خانه / 220-240 حکمت شرح ابن میثم / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۳۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)علت واجبات وفرائض

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۳۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)علت واجبات وفرائض

شرح ابن‏ میثم

۲۳۸- و قال علیه السّلام: فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ- وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ- وَ الزَّکَاهَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ- وَ الصِّیَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ- وَ الْحَجَ‏تَقْوِیَهًتَقْرِبَهً لِلدِّینِ- وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ- وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ- وَ صِلَهَ الرَّحِمِ مَنْمَاهً لِلْعَدَدِ- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ- وَ إِقَامَهَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ- وَ تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ- وَ مُجَانَبَهَ السَّرِقَهِ إِیجَاباً لِلْعِفَّهِ- وَ تَرْکَ الزِّنَى‏اَلزِّنَا تَحْصِیناً لِلنَّسَبِ- وَ تَرْکَ اللِّوَاطِ تَکْثِیراً لِلنَّسْلِ- وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ- وَ تَرْکَ الْکَذِبِ تَشْرِیفاً لِلصِّدْقِ- وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ- وَ الْأَمَانَهَ نِظَاماً لِلْأُمَّهِ- وَ الطَّاعَهَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَهِ

أقول: أشار علیه السّلام إلى فرائض اللّه، و نبّه على عللها الغائیّه فی الحکمه لیکون‏ أوقع لذکرها فی النفوس.

و ذکر منها تسع عشره فریضه:

الاولى: بدء بالایمان.
لأنّه الأصل لجمیع الفرائض و السنن، و جعل من أغراضه التطهیر عن الشرک، و لمّا کان للتطهیر من الشرک غایه مطلوبه للشارع و هى کمال النفس بمعرفه اللّه تعالى کان التطهیر غایه غرضه من الایمان.

الثانیه: الصلاه.
و لمّا کان وضعها لتطویع النفس الأمّاره الّتی هى مبدء الکبر للنفس المطمئنّه، و ریاضتها، و قهرها لا جرم کان من غایاتها تنزیه الإنسان عن الکبر.

الثالثه: الزکاه.
و ذکر من غایات فرضها کونها سببا للرزق. إذ کان منها رزق الفقراء و المساکین و من عیّنتها الشریعه حقّا له.

الرابعه: الصیام.
و لمّا کان من الشدائد الشاقّه على الأبدان خصّه بأنّ غایته کونه ابتلاء من اللّه لإخلاص خلقه و إن کانت هذه غایه من کلّ العبادات.

الخامسه: الحجّ
و إنّما جعل غایته کونه تقویه للدین لأنّه عباده تستلزم اجتماع أکثر أهل الملّه فی مجمع واحد على غایه من الذلّه و الخضوع و الانقیاد للّه، و مشاهده کلّ من الخلق الحاضرین لذلک الجمع العظیم من الملوک و غیرهم فیتأکّد فی قلبه قوّه الدین فی عظمته دون سایر العبادات.

السادسه: الجهاد.
و کون غایته عزّ الإسلام و قوّته ظاهر.

السابعه: الأمر بالمعروف.
و غایته إصلاح أحوال العوامّ فی معاشهم و معادهم.
و خصّ العوامّ لأنّهم أغلب الخلق، و لأنّ من عداهم هم العلماء و الولاه الآمرون بالمعروف الفاعلون له.

الثامنه: النهى عن المنکر.
و کون غایته ردع السفهاء ظاهر. لأنّ السفیه ما لم یکن له ردع من سلطان الدین یکثر مفسدته المضادّه لمصلحه العالم.

الثامنه: صله الأرحام.
و من غایتها کونها منماه للعدد: أى عدد اولى الرحم.
إذ زیاده عددهم باستقامه أمر معاشهم. و صله الرحم سبب لذلک.

التاسعه: القصاص.
و غایته حقن الدماء و الکفّ عن سفکها لخوف المکافاه کقوله تعالى وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ«» و قولهم: القتل أنفى للقتل.

