زندگینامه امّ کلثوم دومـیـن دخـتـر امـام عـلى (ع) و حـضـرت فـاطـمـه زهـرا (س)

امّ کـلثـوم ، دومـیـن دخـتـر امـام عـلى (ع) و حـضـرت فـاطـمـه زهـرا (س) اسـت . او در سـال شـشـم هـجـرى مـتـولد شـد.(۴۱۵) از زنـان فـاضـل ، بـلیغ ، فهیم و بلند مرتبه از خاندان بنى هاشم و همسر عون بن جعفر بن ابیطالب (۴۱۶) بود. در سال ۵۴ هجرى در مدینه وفات یافت او نیز همانند خواهرش زینب کبرى شـیـرزنى بود که در دامان مادرى چون زهرا (س) و تحت نظارت پدرى چون امیر مؤ منان بزرگ شد و از زنان قهرمان تاریخ گردید.

در اینجا با نگاهى کوتاه و گذرا زندگى این بانوى بزرگوار را بررسى مى کنیم .

الف ـ شهامت وبلاغت :

امّ کلثوم همراه برادرش اباعبدالله الحسین (ع) به کربلا آمد. سرانجام ، روز عاشورا با تمام مـصـیبتهاى خونبارش به پایان رسید. آن شب امّ کلثوم در کنار خواهرش زینب ، به پرستارى و نگهدارى اطفال پرداخت .

روز بعد قافله اسرا به سوى کوفه حرکت داده شد. هنگام ورود به کوفه ، امّ کلثوم در حالى کـه نـان و خـرمـاى مـردم کـوفـه را بـه مـیـان آنـهـا پـرتـاب کـرد، فـریـاد زد: (اى اهـل کوفه صدقه بر ما حرام است !) سپس در حالى که صدایش به گریه بلند بود کوفیان رامخاطب قرار داد و فرمود:

(اى مردم کوفه ! بدى و رسوایى بر شما باد! شما را چه شده است که حسین را یارى نکردید و او را کـشـتـیـد و امـوال ودارایـى اش را غـارت کـردیـد و تـصـرف نـمـودیـد و اهل بیتش را به اسارت گرفتید و حال بر او گریه مى کنید؟! هلاک وتباهى و دورى از رحمت خدا بر شما باد! آیامى دانید چه جنایت بزرگى مرتکب شده وچه گناه و بار سنگینى بر پشت خود نـهـاده ایـد و چـه خـونـهـایـى ریـخـتـه و چه پرده نشینان بزرگوارى را مصیبت زده کردید و چه دخـتـرانـى را جـامـه ربـوده و چـه امـوالى راغـارت کـرده ایـد؟! بـهـتـریـن مـردم بـعـد از رسـول خـدا را کـشـتـیـد. رحـم از دلهـاى شما رخت بر بسته است . آگاه باشید که حزب و گروه خدارستگارانند و حزب و گروه شیطان از زیانکاران .) سپس اشعارى به این مضمون خواند:

(برادرم را به ستم کشتید، بزودى آتشى سوزان شما را در بر گیرد.

خونى را ریختید که خدا و قرآن و پیامبر ریختن آن راحرام کرده بودند.

پس شما را به آتش دوزخ بشارت باد که به یقین در آن جاویدان خواهید ماند تا زنده ام در مرگ برادرم گریان خواهم بود. چه او بهترین کسى بود که بعد از پیامبر به دنیا آمد. دیده گانم در این مصیبت آن چنان اشکى فراوان بر گونه ریزند که هرگز نخشکد.)(۴۱۷)

سـخـنـان و مرثیه آن بانو آن چنان نافذ وموثر بود که تمام شنوندگان را دگرگون ساخت . راوى گوید:(هیچ مرد و زنى از آن روز گریان تردیده نشده است .)(۴۱۸)

ب ـ شجاعت :

درمجلس ابن زیاد، وقتى آن نانجیب در مکالمه با حضرت زینب کبرى (س) از کشته شدن امام حسین علیه السلام اظهار خوشحالى کرد، امّ کلثوم خطاب به اوگفت :

(اى پـسـر زیـاد! اگـر چـشـم تـوبـه قـتـل امام حسین (ع) روشن گردید، بدان که هر آینه چشم رسـول بـه دیـدار او روشـن مـى شـد و حـضـرت او را بـوسـیـد و لبـهاى او را مى مکید و حسین و بـرادرش را بـر دوش خـود سـوار مـى کرد. پس (اى ملعون) خود رابراى جواب فردا آماده کن .) (۴۱۹)

جریان زیر نمونه دیگرى از شجاعت آن بانو است : هنگام ورود به شام ، شمر در حالى که سر امام حسین (ع) را بر سر نیزه داشت گفت :

(من صاحب نیزه بلندم ، من ، قاتل صاحب دین اصیل ، منم کشنده فرزند سیدالوصیین که سرش را براى امیر المؤ منین یزید آورده ام .)

امّ کلثوم جواب داد: (اى لعین ، فرزند لعین ! خاک بر دهانت ! لعنت خدا بر گروه ستمگران ! تو بـه کـشـتـن کـسى افتخار مى کنى که جبرئیل و میکائیل در گهواره ذکر خواب براى او مى گفتند: کـسـى کـه اسـم او بـر سـرا پرده عرش پروردگار نوشته شده است و کسى که خدا، پیامبران مـرسـل را بـه جـدّ او خـتـم کـرد و بـه وسـیـله پـدرش مـشـرکـان را ریـشـه کـن نمود. پس کجاست مثل جدّ من محمّد مصطفى (ص) و پدرم على مرتضى (ع) و مادرم فاطمه زهرا (س) ؟) خولى گفت : (تو هرگز از شجاعت سربرنتابى ، زیرا دختر مرد شجاعى هستى .)(۴۲۰)

ج ـ عفت :

وقـتـى اسـرا را بـه شـام وارد مـى کـردند مردم براى نظاره آنها جمع شده بودند. امّ کلثوم به شمر رو کرد و گفت :

(ما را از دروازه اى که مردمان کمترى آنجا اجتماع کرده اند وارد کن و بگو سرهاى شهدا را از میان مـحـمـلهـا دور کـنـنـد تـا مـردم بـه نـظـاره سـرهـا مـشـغـول شـونـد و کـمـتـر بـه حـرم رسول خدا بنگرند.)

شـمـر، کـه مـقـصـود آن بـانـو را فـهـمـیـد، بـه خـاطـر سـرشـت نـاپـاکـى کـه داشـت بـر عـکـس عمل کرد.(۴۲۱)

امّ کـلثـوم هـنـگـام ورود بـه مـدیـنـه بـا خـوانـدن اشـعـارى بـه بـیـان واقـعـه کـربـلا پـرداخـت .(۴۲۲)



۴۱۵ـ اعیان الشیعه ، ج ۳، ص ۴۸۵٫

۴۱۶ـ ام کلثوم ، دخیّل ، ص ۹٫

۴۱۷ـ امّ کلثوم ، على محمّد على دخیل ، مترجم ، ص ۲۸، زینب کبرى ، فیض الاسلام ، ص ۴۴٫

۴۱۸ـ زینب کبرى ، فیض الاسلام ، ص ۴۴٫

۴۱۹ـ ریـاحـیـن الشـریـعـه ، ج ۱، ص ۲۵۰ بـا دخل و تصرف .

۴۲۰ـ ترجمه مقتل ابى مخنف ، ص ۱۷۷٫

۴۲۱ـ ریاحین الشریعه ، ج ۳، ص ۲۵۳٫

۴۲۲ـ ر.ک . امّ کلثوم ، على محمد على دخیل ، ص ۳۱ ـ ۳۵٫

بـــزرگ زنان صدر اســلام//احمد حیدری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *