خانه / 40نامه ها ترجمه شرح ابن ابی الحدید / نامه ۴۱ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

نامه ۴۱ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۴۱ و من کتاب له ع إلى بعض عماله

أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی کُنْتُ أَشْرَکْتُکَ فِی أَمَانَتِی- وَ جَعَلْتُکَ شِعَارِی وَ بِطَانَتِی- وَ لَمْ یَکُنْ فِی أَهْلِی رَجُلٌ أَوْثَقَ مِنْکَ فِی نَفْسِی- لِمُوَاسَاتِی وَ مُوَازَرَتِی وَ أَدَاءِ الْأَمَانَهِ إِلَیَّ- فَلَمَّا رَأَیْتَ الزَّمَانَ عَلَى ابْنِ عَمِّکَ قَدْ کَلِبَ- وَ الْعَدُوَّ قَدْ حَرِبَ وَ أَمَانَهَ النَّاسِ قَدْ خَزِیَتْ- وَ هَذِهِ الْأُمَّهُ قَدْ فَتَکَتْ وَ شَغَرَتْ- قَلَبْتَ لِابْنِ عَمِّکَ ظَهْرَ الْمِجَنِّ- فَفَارَقْتَهُ مَعَ الْمُفَارِقِینَ وَ خَذَلْتَهُ مَعَ الْخَاذِلِینَ- وَ خُنْتَهُ مَعَ الْخَائِنِینَ- فَلَا ابْنَ عَمِّکَ آسَیْتَ وَ لَا الْأَمَانَهَ أَدَّیْتَ- وَ کَأَنَّکَ لَمْ تَکُنِ اللَّهَ تُرِیدُ بِجِهَادِکَ- وَ کَأَنَّکَ لَمْ تَکُنْ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکَ- وَ کَأَنَّکَ إِنَّمَا کُنْتَ تَکِیدُ هَذِهِ الْأُمَّهَ عَنْ دُنْیَاهُمْ- وَ تَنْوِی غِرَّتَهُمْ عَنْ فَیْئِهِمْ- فَلَمَّا أَمْکَنَتْکَ الشِّدَّهُ فِی خِیَانَهِ الْأُمَّهِ أَسْرَعْتَ الْکَرَّهَ- وَ عَاجَلْتَ الْوَثْبَهَ وَ اخْتَطَفْتَ مَا قَدَرْتَ عَلَیْهِ مِنْ أَمْوَالِهِمُ- الْمَصُونَهِ لِأَرَامِلِهِمْ وَ أَیْتَامِهِمُ- اخْتِطَافَ الذِّئْبِ الْأَزَلِّ دَامِیَهَ الْمِعْزَى الْکَسِیرَهَ- فَحَمَلْتَهُ إِلَى الْحِجَازِ رَحِیبَ الصَّدْرِ بِحَمْلِهِ- غَیْرَ مُتَأَثِّمٍ مِنْ أَخْذِهِ- کَأَنَّکَ لَا أَبَا لِغَیْرِکَ- حَدَرْتَ إِلَى أَهْلِکَ تُرَاثَکَ مِنْ أَبِیکَ وَ أُمِّکَ- فَسُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُؤْمِنُ بِالْمَعَادِ- أَ وَ مَا تَخَافُ نِقَاشَ الْحِسَابِ- أَیُّهَا الْمَعْدُودُ کَانَ عِنْدَنَا مِنْ أُولِی الْأَلْبَابِ- کَیْفَ تُسِیغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً- وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّکَ تَأْکُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً- وَ تَبْتَاعُ الْإِمَاءَ وَ تَنْکِحُ النِّسَاءَ- مِنْ أَمْوَالِ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ‏وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُجَاهِدِینَ- الَّذِینَ أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ هَذِهِ الْأَمْوَالَ- وَ أَحْرَزَ بِهِمْ هَذِهِ الْبِلَادَ- فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ- فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْکَنَنِی اللَّهُ مِنْکَ- لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِیکَ- وَ لَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیْفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً- إِلَّا دَخَلَ النَّارَ- وَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِی فَعَلْتَ- مَا کَانَتْ لَهُمَا عِنْدِی هَوَادَهٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّی بِإِرَادَهٍ- حَتَّى آخُذُ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِیحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا- وَ أُقْسِمُ بِاللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- مَا یَسُرُّنِی أَنَّ مَا أَخَذْتَهُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَلَالٌ لِی- أَتْرُکُهُ مِیرَاثاً لِمَنْ بَعْدِی فَضَحِّ رُوَیْداً- فَکَأَنَّکَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَى وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَى- وَ عُرِضَتْ عَلَیْکَ أَعْمَالُکَ بِالْمَحَلِّ- الَّذِی یُنَادِی الظَّالِمُ فِیهِ بِالْحَسْرَهِ- وَ یَتَمَنَّى الْمُضَیِّعُ فِیهِ الرَّجْعَهَ وَ لَاتَ حِینَ مَنَاص‏

مطابق نامه۴۱ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۴۱): از نامه آن حضرت به یکى از عاملان خود 

در این نامه که چنین آغاز مى شود: اما بعد فانى کنت اشرکتک فى امانتى ، اما بعد، من تو را در امانت خویشتن شریک ساخته بودم ، ابن ابى الحدید پس از توضیح لغت و اصطلاحات ، بحث زیر را آورده است .

اختلاف نظر در اینکه این نامه براى چه کسى نوشته شده است

مردم درباره اینکه این نامه براى چه کسى نوشته شده است ، اختلاف کرده اند، بیشتر ایشان گفته اند آن شخص عبدالله بن عباس که خدایش بیامرزد، بوده است و در این مورد به برخى از الفاظ نامه استناد کرده اند، نظیر این عبارت و از هر کس به خویشتن نزدکیتر ساختم و میان افراد خاندانم هیچ کس از تو بیشتر مورد اعتماد نبود.، و ابن گفتار على علیه السلام که و چون دیدى روزگار پسرعمویت را بیازرد.، و اینکه براى بار دوم گفته است با پسرعمویت ستیز کردى و باژگونه شدى . و براى بار سوم فرموده است با پسرعمویت یارى نکردى .، و این سخن که جز تو را پدر مباد تت و این سخنى است که جز براى او از سوى على علیه السلام گفته نمى شود و براى دیگران مى فرموده است تو را پدر مباد.

و این سخن که اى کسى که در نظر ما از خردمندان شمرده مى شد.، و این سخن که اگر حسن و حسین چنین مى کردند. همه دلیل بر آن است که این نامه براى چه کسى نوشته شده است که در نظر على علیه السلام همچون حسن و حسین علیهماالسلام بوده است . کسانى که این عقیده را دارند، روایت مى کنند که عبدالله بن عباس را در پاسخ این نامه نامه اى براى على علیه السلام نوشته که چنین بوده است :
اما بعد، نامه ات به من رسید که آنچه را از بیت المال بصره برداشته ام بر من گناهى بزرگ شمرده بودى و حال آنکه به جان خودم سوگند که حق در بیت المال بیشتر از چیزى است که برداشته ام ، والسلام .

گویند على علیه السلام در پاسخ او نوشت :
اما بعد، این از شگفتیهاست که نفس تو کار را چنان در نظرت بیاراید که تصور کنى براى تو در بیت المال حقى بیشتر از حق یک مرد از مسلمانان وجود دارد.

بنابراین اگر باطل تو را این چنین امیدوار سازد و مدعى چیزى شوى که هرگز از گناه رهایت نمى کند و حرام را براى تو حلال قرار مى دهد، به راستى هدایت شده کامیابى خواهى بود! اینک به من خبر رسیده است که مکه را وطن خود ساخته و در آن رحل اقامت انداخته اى ، کنیزکان کم سن و سال مکه و مدینه و طائف را مى خرى خود را با چشم خویش آنان را برمى گزینى و مال دیگرى را به بهاى آنان مى پردازى .

خدایت هدایت کناد، به سعادت خود برگرد و به سوى پروردگار خود بازگرد و توبه کن و از اموال مسلمانان خود را بیرون آر و به سوى ایشان بازگرد که به زودى از کسانى که با ایشان الفت گرفته اى جدا مى شوى و آنچه را گرد آورده اى رها مى سازى و در شکافى که آماده و داراى فرش و تشک نیست ، پنهان مى شوى . در آن حال از دوستان جدا گشته و در خاک مسکن گرفته اى و با پرداخت حساب رویاروى خواهى بود، از آنچه از خود بازگذاشته اى بى نیاز و نسبت به آنچه پیش فرستاده باشى نیازمندى ، والسلام .

گویند ابن عباس در پاسخ نوشت :
اما بعد، همانا که براى من بسیار سخن گفتى و به خدا سوگند اگر من خدا را دیدار کنم در حالى که همه گنجینه هاى زمین را از زرینه و سیمینه زرناب تصرف کرده باشم ، براى من خوشتر از آن است که با او در حالى دیدار کنم که خون مردى مسلمان برعهده ام باشد، والسلام .

دیگران که گروهى اندک اند، مى گویند، این غیرممکن است و هرگز نبوده است و عبدالله بن عباس از على علیه السلام جدا نشده است و با او ستیز و مخالفتى نکرده است و همواره تا هنگامى که على علیه السلام کشته شد، امیر بصره بوده است .

اینان مى گویند: یکى از چیزهایى که به این کار دلالت دارد، مطلبى است که ابوالفرج على بن حسین اصفهانى نقل مى کند و آن نامه اى است که ابن عباس پس ‍ از کشته شدن امیرالمؤ منین علیه السلام از بصره به معاویه نوشته است ، ما هم پیش ‍ از این نامه را نقل کرده ایم . این گروه مى گویند چگونه ممکن است کار بدان گونه باشد و حال آنکه معاویه نتوانسته است او را فریب دهد و به سوى خود بکشد و خود مى دانید که او چگونه بسیارى از کارگزاران امیرالمؤ منین علیه السلام را فریب داد و با بخشیدن اموال ، آنان را به خود جلب کرد و آنان هم میل به او پیدا کردند و على علیه السلام را رها ساختند.

معاویه اختلاف و تفاوتى را که میان آن دو پدید آمده بود، مى دانست و به همین سبب هم ابن عباس را استمالت نکرد و به سوى خود نکشید و هر کس سیره خوانده باشد و تاریخ بداند از ستیز ابن عباس با معاویه پس از رحلت على علیه السلام آگاه است و مى داند که معاویه چه سخنان کوبنده و ستیز سختى از ابن عباس شنیده و دیده است ، و چه ستایشى از على علیه السلام مى کرده و همواره فضایل و خصایص او را بازگو مى کرده است ، به علاوه مناقب و مآثر فراوانى از على علیه السلام از سوى ابن عباس انتشار یافته است و اگر میان ایشان گرد کدورتى مى بود، حال بدین گونه نبود بلکه برعکس ‍ آنچه که تاکنون مشهور و مشهود است ، مى بود. در نظر خود من هم ابن ابى الحدید این بهتر و درست تر به نظر مى رسد.

قطب راوندى مى گوید: این نامه به عبیدالله بن عباس نوشته شده است ، نه عبدالله بن عباس و این درست نیست زیرا عبیدالله کارگزار على علیه السلام بر یمن بوده است . و داستان او را با بسر بن ارطاه در مباحث گذشته بیان کردم و چیزى هم درباره او نقل نشده است که اموالى را برداشته یا از اطاعت بیرون رفته باشد.

به هر حال موضوع این نامه براى من دشوار است . اگر چیزهایى را که نقل شده است ، تکذیب کنم و بگویم این نامه جعلى است که آن را بر على علیه السلام بسته اند با همه راویانى که درباره صدور این نامه سخن گفته اند و در بیشتر کتابهاى سیره آن را آورده اند، مخالفت کرده ام ؛ و اگر این نامه را مربوط به عبدالله بن عباس بدانم ، آنچه که از ملازمت اطاعت او از امیرالمؤ منین علیه السلام در زمان زندگى و پس از شهادت او مى دانم مرا از این کار بازمى دارد؛ و اگر آن را براى کس دیگرى غیر از عبدالله بن عباس بدانم ، نمى دانم به کدام یک از خویشاوندان على علیه السلام برگردانم و این نامه هم نشان مى دهد که مخاطب آن از خویشاوندان و پسرعموهاى امیرالمؤ منین است و به هر حال من در این موضوع متوقفم .

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۷ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۱۹۱

حتما ببینید

نامه ۷۵ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۷۵ و من کتاب له ع إلى معاویه من المدینه- فی أول ما بویع له …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code