زندگینامه ابوجعفر احمد بَرقی(۲۷۴-۲۰۰ه ق)

 ابوجعفر احمدبن محمدبن خالد، محدّث ، مورّخ و مؤلف ، امامی قرن سوم . او نامدارترین دانشمند خاندان برقی است . جدّ این خاندان در کوفه بوده و سپس به قم مهاجرت کرده است . تاریخ دقیق ولادت احمد برقی معلوم نیست ولی با توجّه به ندرت یا قلّتِ روایاتِ بیواسطه او از ابن ابی عُمَیر (متوفی ۲۱۷) و بزنطی (متوفی ۲۲۱) و کثرتِ روایاتش از ابن فضّال و ابن محبوب (هر دو متوفی ۲۲۴) می توان ولادت وی را پس از ۲۰۰ دانست . ظاهراً روایات او از حَمّادبن عیسی و صَفوان بن یحیی ، که در برخی احادیث بدون واسطه اند، با واسطه ای مانند پدرش بوده است (برای احادیث رجوع کنید به کلینی ، ج ۱، ص ۴۲، ج ۶، ص ۵۳۱؛ برقی ، ۱۳۳۱ ش ، ص ۶۰۸؛ و برای اسناد برقی در کتب اربعه رجوع کنید به خوئی ، ج ۲، ص ۳۹۰ـ۴۱۵، ۵۹۱ ـ ۵۹۳، ۶۲۸ـ ۶۴۹، ج ۱۶، ص ۳۵۴ـ۳۶۹).

علمای رجال ، برقی را از اصحاب امام جواد و امام هادی علیهماالسّلام دانسته اند (طوسی ، رجال ، ص ۳۹۸، ۴۱۰؛ برقی ، ۱۳۴۲ ش ، ص ۵۷، ۵۹)، ولی روایت او از این دو امام در اسناد موجود به چشم نمی خورد، تنها در روایتی آمده است که وی به عسکر (= سامرّا) سفر کرده و در آنجا پیکی از جانب «رجل » نزدش آمده است . قرائن نشان می دهد که مراد از «رجل » امام هادی علیه السّلام است (کشّی ، ش ۱۰۵۳ ، طوسی ، الغیبه ، ص ۲۵۸).

برقی نزد دانشمندان بسیاری درس آموخت و از آنان روایت کرد. جز دانشمندان پیشین ، وی از راویان کوفی چون اسماعیل بن مِهران ، حسن بن علی وَشّاء، عبدالرحمان بن حَمّاد، عثمان بن عیسی ، علی بن اَسباط ، عَمروبن عثمان و محمدبن عبدالحمید عَطّار بسیار روایت کرده که نشان می دهد عمده تحصیلات وی در کوفه بوده است . روایت فراوان برقی از محدّثان بغدادی ، مانند داودبن قاسم بغدادی و محمدبن عیسی عُبَیدی و یعقوب بن یزید، می رساند که وی ـ احتمالاً همزمان با سفر سامرّا ـ به بغداد نیز سفر کرده است . بعلاوه ، در مشایخ او افرادی از اماکن مختلف مانند قم ، ری ، همدان ، اصفهان ، کاشان ، قزوین ، واسط ، نهاوند، رامِشک ، بصره ، دیلم ، جرجان ، جبل ، جاموران و حرّان به چشم می خورد که معلوم نیست برقی در چه شهری با آنها دیدار کرده است . او از نزدیک به دویست نفر نقل حدیث ، و کتابهای بیش از صد نفر را روایت کرده که برخی چون حسین بن سعید خود دهها کتاب داشته اند (برای فهرست مشایخ برقی رجوع کنید به خوئی ، ج ۲، ص ۳۱ـ۳۲، ۲۲۶ـ۲۲۷، ۲۶۶ـ۲۶۷).

علمای رجال ، برقی را به وثاقت و اعتماد ستوده اند (نجاشی ، ش ۱۸۲؛ طوسی ، الفهرست ، ص ۴۴، ص ۲۰۰؛ علاّ مه حلّی ، ص ۱۴؛ قهپائی ، ج ۱، ص ۱۳۸). با اینهمه ، در میان مشایخ معروفِ او راویان تضعیف شده ای چون احمدبن محمد سیّاری ، بکربن صالح ، حسین بن علی بن ابی عثمان ، محمدبن حسن بن شَمّون و محمدبن علی کوفی ابوسمینه دیده می شوند. روایت وی از ضعفا و اعتمادش بر احادیث مرسل موجب شد که علمای معاصرش در قم بر وی خرده گیرند. احمدبن محمدبن عیسی ، رئیس قمیان ، به علت نامعلومی وی را از قم تبعید کرد، ولی پس از مدتی او را به قم بازگرداند و از وی پوزش خواست و حتی در تشییع جنازه برقی پابرهنه و بدون عمامه حاضر شد تا رفتار پیشین را جبران کند (علاّ مه حلی ، همانجا؛ ابن داود حلّی ، ص ۲۲۹). به هر حال ، در وثاقت و مقام علمی برقی نمی توان تردید کرد. وی علاوه بر حدیث ، در تاریخ و جغرافیا و ادب و شعر خبره بوده است . مسعودی در مقدّمه مروج الذهب (ج ۱، ص ۱۳) او را از مؤلّفان کتب تاریخی دانسته و مؤلّف تاریخ قم نکات جغرافیایی مربوط به شهر قم و وجه تسمیه آن را از او نقل کرده است (قمی ، ص ۲۰ـ۲۲، ۲۵ـ۲۶).

برقی کتابهای بسیاری نگاشت که مهمترین آنها،محاسن ، مرجع دانشمندان بوده است (ابن بابویه ، ۱۴۰۱، ج ۱، ص ۵). فهرستِ عناوین مباحث محاسن با تفاوتهایی ، در رجال نجاشی (همانجا) و الفهرست شیخ طوسی (ص ۴۴ـ۴۵) و به نقل از آنها در معالم العلماء (ص ۱۱ـ۱۲) و معجم الادباء (ج ۴، ص ۱۳۳ـ۱۳۵) آمده است . از اجزای محاسن تنها یازده باب (=کتاب ) باقی مانده که رساله هایی است مشتمل بر احادیثی با مضامین کلامی ، اعتقادی ، اخلاقی ، اجتماعی و مطالب دیگر. با توجّه به فقدان بیشتر اجزای کتاب ، نمی توان دقیقاً از محتوای آن آگاه شد، ولی با توجه به نام و محتوای اجزای باقیمانده محاسن و گرایش غالبِ آن روزگار قم ، می توان گفت که بیشتر آنها کتب حدیثی در موضوعاتِ گوناگون بوده است . وجود عناوین رجال شناسی چون «طبقات الرجال » و عناوین تاریخی مانند «اخبار الامم »، «تاریخ »، «انساب » و «مغازی النّبی » در این مجموعه و تنوّع موجود در اسامیِ دیگر بابهای آن از جمله : «الشّعر و الشّعرا»، «النّحو»، «النّجوم »، «البُلدان و المساحه »، «الازاهیر» (شکوفه ها)، «افانین » (هنرها)، «الحِیَل »، «الطِیَره » و جز اینها، شکل دایره المعارف گونه آن را نمایان می سازد.

تعداد کتابهای محاسن را شیخ طوسی ( الفهرست ، همانجا) ۹۸ و نجاشی (همانجا) نود ذکر کرده اند که ، با حذف عناوین مشترک ، بر روی هم حدود ۱۲۰ کتاب است . ابن ندیم (ص ۲۷۶ـ۲۷۷) تعداد آن را هفتاد و چند کتاب ، و به نقلی هشتاد کتاب ، ذکر کرده و سپس نام ۴۲ کتاب را که نزد ابن هَمام بوده آورده است . مشابهتِ ترتیب این نامها با ترتیب موجود در رجال نجاشی ممکن است از ترتیب اصلی این مجموعه ناشی شده باشد. البته نام این آثار در کتاب ابن ندیم به اشتباه در ذیل ترجمه محمدبن خالد برقی * آمده است .

با وجود تصریح شیخ طوسی و نجاشی به اینکه تألیفات برقی منحصر به محاسن نبوده است ، نمی توان آثار برقی را، جز کتابهای محاسن ، به یقین شناسایی کرد. بعلاوه ، بدرستی معلوم نیست که آیا هیچیک از کتابهای نام برده شده در فهرستِ محاسن کتاب مستقلی نیز بوده است یا خیر.

جز اجزائی از محاسن ، کتابی به نام رجال برقی نیز در دست است که برخی آن را به محمدبن خالد و بیشتر به احمدبن محمدبن خالد نسبت داده اند و به نام او نیز چاپ شده است . هر چند در اجزای محاسن نامهایی چون «الرّجال »، «الطّبقات » و «طبقات الرّجال » دیده می شود، قرائنی چند نشان می دهد که این کتاب بعدها تألیف شده و نوشته علی بن احمدبن عبدالله از نوادگان برقی یا، به احتمال بیشتر، نوشته پدر وی احمدبن عبدالله ، نوه برقی ، است که به سبب تشابه اسمی وی با نام جدش به برقی نسبت داده شده است ( رجوع کنید به تستری ، ج ۱، ص ۴۵؛ شبیری ، ج ۲، ص ۱۵۸ـ۱۵۹؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله ). اگر تعبیر ابن ندیم (ص ۲۷۶) درباره رجال برقی (فیه ذکرُمَنْ رَوی ‘ عن امیرالمؤمنین علیه السّلام ) درست باشد، ممکن است این باب از رجال موجود از برقی باشد و نوه او آن را تکمیل کرده باشد، همچنانکه علاّ مه حلّی (ص ۱۹۱ـ۱۹۵) فقط در باب اصحاب امیرالمؤمنین علیه السّلام از رجال برقی نقل می کند.

احمد برقی در آثار حدیثی جایگاه ویژه ای دارد. در کتاب کافی و سایر کتب اربعه و کتب صدوق و دیگر محدثان احادیث او بسیار است . کلینی به توسط «عدّه من اصحابنا» از وی روایت می کند که عبارت اند از: علی بن ابراهیم ؛ علی بن محمدبن عبداللّه ، نوه دختری او؛ احمدبن عبداللّه ، نوه پسری او؛ و علی بن حسن (علاّ مه حلّی ، ص ۲۷۲؛ تستری ، ج ۱، ص ۵۹۱). از دیگر شاگردان وی عبداللّه بن جعفر حِمَیری ، سعدبن عبداللّه ، محمدبن یحیی عطّار، محمدبن حسن صفّار، علی بن حسین سعدآبادی را می توان نام برد (برای اطلاعات بیشتر درباره شاگردان او رجوع کنید به خوئی ، ج ۲، ص ۳۲، ۲۲۷، ۲۶۷). شیخ طوسی در الفهرست حدود هشتاد شرح حال مؤلفان شیعه از برقی را به واسطه محمدبن جعفربن بُطّه نقل کرده است . نجاشی (ش ۲۴۲، ۶۸۳، ۹۴۷)، برخی از شاگردان وی را در زمینه های غیر دینی نام برده و می نویسد که اسماعیل بن عبدالله نزد او رسوم کتابت آموخته است . ابن غضائری وفات برقی را در ۲۷۴ و علی بن محمد ماجیلویه نواده و شاگردش وفات او را در ۲۸۰ ذکر کرده که درست تر است (همان ، ش ۱۸۲).

