زندگینامه سوسن خاتون همسرامام هادی (ع) مادر امام حسن عسکرى (ع)

این بانو کنیزى به نام سوسن یا (سلیل) (۲۹۲) بود که افتخار همسرى امام هادى (ع) و مـادرى امـام حـسـن عـسـکـرى (ع) را یـافـت و بـنـا بـه نـقـل (جـنـّات الخـلود) پـادشـاه زاده بـوده است . در (عیون المعجزات) آمده است که وى از زنان صالح و عارف به امامت بود. علاّمه مجلسى مى نویسد: مادر امام حسن عسگرى در نهایت ورع ، تقوا، عفاف و صلاح بود.(۲۹۳)

از مـعـصـوم روایـت شـده کـه وقـتـى (سـلیـل) بـر امـام هـادى وارد شـد، آن حـضـرت فـرمـود: سلیل از هر آفت ، مرض ، پلیدى و نجاستى بیرون کشیده شده است .(۲۹۴)

امـام حـسـن عـسـکـرى عـلیـه السلام قبل از رحلت ، خبر وفات خود را به مادر گفت : او متاءثر شد واظهار جزع کرد. امام عسکرى (ع) خطاب به مادر فرمود:

(اى مادر! جزع مکن که تقدیر الهى بناچار جارى خواهد شد.)

در اواخـر عـمـرحـضـرت ، ایـن زن بـزرگ به حج رفت و پس از بازگشت به مدینه ، هر روز از احوال فرزندش جویا مى شد تا اینکه خبر شهادتش به او رسید.(۲۹۵)

امـام حـسـن عـسـکـرى (ع) چـون نـمـى تـوانـسـت آشـکـارا فـرزنـدش را وصـىّ احـوال خـود قـرار دهـد و تـقـدیر الهى بر غیبت آن وجود مقدس بود، مادر خود را وصىّ قرار داد و شیعیان را به آن بانو ارجاع داد.

شیخ صدوق مى نویسد که احمد بن ابراهیم گفت :

(پـس از وفات آن حضرت بر حکیمه خاتون ، دختر امام جواد (ع) وارد شدم و از او در مورد ائمه سـؤ ال کـردم . ایـشـان یکایک امامان را تا امام دوازدهم بر شمرد پرسیدم : الا ن فرزند امام حسن عکسرى (ع) کجاست ؟ فرمود: پنهان است .

گفتم : پس شیعیان باید به کجا رجوع نمایند. گفت : به مادر امام عسکرى گفتم : آیا به کسى کـه زنـى را وصـىّ خـود قـرار داده اقـتدا کنم . فرمود: امام عسکرى علیه السلام در این مورد به جـدّش امـام حـسـیـن (ع) اقتدا نموده که در ظاهر وصىّ خود را حضرت زینب (س) قرار داد و براى سـالم ماندن امام سجّاد (ع) از گزند دشمنان دین به حضرت زینب (س) وصیت کرد. سپس گفت : شـما اهل اخبار و روایات هستید، مگر روایت نکرده اید که میراث نهمین فرزند امام حسین (ع) تقسیم مى شود و حال آنکه او زنده است .(۲۹۶))

پس از شهادت امام حسن عسکرى (ع) جعفر کذّاب با مادر آن حضرت بر سر میراث امام به منازعه پرداخت . امام زمان (عج) بر جعفر ظاهر شد و فرمود:

(اى عـمـو تـو را چـه مـى شـود! آمـده اى که بر سر حقوق من ، با من منازعه کنى ! جعفر مبهوت و متحیر شد و دیگر آن حضرت را ندید.)

مـادر امـام عـسکرى که وصایت حضرت را عهده دار بود، بعد از شهادت امام ، عهده دار اداره خانواده آن حضرت گردید و کار جعفر به جایى رسید که پاره نانى هم براى رفع گرسنگى نداشت و این بانوى بخشنده و بزرگوار تهیه تمام نیازمندیهاى زندگى او را به عهده گرفت .

وقـتـى کـه وفـات ایـن بـانـو فـرا رسـیـد، وصـیـت کـرد که مرا در همین خانه ، در کنار شوهر و فـرزنـدم دفـن نمایید. هنگام دفن ، جعفر کذّاب در مقام منع برآمد که این خانه من است و اجازه نمى دهم کسى را در اینجا دفن نمایید. امام زمان (عج) دوباره ظاهر شد و فرمود:

(این خانه ، خانه توست یا من ؟)

و از نـظر غایب گردید. آن بانو را بنابر وصیتش در صحن مقدس امام حسن عسکرى (ع) به خاک سپردند.(۲۹۷)



۲۹۲ـ او را حدیث ، سلیل و سوسن نامیده اند. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۵٫

۲۹۳ـ ریاحین الشریعه ، ج ۳، ص ۲۴٫

۲۹۴ـ اثبات الوصیّه ، مسعودى ، ص ۲۰۷٫

۲۹۵ـ ریاحین الشریعه ، ج ۳، ص ۲۴٫

۲۹۶ـ ریـاحـیـن الشـریـعـه ، ج ۴، ص ۱۵۱، بـا دخل و تصرف .

۲۹۷ـ ریـاحـیـن الشـریـعـه ، ج ۳، ص ۲۴ ـ ۲۵ بـا دخل و تصرف .

بزرگ زنان صدر اسلام// احمد حیدری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *