند به نوافل وادعیه واوراد بود .چون منزوی از خلق بود بد بین بود .شاید چیزهای می دانست ومی گفت که ما نمی دانستیم .به قول استاد علامه اقای مطهری مثل اینکه حرفهای حاج شیخ مهدی روی میزان بوده است وراست از کار در می امد . البته انزوا خود بد بینی می اورد  بخصوص در او که عوامل خارجی نیز در افکارش موثر بود.

نگارنده مدت هشت سال به درس فقه واصول خاتم الفقها آیت الله العظمی بروجردی  اعلی الله قدره فی النشات الالهیه ومدت یک سال به درس عالم مجاهد مظهر صفات ربانی اقاسید محمد تقی خوانساری (قده)حاضر شدم.

در مدت دوسال اقامت در نجف از دروس مرحوم فقیه ربانی آقای حکیم اعلی الله قدره واستاد محقق وعالم عادل ومجتهد بارع آقا سید عبدالهادی شیرازی که در علم وعمل از نوادر بود استفاده کرده ام ولی مرتب وبدون وقفه در درس فقیه واصولی نامدار وحکیم الهی آقا میرزا حسن بجنوردی خراسانی حاضر می شدم که سرعت انتقال  وفهم مستقیم را با حافظه حیرت اور توام کرده بود .آقا میرزا حسن ادبیات را نزد میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری فراگرفته بود .اغلب قصاید شعرای خراسان را حفظ داشت. از حکیم صفای اصفهانی وشعرای معاصر ان زمان مثل ملک الشعرا بهار اشعار زیاد در حافظه داشت واشعار فکاهی ایرج را برای ما می خواند. مرحوم آقای مظفرآقا شیخ محمد رضا می فرمودند: میرزا شاید حدود صدهزار شعر از شعرای عرب آن هم قصاید ی که در مدح حضرت رسول(ص)وحضرت امیرالمومنان (ع)گفته شده است حفظ دارد . در حکمت وفلسفه از تلامیذ برجسته آقا بزرگ حکیم وحاج فاضل خراسانی ودر منقول از افاضل حوزه آقا ضیاالدین عراقی واقا میرزا حسین نائینی بودند.

آقا میرزا حسن تمامی موارد را که سعدی از متنبی متاثر است را حفظ بود وقرائت می کرد واثبات می کرد که سعدی بهتر مطلب را ادا  کرده است .در حکمت وفلسفه حدود پنج سال به درس استاد علامه حاج میرزا محمد حسین طباطبایی تبریزی حاضر شدم وچند سال از درس تفسیر واصول فقه ان مرحوم استفاده کردم .

 مرحوم آقای طباطبایی کفایه را به انضمام حواشی استاد خود حاج شیخ محمد حسین اصفهانی برای حقیر وجمعی از دوستان تدریس فرمودند .

  آقای طباطبایی علاوه بر جامعیت علوم معقول ومنقول انسانی تمام عیار بود در علم سلوک واخلاق به سبک اساتید فن در اعتاب مقدسه مثل آقا میرزا علی قاضی وحاج میرزا حبیب ملکی تبریزی واساتید طبقات بعد از آنها روح وسرشت پاک طیبعی وذاتی خود را با علم اخلاق کسبی توام کرده بود لذا شخصی سلیم النفس ودارای اعتدال روح وبه اخلاق ارباب معرفت متخلق بود. به حقیر لطف فراوان داشت ودر تمام مدتی که به درس ایشان می رفتم ویا در منزل گاهی در ییلاقات مدتی حسب الامر او در خدمتشان بودم ذره ای هوی وهوس ومختصر انحراف از جاده عدالت ومعنویت در ایشان ندیدم ملکی بود در صورت انسان قوی الایمان سلیم الجنبه ومامون الناحیه ودر واقع عمل ورفتار او خود به خود انسان را به طرف معنویات سوق می داد که از معصوم وارد است (کونوا دعاه الاس بغیر السنتکم).

  حقیر برخلاف آنچه که شهرت دارد از محضر مرحوم آقا میرزا مهدی آشتیانی استفاده نکرده ام  ایامی که آن مرحوم تدریس داشت نگارنده استعداد استفاده از او را فاقد بودم واین اواخر که اسفار وشفا  می خواندم آقا میرزا مهدی بستری بود. برخی مشکلات فلسفی را آن مرحوم برای حقیر تقریر می فرمودند.

ایشان نیز مردی بسیار سلیم النفس بود کلیه مبانی حکمای مشا واشراق وحکمت متعالیه  ملا صدرا را حفظ داشت.در عرفان احاطه حیرت اور داشت واگر عرض کنم تمام فصوص ابن عربی ومصباحالانس شرح بر مفتاح قونوی را یاداشت و آنچه راکه نزد اساتید فراگرفته بود به واسطه سرعت انتقال وحافظه عجیب در حفظ داشت اغراق گویی نکرده ام.

حقیر حدود یک سال در درس آفار نامداروعالم متقی آقا میرزا احمد آشتیانی حاضر شده است اگر چه کثرت سن وضعف ناشی از کهولت مانع بود که انچه را مانع بود که آنچه را می داند تقریر نماید ولی استاد مسلم بود . مرحوم آقا میرزا احمد در نجف که اسفار تدریس می کرد در این اواخر به حافظه وحضور ذهن او مطلقا خللی راه نیافته بود. مشکلترین مباحث اسفار را بدون مطالعه قبلی برای انسان حل می کرد شرح فصوص قیصری و تمهیدالقواعد ونصوص قونوی وشرح الغیب را نزد آقا میرزا هاشم قرائت کرده بود واستاد این فن بود .

 نگارنده بعداز قرائت الهیات وامورعامه اسفار والهیات شفا تابستان به تهران مسافرت کردم. یکی از دوستان حقیر (مرحوم میرزاتقی آجیلی )از تجار تهران که در قزوین کارخانه خشکبار داشت پیشنهادکرد که برویم به قزوین نگارنده تا آن زمان مرحوم استاد اعظم (سید السادات اعاظم الحکما)آقا حاج میرزا ابوالحسن قزوینی را زیارت نکرده بودم. بعد از ورود به قزوین بعد از ظهر آن روز رفتم مدرسه الفاتیه طلاب گفتند آقای رفیعی نیم ساعت دیگر تشریف می آورند .

خدا رحمت کند حاج شیخ علی اصغر تاکندی را که در حال کهولت سن به سر می برد واخلاق محمدی داشت .از بنده دعوت کرد ودر جلو حجره فرزندش که در ان زمان طلبه بود وفعلا از فضلاست باقلیان وچای پذیرایی کرد.اقاحاج سید ابوالحسن وارد شد . دارای هیبت و وقار خاصی بود .پیشانی بلند نظری گیرا داشت .خوش صحبت وبا اطلاع ونیک محضر بود. تاریخ ایران را بعداز دوران اسلام حفظ داشت .بحار الانوار مجلسی را مکرر مطاله کرده بود وبه تمام نقاط ضعف ان اشنا بود در فلسفه در بین اساتید تهران اقا میرزاحسن کرمانشاهی اعلی الله مقامه رادرک کرده بود . سفر نفس اسفار والهیات شفا را از قرار اظهار خود ومرحوم اقا اقا میرزا محمود اشتیانی نزد اقا میرزا حسن قرائت کرده بود ولی در فن عرفان تسلط نداشت. هنر او در اثار ملا صدرا ظاهر وبارز بود عرفان کار قلندری است که در وادی دیگر سیر کند .

کتاب اسفار وحواشی ملا صدرا ومفاتیح الغیب وحواشی ملاصدرا برحکمت الاشراق را در حافظه داشت وخداوند گویا اورابرای تدریس اسفار خلق کرده بود .

نگارنده بعداز چند جلسه گمشده خود را یافتم .ان مرحوم عنایت خاص به حقیر داشت . بعد از نماز مغرب وعشا حدود سه ربع ساعت منبر می رفت ویکی از ایات قرانیه را تفسیر می نمود. ان زمان حدود شصت سال داشت وبسیار قوی البنیه وبا نشاط بود .

از کتابهای که همیشه در دست مطالعه داشت اسفار بود لذا اقا سید ابوالحسن ان زمان غیر از اقا سیدابوالحسن قزوینی بود که سی سال قبل از ان در قم فلسفه درس می داد.

  ازطلاقت لسان وعذوبت بیانی بی نظیر برخوردار بود .وقتی که حال تدریس داشت بابیان سحار خود نفس انسان را در سینه حبس می نمود  واعجاز می کرد . ان چنان احاطه ای داشت که وقتی مباحث اسفار را عنوان می کرد حقیر که شرح حکمت الاشراق باتعلیقات اخوند ملا صدرا راو شفارا با حواشی اخوند و شرح اشارات قبلا مطالعه می کردم به عیان می دیدم که به همه مشارب فلسفی احاطه واشراف فوق العاده دارد ودرس او ناظر به تمام مشارب فلسفی است.

استاد اعلی الله درجاته در عرفان تخصص نداشت. ایشان از حوزه اقا میرزا هاشم استفاده نکرده بود . نگارنده وچند نفر از دوستان که در خدمتشان سفر نفس اسفار می خواندیم استدعا کردیم مقدمه قیصری تدریس بفرمایند . در همان ابتدا ورود در مقام تقریر فصل اول مقدمات قیصری معلوم شد که استاددر عرفانیات توانایی ندارند وان عذوبت بیان در این مقام ومشهد ازاو دیده نمی شد بنده احساس کردم مرد میدان فصوص ابن عربی نیست.

مرحوم رفیعی به خواهش حقیر ایام تعطیل نوروز به قم مشرف شدند . حقیر ومرحوم استاد علامه حاج اقا مصطفی حاج اقا مصطفی وبرخیاز دوستان سفر نفس اسفار را خدمت ایشان شروع کردیم ودرس خارج اصولی هم برای ایشان قرار دادیم به این عنوان که مدتی در قم در از محضرشان استفاده کنیم . حضرت امام مد ظله فرمودند دوسال هم بتوانید اقای حاج سید ابوالحسن را در قم نگه دارید غنیمت است ولی ایشان بعد از یک ماه مصمم شد که به قزوین مراجعت کند.

   نگارنده این سطور و اقای اقامهدی کنی وبرادرشان اقای مهدوی کنی واقا امامی کاشانی برای ادامه استفاده از محضر شان به قزوین رفتیم .

با صراحت تمام باید عرض کنم که او در بین اساتید ما مرد میدان اسفار بود ولا غیر ادعایی هم نداشت. برای اینکه روزی خدمتشان عرض کرزدم شما کتابی در حکمت متعالیه بنویسید که به جای منظومه تدریس شود .فرمودند : منظومه بهترین کتاب است برای کسانی که بخواهد به فلسفه ملا صدرا اشنا شود وبعد از ان اسفار بخواند. صراحتا فرمودند(من خودم را می شناسم بعد از صرف مدتی وقت اگر بخواهم اثری جامع ومتوسط بین کتب مفصل ملا صدرا واثار موجز او به وجود اورم قهرا سه درجه از شواهد ربوبیه نازلتر خواهد بود).همین که حس می کرد ما اورا مرد میدان اسفار می دانیم خوشحال بود.

مرحوم شیخ غلامعلی شیرازی واقا میرزا علی محمد اصفهانی نیز مانند دیگر تلامیذ اقا محمد رضا واقا علی مدرس واستاد ماهربودند.اقاشیخ غلامعلی خیلی زودتر از معاصرانش به سرای باقی شتافت.

اقا میرزا علی محمد به نجف مشرف شد ودر انجا به تدریس پرداخت .اورا تکفیر کردند به ایران برگشت ومطلقا از برای ارباب عمامه درس نگفت ودر مدرسه علوم سیاسی تدریس می کرد ودر سال ۱۳۰۴خورشیدی به سرای باقی پیوست.اقای قزوینی در علوم نقلی استاد بود واطلاعات متفرقه وسیعی داشت که حاضران در مجالس علمی را متوجه خود می ساخت .ادیبی ماهر بود کلیه اثاری که در مشروطه نوشته اند دیده بود .تاریخ ایران را خوب می دانست در ریاضیات وعلم هیئت تسلط داشت .مدتی را در زنجان برای استفاده از علوم ریاضی از محضر وحید زمان خود اقا میرزا ابراهیم زنجانی (از تلامیذ اقامیرزا حسین سبزواری وجلوه اقا علی واقامحمدرضا ودرنقلیات از تلامیذ اقامیرزاحسن اشتیانی)اقامت نمود.

 

 

 فهرست آثار

حقیر برای اینکه مختصر اندوخته خود را در ربوبیات را از دست ندهد به تالیف آثار علمی پرداخت اولین اثر حقیر هستی از نظر فلسفه وعرفان است که در سال ۱۳۳۸در مدت بیست روز ان را به سلک تحریر در اوردم .اثاردوم نگارنده شرح حال و ارا فلسفی ملاصدرا است که در کمال ایجاز نوشته شده است و ان را خیال دارم در دو جلد به صورت تفصیل در اورم .

 اثر سوم حقیر چاپ شرح اخوند ملا محمد جعفر لنگرودی برمشاعر ملاصدرا ست حاج محمد جعفر از شاگردان اخوند نوری است. این شرح با مقدمه راهگشای استادمحقق جلال الدین همایی اعلی الله مقامه وتعلیقات مفصل حقیر به انضمام سیر فلسفه اسلامی از زمان میرفندرسکی تا عصر حاضر چاپ ومنتشر شد.

 المظاهر الالهیه ملا صدرا را قبل از شرح مشاعر با مقدمه وتعلیقات چاپ کردم.اثر پنجم نگارنده شرح مفصل بر مقدمه قیصری برشرح خود برفصوص ابن عربی است. نگارنده این شرح را تقدیم مرحوم اشتیانی نمودم  بعد که دوباره خدمت ان استاد محقق رسیدم فرمودند:(این شرح را با ذوق وعلاقه به عرفانیات به زور استدلال شرح کرده ای . مواضع مشکل مقدمه وفص ادمی وشیثی را بدقت مطالعه کن .بعد از مطالعه دقیق ودرک مواضع حویصات مطالب را برای تو بیان می کنم ).

شواهد ربوبیه اخوند ملا صدرا اثر ششم نگارنده است که جز انتشارات دانشگاه مشهد با حواشی محقق سبزواری چاپ ونشر شد ومقدمه مفصل ان در تاثیر افکار ملا صدرا در معاصران و اساتید بعد از او تازمان اخوند نوری ورونق گرفتن اثار این فیلسوف در مدارس وحوزه های علمی وسیر نزولی ان تا زمان حاضر ونیز بیان تاثیر افکار ابن عربی در اساتید دوران صفویه وزندیه وقاجاریه است.

پر واضح است که در این ادوار فقها ومجتهدانی نظیر اقا حسین خوانساری ومحقق سبزواری صاحب ذخیره شیخ الاسلام اصفهان وفقیه کم نظیر فاضل هندی سید محمد فرزند تاج الدین حسن اصفهانی استادی معقول ومنقول بودند . از فاضل هندی مولف کتاب عالی در فقه اهل بیت (ع)به کاشف اللثام تعبیر می کنند شیخ جعفر کاشف الغطا گفته بود :اگر کشف اللثام ندیده بودم باور نداشتم که در اولاد اعاجم فقیه به وجود اید .به هر حال جلد اول منتخبات فلسفی را بعد از مجموعه اثار چاپ نشده حکیم سبزواری به انضمام قسمت فرانسوی چاپ ومنتشر نمودم این اثر وجلد دوم ان را انیستوی ایران وفرانسه وجلد وسوم وچهارم را انجمن فلسفه منتشر نمود به نظرم می اید که حدود چهل کتاب ورساله از سال ۱۳۴۰خورشیدی تا سال ۱۳۶۱هجری چاپ ومنتشر نموده ام .

اصول المعارف محقق فیض ورسائل فلسفی ملا صدرا المسائل القدسیه و اجویه المسائل ومتشابهات القران نیز از اثاریست که با مقدمه مفصل نگارنده جز انتشارت دانشکده الهیات در دسترس اهل ذوق قرار گرفت.بهترین اثری که در این اواخر منتشر کردم مشارق الدری شرح سعید الدین سعید فرغانی است بر تائیه ابن فارض که از حیث اشتمال بر امهات قواعد عرفانی و فروعات متفرعه بر این اصول نظیر ندارد .

این کتاب تقریر درس شیخ کبیر قونوی است که از قرار مقدمه ای که به قلم مبارک خود بر این شرح نوشته ابیات تائیه را در دیار مصر وشام وروم برای جمعی  از اعاظم تلامیذ خود شرح می نموده وشاگردان بیانات استاد را می نوشتند . قونوی تقریرات فرغانی را پسندید وبر ان مقدمه نوشت . فرغانی از خود نیز مایه گذاشته است .

تائیه ابن فارض در اطوار نبوت ولایت محمدیه علویه ودیگر وارثان ولایت محمدیه یعنی ائمه طاهرین نظیر ندارد . در عالم اسلام بتصریح اهل فن هیچ اثر منظوم دارای عظمت تائیه نمی باشد . بلکه مراتب ولایت را بدان مضبوطی ونظم خاص احدی بیان نکرده در ان شور وحال غریبی دیده می شود . حقیر اولین  بهترین وعمیق ترین شرح بر فصوص ابن عربی را با نسخ متعدد مقابله وبرای چاپ مهیا کردم .

شرح مذکور تالیف موید الدین جندی از تلامیذ قونوی است. از این کتاب سیصد وپنجاه صفحه چاپ شده بود که بنده به شدت بیمار شدم ودست دانشمند جناب اقای ابراهیمی دینانی استاد فعلی دانشگاه تهران بقیه کتاب را که در مطبعه بود زیر نظر گرفت وچاپ کرد.

نسخ کتاب مذکور تمام شده است ودر نظر دارم ان را با دقت تصحیح  وبا مقدمه ای مفصل در نحوه تاثیر او بر دیگر شارحان فصوص ونحویه تلقی عرفای قبل از ابن عربی درباره وحدت وجود وکیفیت تفکر شیخ اکبر وشارحان افکار او مفصل بحث کنم .نگارنده اثری در دست دارم که بعنوان رد بر تهافت غزالی به رشته تحریر می اورم در همین اثر تمام مطالب ابواب الهدی اثر مرحوم میرزا مهدی اصفهانی مورد نقد وبررسی قرار می دهم .

 

 

 

شاگردان(۳)

برخی از شاگردان ایشان در حوزه علمیه هم در بحث حکمت شرکت می کردند وهم در عرفان نظری از ان جمله

۱-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین غلامی

۲-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سالم(که جدا انسانی وارسته وجدی که فوت این دو بزرگوار ضایعه ای برای حوزه علمیه مشهد به شمار می اید )

۳-اقای حجه الاسلام والمسلمین حسینی شریف که از اساتید دانشکده الهیات می باشند

۴-جناب حجه الاسلام والمسلمین سید هادی رستگار که در مرکز مختلفی فعالیت دارند وشرح اشعه اللمعات جامی را نوشته اند

۵-حجه الاسلام والمسلمین سید مسیح حسینی که مسئول حوزه علمیه شهر کرد اصفهان واز اساتید ان حوزه می باشد فردی جدی در علوم عقلی ونقلی  می باشند

۶-حجه الاسلام والمسلمین حسینی (عمو زاده ایشان )

۷-حجه الاسلام والمسلمین اشکوری

۸-حجه الاسلام والمسلمین وفادار (دوست ارجمند ودانشمند که هم اکنون در بخش کتب خطی کتابخانه مبارکه استان قدس رضوی  می باشند )

۹-مرحوم حجه الاسلام والمسلمین فرزانه (که توفیق ضبط بسیاری از دروس مرحوم استاد را داشتند که از نوارهای ایشان بنده خبری ندارم که چه شده است ان بزرگوار اهل کاشان بود ودر کتابخانه استان قدس رضوی مسئول کتب خطی انجا بود )

برخی دیگر از اقایان که نام انها در خاطر حقیر نیست وجمعی که در خصوص مباحث حکمت شرکت می کردند

۱-جناب حجه الاسلام والمسلمین مقدسیان مسئول عقیدتی لشکر۷۷خراسان

۲-جناب حجه الاسلام والمسلمین خدایاری مسئول در عقیدتی ارتش

۳-جناب حجه الاسلام والمسلمین وحیدی مسئول در عقیدتی

۴-جناب حجه الاسلام والمسلمین ایتی بیرجندی (از اساتید حوزه علمیه مشهد ومجهول القدر می باشند)

۵-جناب حجه الاسلام والمسلمین موسوی تربتی

۶-مرحوم شیخ محمد کارگر اردبیلی

۷–جناب حجه الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی که از اساتید دانشکده الهیات می باشند

جمعی دیگر که اسامی انها در خاطر حقیر نیست.

 

 

 

تالیفات

آثار قلمى حضرت استاد را به چهار بخش مى توان تقسیم نمود:

الف) تألیفات مستقل در فلسفه و عرفان

ب) تصحیح و تحقیق متون دقیق عرفانى

ج) تصحیح و تحقیق متون فلسفى با گرایش حکمت متعالیه

د) تاریخ فلسفه اسلامى با نگارش مقدمه هاى مفصل و نیز تألیفات مستقل.

این پژوهشگر کم نظیر در طول عمر هشتاد ساله خود مقالات و کتابهاى بسیار ارزشمندى در موضوعات گوناگون خصوصاً عرفان و فلسفه به جهان دانش تقدیم کرد. مصاحبه هایى نیز با این فرزانه گرانمایه صورت گرفت که بایستى آنها را در زمره آثار ایشان به شمار آورد. کتابشناسى آثار استاد علامه به قرار ذیل است.

 

 

الف) تألیفات مستقل

۱ ـ شرح بر زادالمسافر ملاصدرا: انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران. ۱۳۶۹ق، چ دوم، ۱۳۵۹ش.

۲ ـ شرح حال و آراء فلسفى ملاصدرا: انتشارات زوار مشهد. ۱۳۴۰ش، چ دوم، انتشارات نهضت زنان مسلمان، تهران، ۱۳۶۰ش.

۳ ـ شرح فصوص الحکم فارابى: مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۵۳ش.

۴ ـ شرح مقدمه قیصرى بر فصوص الحکم: ۱۳۴۳ش، چ دوم تا چهارم، انتشارات امیرکبیر. ۱۳۷۲ش.

۵ ـ هستى از نظر فلسفه و عرفان: انتشارات زوار، مشهد، ۱۳۸۰ق، چ دوم, انتشارات نهضت زنان مسلمان، تهران، ۱۳۶۰ش.

 

 

 

ب) مقالات

۶ ـ تفسیر سوره توحید: مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه فردوسى، ۱۳۹۶ش.

۷ ـ استاد اکبر آقاى سید محمد کاظم عصار: تهران، وحید، س پنچم، ۱۳۴۷ش، ص ۹۵۰-۹۵۸٫

۸ ـ انتقاد بر انتقاد (از) رساله سه اصل: تهران، راهنماى کتاب، س پنجم، ص ۲۳۹-۲۴۲٫

۹ ـ انتقاد بر انتقاد: تهران، راهنماى کتاب. س ششم. ش ۴ و ۵٫ تیر و مرداد ۱۳۴۲ش.

۱۰ ـ انتقاد بر انتقاد (جواب به اکبر داناسرشت در باب حرکت جوهرى). تهران، راهنماى کتاب. س ششم، ش ۱ و ۲، فروردین و اردى بهشت ۱۳۴۲ش.

۱۱ ـ اصاله الوجود عند صدرالدین الشیرازى: تعریب السید عمار ابورغیف، قم، مجله الفکر الاسلامى، السنه الاولى، العددالثانى، ربیع الثانى- جمادى الثانیه ۱۴۱۴هـ

۱۲ ـ ابن عربى و مسأله ولایت: قم، کیهان اندیشه، ش ۳۰، خرداد و تیر ۱۳۶۹ش.

۱۳ ـ برهان صدیقین: تهران، فصلنامه وقف میراث جاویدان، س اول، ش ۴، زمستان ۱۳۷۲ش

۱۴ ـ پاسخ به چند سؤال: قم، کیهان اندیشه، ش ۲۲، بهمن و اسفند ۱۳۶۷ش.

۱۵ ـ تحقیق در حقیقت معاد: مشهد، نشریه دانشکده الهیات، ش ۵ (۱۳۵۱)، ص ۳۳-۸۶ و ش ۷۱۶ (۱۳۵۲)، ص ۱۰۵-۱۹۲٫

۱۶ ـ تصوف در اسلام: تهران، معارف اسلامى،ش ۳، ص ۲۱-۲۷، ش ۴، ص ۳۳-۳۷، ش ۵، ص ۲۳-۳۴، ش ۶، ص ۴۷-۵۱٫

۱۷ ـ توضیح درباره آقا سید احمد: تهران، وحید، ش ۶ (۱۳۴۸ش)، ص ۱۷۳-۱۷۸٫

۱۸ ـ ختم ولایت در اندیشه ابن عربى: قم، کیهان اندیشه، ش ۲۶، مهر و آبان ۱۳۶۸ش.

۱۹ ـ حکیم محقق حاج ملاهادى سبزوارى: مشهد، نشریه دانشکده معقول و منقول، ش ۱ (۱۳۴۷)، ص ۹-۲۲٫

۲۰ ـ در رثاى امام عارفان: قم، کیهان اندیشه، ش ۲۴، خرداد و تیر ۱۳۶۸ش.

۲۱ ـ شوارق: اثر تحقیقى ملاعبدالرزاق لاهیجى، تهران، فصلنامه وقف میراث جاویدان، س اول، ش اول، بهار ۱۳۷۲ش.

۲۲ ـ شوارق الالهام و اصالت وجود با نگاهى به اساتید مکتب فلسفى اصفهان: تهران، فصلنامه وقف میراث جاویدان، س اول، ش ۶، تابستان، ۱۳۷۲ش.

۲۳ ـ مقدمه بر نقد تهافت غزالى: قم، کیهان اندیشه، ش ۲ تا ۲۳، مهر و آبان ۱۳۶۴ تا فروردین و اردى بهشت ۱۳۶۸ش.

۲۴ ـ معرفت و علم در کتاب و سنت: تهران، کتاب فرهنگ، ش ۲ و ۳، بهار و پاییز ۱۳۶۷ش.

۲۵ ـ ملامحمد مهدى نراقى: مشهد، نشریه دانشکده الهیات، ش ۱۵ (۱۳۵۴)، ص ۷-۷۹، ش ۱۹ (۱۳۵۵)، ص ۵۹-۱۱۷٫

۲۶ ـ معاد جسمانى: مشهد، نشریه دانشکده الهیات، ش ۱۰ (۱۳۵۳)، ص ۹۲-۱۲۶، ش ۱۱ (۱۳۵۳)، ص ۲۵-۶۴، ش ۱۲ (۱۳۵۳)، ص ۲۳-۶۳، ش ۱۴ (۱۳۵۴)، ص ۲۹-۵۲٫

۲۷ ـ مختصرى در شرح احوال و آثار استاد بزرگوار آقاى حاج میرزا سید محمد حسین طباطبایى: تهران، معارف اسلامى، ش ۵٫

۲۸ ـ میرزا سید حسن بجنوردى: تهران، معارف اسلامى، ش ۶، س ۱۳۴۷ش، ص ۳۱-۳۳٫

۲۹ ـ نکاتى درباره فلسفه و عرفان: قم، کیهان اندیشه، ش ۱۷، فروردین و اردى بهشت ۱۳۶۷ش.

۳۰ ـ یادى از آیت الله خاتمى: قم، کیهان اندیشه، ش ۲۱، آذر و دى ۱۳۶۷ش.

۳۱ ـ نگاهى به ایران شناسى و شیعه شناسى هانرى کربن: مجموعه مقالات انجمن بررسى مسائل ایران شناسى، دفتر مطالعات سیاسى و بین المللى وزارت امورخارجه، ۱۳۶۷ش، ص ۲۷-۳۳٫

 

 

 

ج) مصاحبه ها

۳۲ ـ استاد سید جلال الدین آشتیانى شارح و مورخ حکمت و عرفان: تهران، مصاحبه با کیهان فرهنگى، الف: س دوم، ش ۶، شهریور ۱۳۶۴٫ ب: میراث ماندگار، ج ۱٫

۳۳ ـ پیرامون تفکر عقلى و فلسفى در اسلام: قم، مصاحبه با کیهان اندیشه، ش اول، مرداد و شهریور ۱۳۶۴٫

۳۴ ـ شخصیت حکیم عارف «اسرار»: تهران، مصاحبه با کیهان فرهنگى، سال دهم، ش اول، فرودین ۱۳۷۲٫

۳۵ ـ عرفان و فلسفه در آفاق تشیع: تهران، مصاحبه با روزنامه همشهرى: ۱) ش ۲۰۶، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۷۲, ۲) ش ۲۰۷، دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۷۲/۳) ش ۲۰۸، سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۷۲٫

۳۶ ـ مصاحبه با مجله حوزه درباره آیت الله سید مصطفى خمینى.

 

 

 

د) تعلیقات، تصحیحات و مقدمات آثار عرفانى و فلسفى

۳۷ ـ اثولوجیار با تعلیقات: قاضى سعید قمى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۹ش.

۳۸ ـ اصول المعارف: فیض کاشانى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۶، چ دوم.

۳۹ ـ انوار جلیه: ملاعبدالله زنوزى، تصحیح و مقدمه، سید جلال الدین آشتیانى، مؤسسه مطالعات اسلامى، ۱۳۵۴ش، چ دوم، ۱۳۷۱ش، انتشارات امیرکبیر.

۴۰ ـ تحفه در مباحث علم: ملانظر على گیلانى، الف: تهران، ۱۳۷۵ش. ب: مندرج در منتخباتى از آثار حکماى الهى ایران، ج ۴٫

۴۱ ـ تحفه المراد (شرح قصیده میر فندرسکى): عباس شریف دارابى، با شرح خلخالى و گیلانى، تهران، ۱۳۷۲ش، انتشارات الزهرا(علیه السلام)

۴۲ ـ تفسیر فاتحه الکتاب: تصحیح و مقدمه سید جلال الدین آشتیانى، انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۶۰ش.

۴۳ ـ تمهید القواعد: صائن الدین على بن محمد الترکه، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، چ اول، ۱۳۵۵ش، چاپ دوم، ۱۳۶۰ش.

۴۴ ـ المشاعر: صدرالدین شیرازى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى انتشارات زوار، ۱۳۴۳ش.

۴۵ ـ رساله النصوص: صدرالدین قونوى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۶۲ش.

۴۶ ـ رساله النصوص: صدرالدین قونوى با تعلیقات میرزا هاشم اشکورى، تهران ۱۳۶۲، مرکز نشر دانشگاهى.

۴۷ ـ رساله نوریه در عالم مثال: حکیم بهایىلاهیجى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، چ اول، ۱۳۵۰ش، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، چ دوم، ۱۳۷۲ش.

۴۸ ـ رسائل فلسفى (متشابهات قرآن، المسائل القدسیه، اجوبه المسائل): صدرالدین شیرازى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، مشهد، چ اول، ۱۳۵۱ش، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، قم، چ دوم، ۱۳۶۲ش.

۴۹ ـ رسائل فلسفى: شامل رساله تحفه (ملانظر على گیلانى)، رساله وحدت وجود (ملاعلى نورى)، رساله بسیط الحقیقه کل الاشیاء (ملاعلى نورى).

۵۰ ـ رسائل وحدت وجود و بداء: سید محمد کاظم عصار، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۴۸ش.

۵۱ ـ رسائل قیصرى: داودبن محمود قیصرى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى.

۵۲ ـ شرح فصوص الحکم: مؤیدالدین جندى(با همکارى دکتر ابراهیمى دینانى)، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسى، ۱۳۶۸ش.

۵۳ ـ شرح دعاء المعرفه: ملا محمدعلى فاضل خراسانى، مشهد، نشریه دانشکده الهیات، ش ۲۶/۲۷ (۱۳۵۷)، ص ۶۵-۱۲۹, ش ۲۸ (۱۳۵۸)، ص ۶۷-۱۳۶٫

۵۴ ـ شکوه شمس (سیرى در آثار و افکار مولانا): آن مارى شمیل، ترجمه حسن لاهوتى، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۷٫

۵۵ ـ الشواهد الربوبیه فى المناهج السلوکیه: صدرالدین شیرازى، مرکز نشر دانشگاهى، چاپ دوم، ۱۳۴۶ش.

۵۶ ـ قره العیون: ملامهدى نراقى، تهران، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۷ش.

۵۷ ـ اللمعات الالهیه والکلمات الوجیزه: ملا احمد نراقى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۷ش.

۵۸ ـ لمعات الالهیه: ملاعبدالله زنوزى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، ۱۳۵۴ش، چ دوم، ۱۳۶۱ش.

۵۹ ـ المبدأ والمعاد: صدرالدین شیرازى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۴ش.

۶۰ ـ مجموعه رسائل سبزوارى: تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، چ اول، ۱۳۴۸ش، انجمن فلسفه ایران، چ دوم، ۱۳۶۱ش، اسوه، چ سوم، ۱۳۷۰ش.

۶۱ ـ المسائل القدسیه: صدرالدین شیرازى، دانشکده الهیات، مشهد، ۱۳۹۱هـ.ق

۶۲ ـ مشارق الدرارى: سعیدالدین سعید فرغانى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۹۸ق.

۶۳ ـ مصباح الهدایه: امام خمینى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چ اول، ۱۳۷۲, چ دوم، ۱۳۷۳٫

۶۴ ـ المظاهر الالهیه فى اسرار العلوم الکمالیه: صدرالدین شیرازى، تصحیح سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، ۱۳۸۱هـ

۶۵ ـ مکاتبات عرفانى: سید احمد حائرى و شیخ محمدحسین غروى، تهران، نشریه جاویدان خرد، س دوم، ش اول.

۶۶ ـ منتخباتى از آثار حکماى الهى ایران: تصحیح و گردآورى: سید جلال الدین آشتیانى، انجمن دولتى ایران و فرانسه، چ اول، ۱۳۵۵-۱۳۵۰ش، چ دوم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۳ش.

۶۷ ـ نقد النصوص فى شرح نقش الفصوص: عبدالرحمن بن احمد جامى، تصحیح ویلیام چیتیک، مقدمه: سید جلال الدین آشتیانى، انجمن فلسفه ایران، چ اول، ۱۳۵۶ش، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چ دوم، ۱۳۷۰ش.

۶۸ ـ هدایه الطالبین: حکیم سبزوارى، مشهد، انتشارات اوقاف خراسان، ۱۳۴۷٫

 

 

 

آثار حکماى الهى ایران

منتخباتى از آثار حکماى الهى ایران در چهار جلد از شاهکارهاى بى نظیر استاد آشتیانى است. گرچه در باب تاریخ فلسفه اسلامى کمتر کتاب و تألیف دقیقى به چشم مى خورد و تحقیق در این موضوع بسیار ضرورت دارد، اما استاد آشتیانى بیشترین همت خود را متوجه مشکل ترین و تاریک ترین دوران فلسفه یعنى قرن هشتم تا دهم و پس از ملاصدرا تا عصر حاضر معطوف کرده است. استاد در خصوص این مى نویسد:

«حقیر به تنهایى بدون یار و مددکار به این امر مهم اقدام نمود و انجام آن را به طور کلى خود عهده دار شد. با مشکلات زیاد باید نسخه هاى مؤلف دانشمندان را از کتابخانه ها تهیه و نسخه هاى مغلوط و گاهى غیر قابل قرائت را تصحیح و در اطراف مطالب آن مطالعه و یا تجدید نظر نموده و مشکل نسخه نویس را متحمل شده و بعد از تنظیم و ترتیب مطالب تحویل مطبعه بدهم.»(۴)

رحلت

این دانشمندجلیل القدر پس از۶۰ سال تدریس وتحقیق وکتابت  طی یک دوره بیماری در سوم فروردین ۱۳۸۴ روحش به ملکوت اعلی پیوست وبدن مطهر آن اندیشمند در جوار حضرت امام رضا(ع) قرار گرفت(۵)



۱-منظورجناب حجت الاسلام والمسلمین ایت الله اقا میرزا ابوالقاسم دانش اشتیانی است که اکنون در قم سکونت دارند وامام جمعه دائم شهر اشتیان می باشند .

۲-حقیر مدتی به درس مطول آقای مطهری حاضر شده ونیز استصحاب رسائل را نزد ان استاد محقق قرائت کرده است.

۳-قسمتی از مصاحبه آیت الله سید محمد رضا حسینی آملی یکی از شاگردان برجسته علامه آشتیانی 

۴-گلشن ابرار جلد هفت

۵-حرم مطهر صحن ازادی غرفه ۱۳

 

 

 ارشیو کیهان فرهنگی ۱۲شهریور1364



از سمت چپ علامه آشتیانی و آقایان دکترسید جلال الدین مجتبوی و دکتر غلامرضا اعوانی و بهاالدین خرمشاهی وحسن لاهوتی  سال۱۳۶۴

 



کافه علی خان سال ۱۳۴۳

 

 



کلاس درس استادعلامه دهم بهمن ۱۳۴۳دانشکده الهیات مشهد

 

 

 



 

عکس بالا  دهم بهمن سال۴۳

از سمت راست ۱-دکتر مجتهدی رییس وقت دانشکده الهیات مشهد

۲-استادصلاح ساوی از ادیبان مصر

ردیف اخر ۱-دکتر محمود مهدوی دامغانی

۲-استاد علامه آشتیانی

سمت چپ: دکتر محمود یزدی مطلق(فاضل)