العاشره: إقامه حدود اللّه.
و غایتها إعظام حرمات محارم اللّه کى لا تنتهک و تنحرف الخلق إلیها عن قصد السبیل فیضیّع غرض الشارع من وضع الدین.

الحادیه عشر: ترک شرب الخمر.
و غایته تحصین العقل من محاصرتها و إشغاله عمّا خلق له من طلب الاستکمال لکمال الحکمه.

الثانیه عشر: مجانبه السرقه.
و غایتها إیجاب العفّه. إذا السرقه ینشأ عن کمال طاعه الشهوه و العبور فیها إلى حدّ الإفراط و الفجور. فکان من غایات تحریمها وقوف من فی طباعه ذلک على حدّ العفّه.

الثالثه عشر: ترک الزنا.
و من غایاته حفظ الأنساب و ما یتبعها من المواریث.
فإنّ الزنا یوجب اختلاط الأنساب و ضیاع الأموال الّتی هی قوام الخلق فی الدنیا.
و قد سبق سرّه.

الرابعه عشر: ترک اللواط.
و غایته تکثیر النسل و توفیر مادّته على محالّه لغایه کثره النوع و بقائه.

الخامسه عشر: الشهادات.
و غایتها استظهار المستشهد على مجاهده خصمه کى لا یضیّع لو لم یکن بینهما شاهد.

السادسه عشر: ترک الکذب.
و من غایاته تشریف الصدق و تعظیمه بتحریم ضدّه لبناء مصلحه العالم علیه و نظام امور الخلق به. و قد سبق بیان مفاسد الکذب الموجب لتحریمه.

السابعه عشر: الإسلام.
و من غایاته الأمن من مخاوف الدنیا لصوله الإسلام على سائر الأدیان، و من مخاوف الآخره و هو ظاهر. و روى: السّلام. و لمّا کان سببا للتودّد إلى الخلق کان أمنا من مخاوفهم.

الثامنه عشر: الإمامه.
و غایه فرضها کونها نظاما لأمر الامّه. إذا الخلق متى‏ کان لهم رئیس منبسط الید قوىّ الشوکه یردع الظالم عن ظلمه و یأخذ للمظلوم بحقّه کان بذلک صلاح أحوالهم و نظام امورهم فی معاشهم و معادهم، و لا کذلک إذا لم یکن مثل ذلک الرئیس.

التاسعه عشر: طاعه الإمام و غایه فرضها تعظیم إمامه
الإمام لغایه امتثال الخلق لقوله، و الاقتداء به. و قد سبقت الإشاره إلى أسرار کثیر من هذه الفرائض مفصّله.

مطابق با حکمت ۲۵۲ نسخه صبحی صالح

ترجمه فارسی شرح ابن‏ میثم

۲۳۸- امام (ع) فرمود: فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ- وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ- وَ الزَّکَاهَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ- وَ الصِّیَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ- وَ الْحَجَّ تَقْرِبَهً لِلدِّینِ- وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ- وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ- وَ صِلَهَ الرَّحِمِ مَنْمَاهً لِلْعَدَدِ- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ- وَ إِقَامَهَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ- وَ تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ- وَ مُجَانَبَهَ السَّرِقَهِ إِیجَاباً لِلْعِفَّهِ- وَ تَرْکَ الزِّنَا تَحْصِیناً لِلنَّسَبِ- وَ تَرْکَ اللِّوَاطِ تَکْثِیراً لِلنَّسْلِ- وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ- وَ تَرْکَ الْکَذِبِ تَشْرِیفاً لِلصِّدْقِ- وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ- وَ الْأَمَانَهَ نِظَاماً لِلْأُمَّهِ- وَ الطَّاعَهَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَهِ

ترجمه

«خداوند ایمان را به خاطر پاکى از شرک، و نماز را براى منزّه بودن از کبر، و زکات را سبب روزى، و روزه را براى آزمون اخلاص مردم، و حجّ را براى تقویت دین، و جهاد را براى عزّت اسلام، و امر به معروف را براى اصلاح حال توده مردم و نهى از منکر را براى جلوگیرى از نادانان، و صله رحم را براى فزونى افراد فامیل، و قصاص را براى حفظ جان مردم، و اجراى حدود را براى اهمیّت کارهاى حرام، و منع مى‏ گسارى را براى نگهدارى عقل و دورى از دزدى را براى ضرورت پاکدامنى، و ترک زنا را براى نگهبانى از نسبتها، و اجتناب از لواط را براى فزونى نسل، و گواهى دادن را براى کمک‏خواهى در برابر حقوقى که منکر مى‏شوند، و دروغ نگفتن را براى گرامى داشت راستگویى، و اسلام آوردن را براى ایمنى از ترس، و حفظ امانتها را براى نظم جامعه، و اطاعت را براى بزرگذاشت مقام امامت، واجب گردانیده است».

شرح

امام (ع) به واجبات الهى اشاره کرده، و بر علّتهاى نهانى هر یک توجّه داده است، تا بهتر در دلها جا بیفتد، و نوزده مورد از امور واجب را بیان داشته است:

۱- از آن جهت از ایمان شروع کرده است که اصل همه واجبات و سنّتها ایمان است و از جمله هدفهاى ایمان پاک ساختن از شرک را قرار داده است، و چون پاکى از شرک هدف مورد نظر شارع و همچنین کمال نفس وسیله شناخت خداى تعالى است از این رو پاک سازى از شرک هدف نهایى از ایمان است.

۲- نماز، چون تعیین نماز از طرف شارع به خاطر رام ساختن نفس امّاره- که ریشه خودخواهى است- در برابر نفس مطمئنه، و نیز تمرین دادن و مغلوب ساختن آن است، ناگزیر از جمله نتایج نماز پاک سازى انسان از کبر و خودخواهى است.

۳- زکات، از جمله هدفهاى وجوب آن را سبب روزى بودن ذکر کرده است، زیرا روزى مستمندان، تهیدستان و کسانى که شریعت، حقّى براى آنان معیّن کرده است، از راه زکات است.

۴- روزه، چون از جمله سختیهاى دشوار براى بدنهاى آدمیان است، امام (ع) در خصوص روزه فرموده است که هدف آن است که خداوند اخلاص بندگان خود را بیازماید. هر چند که این هدف در تمامى عبادتها وجود دارد.

۵- حجّ، به این دلیل هدف از آن را تقویت دین قرار داده است که لازمه این عبادت اجتماع اکثر پیروان اسلام در یک جا در نهایت ذلّت و خشوع و اطاعت در برابر خدا و دیدن تمامى مردم حاضر در این اجتماع بزرگ از پادشاهان و دیگر مردم است، که باعث تقویت دین با همه عظمتش در دل انسان حج‏گزار مى‏گردد، امّا در سایر عبادات چنین نیست.

۶- جهاد، که هدف از آن شوکت و قوّت اسلام است، نیاز به توضیح ندارد.

۷- امر به معروف، هدف از آن اصلاح حال توده مردم در امر دنیا و آخرتشان است. امام (ع) از آن رو توده مردم را نام برده که اکثریت را تشکیل‏ مى‏دهند، و دیگر آن که جز آنان، یعنى دانشمندان و فرمانروایان که خود امر به معروف مى‏کنند، معروف را انجام مى‏دهند.

۸- نهى از منکر، و این که هدف از آن، جلوگیرى از بى‏خردان است، مطلب واضحى است. زیرا اگر جلو بى‏خرد از طرف حاکم دینى گرفته نشود، فساد او گسترش پیدا خواهد کرد و این مخالف مصلحت توده مردم دنیا است.

۹- صله رحم، از جمله نتایج آن فزونى جمعیت، یعنى شمار خویشاوندان است، زیرا فزونى شمار خویشان بستگى به روبراه بودن امر زندگى آنان دارد، و صله رحم باعث روبراه شدن آن است.

۱۰- قصاص، و هدف از آن، حفظ خونهاى مردم، و جلوگیرى از خونریزى- از ترس مجازات- است، مثل این آیه مبارکه: وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ…«» و مانند این سخن: «القتل أنفى للقتل» کشتن قاتل، باعث ریشه‏ کن شدن قتل است.

۱۱- اجراى حدود الهى، هدف از آن اهمیت دادن به حریم محرّمات الهى است تا پرده‏درى نشود و مردم از راه راست بدان سو کشیده نشوند و در نتیجه هدف شارع از به وجود آوردن، دین، از بین نرود.

۱۲- منع از باده گسارى، و هدف از آن نگهبانى عقل است از این که گرفتار در چنگ شراب شده و از هدف اصلى یعنى در پى کمال بودن براى رسیدن به کمال حکمت، باز ماند.

۱۳- دورى از سرقت، که هدف از آن به کار داشتن پاکدامنى و عفت است، چون دزدى، از پیروى کامل از هواى نفس سرچشمه گرفته و به حدّ افراط و تبهکارى مى‏رسد، بنا بر این از جمله هدفهاى اجتناب از دزدى، ماندن، کسى که‏ در نهادش چنین حالتى است بر حدّ پاکدامنى و عفّت است.

۱۴- ترک زنا، از جمله هدفهاى آن حفظ نسبتها و پیامدهاى آن در مورد مواریث است، زیرا زنا باعث درهم شدن نسبها و از بین رفتن اموالى است که زندگى دنیایى مردم بر اساس آن استوار است، و توضیح راز این مطلب، در جاى خود گذشت.

۱۵- ترک لواط، چه هدف زیادى نسل است و این که مادّه افزایش نسل در جاى خود مصرف شود، تا فزونى نوع و بقاى آن تأمین گردد.

۱۶- گواهى دادنها، هدف از آن پشتیبانى کسى است که در برابر انکار دشمن گواهى مى‏طلبد، تا مبادا در اثر نبودن گواه در ما بین حق او را ضایع کنند.

۱۷- دروغ نگفتن، از جمله هدفها، بزرگداشت راستگوئى از طریق حرام شمردن ضد آن- یعنى دروغگویى- است از آن رو که مصلحت جهان و نظام امور مردم بر آن استوار است. و قبلا مفاسد دروغ را که باعث تحریم آن شده است، یاد کرده‏ایم.

۱۸- اسلام، از جمله نتایج آن ایمنى از بیمهاى دنیوى است، به خاطر صولت اسلام در برابر سایر ادیان، و همچنین از ترسهاى اخروى که خود واضح است.
بعضى به جاى اسلام، سلام، نقل کرده‏اند، از آن رو که سلام باعث دوستى میان مردم و در نتیجه باعث ایمنى از بیم آنهاست.

۱۹- امامت«»، علت ضرورت امامت آن است که امامت نظامى است براى اداره امّت. زیرا اگر مردم، امامى با قدرت و شوکت بسیار داشته باشند، او ستم ستمکار را از آنان باز مى‏دارد و حق ستمدیده را باز مى‏ستاند و بدین وسیله حال مردم بهبود مى‏یابد و امور دنیا و آخرتشان سامان مى‏گیرد، در صورتى که‏ اگر چنین رئیسى نداشته باشند این طور نخواهند بود.

۲۰- پیروى از امام«»، هدف از وجوب اطاعت، بزرگداشت امامت امام، به منظور فرمان بردن امر او و پیروى از اوست. و به رازهاى زیادى از این امور واجب قبلا اشاره شده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

 

بازدیدها: ۲۶

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۴۹ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن میثم)

شرح ابن‏ میثم ۴۴۹- و قال علیه السّلام: أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُهُ المعنى …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code