خانه / 30نامه ها ترجمه شرح ابن ابی الحدید / نامه ۳۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

نامه ۳۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۳۹ و من کتاب له ع إلى عمرو بن العاص

فَإِنَّکَ قَدْ جَعَلْتَ دِینَکَ تَبَعاً لِدُنْیَا امْرِئٍ- ظَاهِرٍ غَیُّهُ مَهْتُوکٍ سِتْرُهُ- یَشِینُ الْکَرِیمَ بِمَجْلِسِهِ وَ یُسَفِّهُ الْحَلِیمَ بِخِلْطَتِهِ- فَاتَّبَعْتَ أَثَرَهُ وَ طَلَبْتَ فَضْلَهُ- اتِّبَاعَ الْکَلْبِ لِلضِّرْغَامِ یَلُوذُ بِمَخَالِبِهِ- وَ یَنْتَظِرُ مَا یُلْقَى إِلَیْهِ مِنْ فَضْلِ فَرِیسَتِهِ- فَأَذْهَبْتَ دُنْیَاکَ وَ آخِرَتَکَ- وَ لَوْ بِالْحَقِّ أَخَذْتَ أَدْرَکْتَ مَا طَلَبْتَ- فَإِنْ یُمَکِّنِ اللَّهُ مِنْکَ وَ مِنِ ابْنِ أَبِی سُفْیَانَ- أَجْزِکُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا- وَ إِنْ تُعْجِزَا وَ تَبْقَیَا فَمَا أَمَامَکُمَا شَرٌّ لَکُمَا- وَ السَّلَام‏

مطابق نامه ۳۹ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۳۹): از نامه آن حضرت است به عمرو عاص 

در این نامه که چنین آغاز مى شود: فانک قد جعلت دینک تبعا لدینا امرى ظاهر غیه همانا که تو دین خود را پیرو دنیاى مردى قرار دادى که گمراهیش آشکار است … ابن ابى الحدید پیش از آنکه کلمات و جملات را شرح دهد چنین مى گوید:

آنچه که على علیه السلام درباره معاویه و عمرو عاص فرموده است ، عین حق و حقیقت است و بغض و خشم على علیه السلام نسبت به آن دو موجب نشده است که در نکوهش آنان مبالغه کند، آن چنان که دیگر سخن آوران به هنگام هیجان و خشم مبالغه مى کنند و هر چه مى خواهند به زبان مى آورند. در نظر هیچ یک از خردمندان با انصاف در این موضوع تردید نیست که عمرو عاص دین خود را پیرو دنیاى معاویه قرار داده است و عمرو با معاویه بیعت نکرد مگر طبق قرارى که با تضمین نهاده بود و معاویه تعهد قطعى کرده بود که حکومت مصر را در آینده به او خواهد سپرد. وانگهى اموال فراوان و زمینهاى حاصلخیز بسیار در حال به او واگذار کند و به دو پسر و غلامان عمرو عاص چندان بدهد که چشم ایشان را پر کند.

اما سخن على علیه السلام درباره معاویه که فرموده است : گمراهى او آشکار است ، هیچ شکى در آشکاربودن ستمگرى و گمراهى او نیست و هر ستمگرى گمراه است . و اینکه فرموده است : پرده دریده است ، همچنین بوده است که او بسیار سبکى مى کرده و همنشینان یاوه گو و افسانه سرا داشته است و معاویه هیچ گاه موقر نبوده است و قانون ریاست را رعایت نمى کرده است مگر وقتى که به جنگ امیرالمؤ منین على آمد، آن هم براى آنکه نیازمند به رعایت ناموس دین و آرامش و وقار بوده است . وگرنه در روزگار عثمان بسیار پرده درى کرد و موسوم به انجام دادن هر زشتى بود.

به روزگار عمر از بیم او اندکى خوددارى مى کرد و همان روزگار هم جامه هاى ابریشمى و دیبا مى پوشید و در جامهاى زرین و سیمین مى آشامید و سوار بر مرکبهایى مى شد که زین آراسته به سیم و زر داشت و جلهاى دیبا و پارچه هاى ابریشمى رنگارنگ بر آنها مى نهاد، در آن روزگار جوان بود و جوانى مى کرد و مستى جوانى و حکومت و قدرت در او جمع بود، مردم در کتابهاى سیره نقل کرده اند که او به روزگار حکومت عثمان در شام باده نوشى مى کرده است ، ولى پس از رحلت امیرالمؤ منین على علیه السلام و استقرار حکومت براى او، مساءله مورد اختلاف است . گفته شده است پوشیده باده نوشى مى کرده است و هم گفته شده است که دیگر باده نوشى مى کرده است و هم گفته شده است که دیگر باده نوشى نکرده است ، ولى در اینکه موسیقى گوش ‍ مى داده و طرب و شادى مى کرده است و در آن باره اموال و صله ها مى پرداخته است ، هیچ شکى و اختلافى نیست .

ابوالفرج اصفهانى روایت مى کند که یکى از سفرهاى معاویه به مدینه به روزگار حکومتش عمرو عاص به او گفت : برخیز بر در خانه این مردى که شرفش نابود شده است و پرده اش دریده شده است ، یعنى عبدالله بن جعفر برویم و بایستیم و به آوازخواندن کنیزکانش گوش دهیم . آن دو شبانه برخاستند و در حالى که وردان غلام عمرو عاص همراهشان بود در خانه عبدالله بن جعفر ایستادند و به آواز گوش دادند.

عبدالله که وجود آن دو را احساس کرده بود در را گشود و معاویه را سوگند داد که وارد خانه شود. معاویه وارد شد و بر سریر عبدالله نشست ، عبدالله براى او دعا کرد و خوراکى اندک براى او آورد و معاویه خورد. چون انس گرفتند، عبدالله گفت : اى امیرالمؤ منین آیا به کنیزکان خودت اجازه مى فرمایى که ترانه خود را بخوانند که تو با آمدن خود آن را قطع کردى .

گفت : آرى حتما بخوانند. کنیزکان صداى خود را بلند کردند و معاویه نخست اندک اندک جنبشى داشت تا آنکه ناگاه با پاى خود روى سریر ضرب شدیدى گرفت . عمرو عاص گفت : اى مرد برخیز که این مردى که براى نکوهش و اظهار شگفتى از وضع او آمدى از تو نکوحال تر است . معاویه گفت : آرام باش که بزرگوار همواره خوش است .

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۷ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدیدها: ۹

حتما ببینید

نامه ۷۵ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۷۵ و من کتاب له ع إلى معاویه من المدینه- فی أول ما بویع له …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code