خانه / 180-200 ترجمه خطبه ها شرح ابن میثم / خطبه۱۹۳ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

خطبه۱۹۳ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۰۲صبحی صالح)

وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ ( علیه ‏السلام ) رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَیِّدَهِ النِّسَاءِ فَاطِمَهَ ( علیه االسلام ) کَالْمُنَاجِی بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى‏ الله‏ علیه ‏وسلم ) عِنْدَ قَبْرِه‏

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی- وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَهِ فِی جِوَارِکَ- وَ السَّرِیعَهِ اللَّحَاقِ بِکَ- قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی- إِلَّا أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ- وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ- فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَهِ قَبْرِکَ- وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ- فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ- فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَهُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَهُ.

أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ- إِلَى أَنْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ- وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا- فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ- هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ- وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ- فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَهٍ- وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ

لغات

مسهد: بیدار، خواب نرفته

أحفها السؤال: در پرس و جو کردن از او کاملا کنجکاوى کن

ترجمه

گفتار آن حضرت روایت شده است که امام این کلام را هنگام دفن سرور زنان فاطمه (ع) در حالى که گویى با پیامبر در نزد قبر او سخن مى‏گوید ایراد کرد:

«اى رسول خدا از جانب من و دخترت که اکنون در جوارت فرود آمده و با شتاب به تو، ملحق شده است، سلام باد اى رسول گرامى در فراق دختر برگزیده ‏ات، صبر و تحملم کم شده تاب و توان از کفم بیرون رفته است. اما پس از روبرو شدن با مرگ و رحلت تو هرمصیبتى براى من کوچک و حقیر است: زیرا تو را با دست خود، در قبرت نهادم، و هنگام رحلت سرت بر سینه‏ ام بود که قبض روح شدى «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ«»» اینک امانت باز گردانده و گروگان پس داده شد.

اما اندوه من جاویدان است، و شبهایم به بیدارى خواهد گذشت، تا زمانى که خداوند، جایگاهى را که تو، در آن اقامت دارى برایم برگزیند. بزودى دخترت تو را خبر خواهد داد که چگونه این امت در ستمکارى بر او، یکدیگر را کمک کردند. بنا بر این با اصرار از او بپرس و جریان را بطور دقیق از او جویا شو. این همه ظلم بر ما روا داشتند، در حالى که از رفتن تو چیزى نگذشته و یاد تو از خاطره‏ ها نرفته بود. سلام من به هر دوى شما باد، سلام وداع کننده نه سلام خشمگین خسته ملول.

اگر از حضورت باز گردم، نه از روى ملالت و رنجیدگى است، و اگر از رفتن باز ایستم، به دلیل بد گمانى و سوءظنّ به وعده خداوند در مورد صابران نخواهد بود.»

شرح

سید رضى رضوان اللَّه علیه در مقدمه خطبه، حضرت زهرا (ع) را سیده النساء (سرور زنان) نامیده، زیرا در خبرى آمده است: هنگامى که حضرت امیر (ع) مشاهده فرمود که زهرا (ع) در آخرین لحظه‏ هاى زندگى مى‏گ رید، به او خطاب کرد: «اى زهرا، آیا دوست ندارى که سرور زنان این امت باشى».
روایت شده است که فرمود: سروران زنان جهان چهار نفرند:

۱- خدیجه دختر خویلد (اولین همسر فداکار حضرت رسول (ص)).
۲- حضرت فاطمه زهرا (دخت گرامى پیامبر خدا (ص)).
۳- آسیه دختر مزاحم (زن خدا پرست فرعون).
۴- مریم دختر عمران (مادر حضرت عیسى (ع)).

سلام گفتن امیر مؤمنان (ع) از جانب خودش، بر طبق معمول است که‏ 

هر کس به دیدار کسى مى‏رود سلام مى‏گوید، البته این دیدار قلبى و روحانى بود، نه جسمانى و ظاهرى امّا سلامى که از طرف زهرا (ع) عرض مى‏کند گویا مى‏خواهد از حضرت رسول (ص) براى دخترش اذن دخول بگیرد که در جوار آن حضرت به بهشت جاودان وارد شود.