جز پدر و برادران و برادرزاده برقی که از راویان حدیث بوده اند ( رجوع کنید به برقی * ، محمدبن خالد)، یکی دیگر از دانشمندان این خاندان احمدبن عبدالله بن احمدبن ابی عبدالله برقی ، نوه پسری برقی است که فرزندش علی (استادِ صدوق ) و کلینی از او روایت می کنند. حسن بن حمزه علوی طبری نیز از او روایت کرده است (خوئی ، ج ۲، ص ۱۳۵؛ ابن بابویه ، ۱۳۶۳ ش ، ص ۶۵۵؛ مفید، ص ۳۳، ۳۱۷ ؛ نجاشی ، ش ۸۹۸). شیخ طوسی ( الفهرست ، ص ۴۶) وی را به اشتباه نوه دختریِ برقی معرّفی کرده است (تستری ، همانجا). غضائری (ص ۱۸۹) به نقل از حسن بن حمزه علوی ، مطلبی رجالی از برقی نقل کرده که آشناییِ وی را با علم رجال می رساند. یاقوت ( معجم الادباء ، ج ۳، ص ۱۰۲ـ۱۰۳) ذیل عنوان احمدبن عبدالله ، به نقل از « تاریخ اصفهان » حمزه اصفهانی ، وی را از رستاق برق رود و از راویان لغت و شعر در قم شمرده و از توطّن برادرزاده وی ابوعبدالله برقی در اصفهان سخن گفته است ؛ ولی در معجم البلدان (ج ۱، ص ۵۷۵) ابوعبدالله برقی را خواهرزاده احمدبن عبدالله برقی دانسته است . معلوم نیست که این دو نفر کیستند، تنها می توان گفت که از خویشاوندان احمد برقی بوده اند؛ هرچند محتمل است که احمدبن عبدالله تصحیف احمدبن ابی عبدالله بوده و مراد همان برقی معروف باشد. یکی دیگر از علمای خاندان برقی علی بن احمدبن عبدالله بن احمدبن ابی عبدالله برقی است . وی استادِ صدوق بوده و به واسطه پدرش و علی بن محمد ماجیلویه از احمدبن ابی عبدالله برقی نقل حدیث می کند (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ، ۱۳۵۷ ش ، ص ۹۹، ۱۰۳؛ همو، ۱۳۱۷، ص ۱۵۲، ۲۴۰).



منابع :

(۱) ابن بابویه ، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ( تاریخ مقدمه ۱۳۵۷ ش ) ؛
(۲) همو، عیون اخبارالرضا ، چاپ عبدالغفار نجم الدوله ، تهران ۱۳۱۷؛
(۳) همو، کمال الدین ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ۱۳۶۳ ش ؛
(۴) همو، من لایحضره الفقیه ، چاپ حسن موسوی خرسان ، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
(۵) ابن داود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ۱۳۹۲/۱۹۷۲، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(۶) ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱؛
(۷) ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش ؛
(۸) احمدبن محمد برقی ، رجال ، چاپ محدث ارموی ، تهران ۱۳۴۲ ش ؛
(۹) همو، کتاب المحاسن ، چاپ محدث ارموی ، قم ( تاریخ مقدمه ۱۳۳۱ ش ) ؛
(۱۰) محمدتقی تستری ، قاموس الرجال ، ج ۱، قم ۱۴۱۰؛
(۱۱) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(۱۲) محمدجواد شبیری ، «ارتباط رجال شیخ و رجال برقی »، در مجموعه آثار سومین کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام ، مشهد ۱۳۷۰ ش ؛
(۱۳) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ۱۳۸۰؛
(۱۴) همو، الفهرست ، چاپ محمد صادق آل بحرالعلوم ، نجف ۱۳۸۰؛
(۱۵) همو، کتاب الغیبه ، تهران ( تاریخ مقدمه ۱۳۹۸ ) ؛
(۱۶) حسن بن یوسف علاّمه حِلّی ، رجال العلاّ مه الحِلّی ، نجف ۱۳۸۱/۱۹۶۱، چاپ افست قم ۱۴۰۲؛
(۱۷) حسین بن عبیدالله غضائری ، تکمله رساله ابوغالب زُراری ، قم ۱۴۱۱؛
(۱۸) حسن بن محمد قمی ، کتاب تاریخ قم ، ترجمه حسن بن علی قمی ، چاپ جلال الدین طهرانی ، تهران ۱۳۶۱ ش ؛
(۱۹) عنایه الله قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی ، اصفهان ۱۳۸۴ـ۱۳۸۷، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(۲۰) محمدبن عمر کشّی ، اختیار معرفه الرجال ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ۱۳۴۸ ش ؛
(۲۱) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ۱۴۰۱؛علی بن حسین مسعودی ، مروج

(۲۲) الذهب و معادالجوهر، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/۱۹۶۴ـ ۱۹۶۵؛
(۲۳) محمدبن محمد مفید، کتاب الامالی ، چاپ حسین استادولی و علی اکبر غفاری ، قم ۱۴۰۳؛
(۲۴) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ۱۴۰۷؛
(۲۵) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(۲۶) همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵٫

 دانشنامه جهان اسلام جلد۳

بازدیدها: ۴۴

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *