خانه / حکایات پیامبران (ع) (صفحه 2)

حکایات پیامبران (ع)

آمرزش گناه دوست و مخالف

مرحوم راوندى در کتاب خرایج و جرائح خود آورده است : امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق علیهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مکّه مکّرمه شدند. در مسجدالحرام نزدیک کعبه الهى نشسته بودند، که شخصى وارد شد و اظهار داشت : سؤ الى دارم ؟ امام …

بیشتر بخوانید »

سکوت لقمان

  همچنان که مروى است که: لقمان به نزد داود آمد- در وقتى که او زره مى ‏ساخت و پیش از آن، لقمان زره را ندیده بود تعجب کرد که فایده آن چه چیز است. خواست بپرسد، دانائى و حکمت، او را مانع شد و خوددارى نمود. چون داود- علیه السّلام- …

بیشتر بخوانید »

اگر فرعون ، خدا را صدا مى زد به فریادش مى رسید

ابراهیم بن محمد همدانى مى گوید: از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم که به چه علّت خداوند فرعون را غرق کرد و آن را هلاک نمود با این که فرعون به خداوند ایمان آورد؟ حضرت فرمود: فرعون وقتى ایمان آورد که دیگر فایده اى نداشت و کار از کار گذشته …

بیشتر بخوانید »

پرسش هاى موسى از خدا و پاسخ خدا

امام عسکرى (علیه السلام) مى فرماید : هنگامى که موسى بن عمران با خدا سخن مى گفت عرضه داشت : خدایا ! پاداش کسى که شهادت دهد من فرستاده وپیامبر توام و تو با من سخن مى گویى چیست ؟ خدا فرمود : فرشتگانم به سوى او مى آیند و وى …

بیشتر بخوانید »

اى موسى! برخ روزى چندین بار ما را مى‏ خنداند

«هفت سال در بنى اسرائیل قحط شد، موسى با هفتاد هزار نفر به طلب باران بیرون شد خداوند عالم وحى فرستاد که: چگونه دعاى ایشان را مستجاب کنم و حال آنکه ظلمت گناهان، ایشان را فرو گرفته و باطن هاى ایشان خبیث شده؟ و رجوع کن به یکى از بندگان …

بیشتر بخوانید »

متن نامه حضرت رسول اکرم(ص) به خسرو پرویز

  در تاریخ طبرى و ابن خلدون و غیر آنها مینویسند: در سال ششم هجرت ، پیغمبر اسلام (ص ) نامه اى به کسرى (خسرو پرویز از بزرگترین سلاطین سلسله ساسانى و پسر هرمز پسر انوشیروان ) فرستاده ، و او را به توحید و قبول دین اسلام دعوت فرمود، …

بیشتر بخوانید »

ایثار شگفت انگیز حضرت خضر علیه السلام

مـؤ لف گـوید: این منقبت از آن حضرت شبیه است به آنچه که از جناب خضر علیه السلام روایـت شـده وآن روایـت چـنـیـن اسـت کـه دیـلمـى در ( اعـلام الدّیـن ) نـقل کرده از ابى امامه که حضرت رسول صلى اللّه علیه وآله و سلم فرمود به اصحاب خـود آیـا …

بیشتر بخوانید »

عظمت گناه بخیل

روزى آن بزرگوار مردى را دید که پرده کعبه را گرفته مى‏ گوید: «خدایا به حرمت این خانه، گناه مرا بیامرز. حضرت فرمود: بگو ببینم چه گناه کرده ‏اى؟ عرض کرد که:گناه من بزرگتر از آن است که بگویم. فرمود که: گناه تو بزرگتر است یا زمین؟ گفت: گناه من. …

بیشتر بخوانید »

شفای مریض

«روزى آن سرور در مسجد با جماعتى از اصحاب نشسته بودند و مشغول تکلّم بودند، کنیزکى از شخصى از انصار داخل شد و خود را به آن حضرت رسانید، پنهانى گوشه جامه آن کوه حلم و وقار را گرفت. چون آن حضرت مطّلع شد برخاست و گمان کرد که او …

بیشتر بخوانید »