و السریعه اللّحاق…،
به منظور شکایت از مصیبتهایى است که از فراق رسول خدا و به دنبال آن، شهادت حضرت زهرا بر وجود مقدّسش عارض شده و اشاره به این است که چقدر زود از دنیا رفت و به پدر بزرگوارش ملحق شد مدت زندگى فاطمه (ع) پس از رحلت پدر، چهار ماه و به قولى شش ماه بوده است سپس گویى پیامبر (ص) را مخاطب ساخته، به او شکایت مى‏کند که در مصیبت زهرا (ع) شکیبائیش کم و توانش تمام شده است.
تعبیر: صفّیتک
(برگزیده تو) به جاى ابنتک، به منظور احترام و دوستى و گرامیداشتى است که حضرت رسول (ص) نسبت به دخترش اعمال مى‏ کرد

امام (ع) با جمله الّا ان لى…. موضع تعزّ،
با خطاب به پیامبر (ص) خود را در این مصیبت دلدارى و تسلّاى خاطر مى‏دهد که اگر چه شهادت زهرا (ع) طاقت فرسا و غیر قابل تحمل است ولى غم دورى تو بسیار سخت‏تر است، پس چنان که بر فراق تو با همه دشواریش صبر کردم، در مرگ زهرا (ع) به طریق اولا و آسانتر بردبار خواهم بود.

التأسّى،
منظور از تأسى اقتدا کردن در صبر بر این اندوه، به صبر در مصیبت رسول اکرم است

فلقد وسّدتک… نفسک،
شرح غم و اندوه و تحمل رنج فراوانى است که در هنگام به خاک سپردن رسول اکرم به او دست داد، در حالى که روح مبارکش میان سینه و گلوى على (ع) از بدن شریفش خارج شد.

گویا امام (ع) به این سخن آن ضایعه اسفناک را به یاد مى‏آورد تا تسکینى براى مصیبت تازه‏ اش باشد.
فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، منظور از ذکر این جمله، این کلام خداست: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ«».»

فلقد استرجعت الودیعه… الرّهینه،
در این عبارت دو کلمه ودیعه: امانت و «رهینه»: گروگان، را، براى نفس استعاره آورده است.
در مناسبت استعاره کلمه ودیعه دو احتمال است: ۱- آن که ارواح در این بدنها، از آن نظر که باید در حفظ آن کوشش شود تا به سوى صاحب خود برگردند، مانند امانت هستند. ۲- احتمال دیگر: از این کلمه همان چیزى اراده شده است که میان مردم مشهور است، یعنى زن در پیش مرد امانت است، چنان که مى‏گویند: «زنها امانتهاى ارزشمندى مى ‏باشند»«».

مناسبت استعاره کلمه الرهینه آن است که تمام نفسها در گرو وفاى به عهدى مى‏باشند که با خداى خود داشته‏اند. و آن پیمانى است که در هنگام فرود آمدن از جهان معقول به عالم محسوس از او گرفته‏اند که به سوى او برگردند، در حالى که از خشم او در امان باشند و به اوامر او، عمل کند و از غضب او در امان باشد و از راهى که پیامبر براى آنها معین کرده منحرف نشوند.
اگر به این پیمان وفا کند از گروى در مى‏آید و پاداش او چند برابر مى‏شود چنان که خداى تعالى مى‏ فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ«»» ولى اگر پیمان را شکست و مرتکب معاصى شد در گرو عمل‏ خود باقى است، مى‏فرماید: «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَهٌ»«» کلمه رهنیه در مذکر و مؤنث یکسان به کار مى‏رود که قبلا بیان شده است.

امّا حزنى… مقیم…،
على (ع) در این کلام غم و اندوه خود را در فراق رسول خدا و زهراى مرضیّه به طریق شکوه آمیز بیان مى‏فرماید، و به دلیل این که بارها از زبان رسول خدا مژده رفتن خودش را به بهشت شنیده بود و مى‏دانست که سراى آن حضرت نیز در بهشت است، لذا در این عبارت کلمه «دار» را به جاى کلمه جنّه به معناى بهشت آورده است.

و ستنبّئک انبتک…. الذکر،
این جمله اشاره به شکایت امام (ع) از مردم، به حضور پیامبر است که به اعتقاد او پس از رحلت آن حضرت، حقّش را که خلافت بود غصب و حق زهرا (ع) را که فدک بود ظالمانه تصرف کردند، و هر دو از حق خود دور و محروم شدند، علاوه بر ستمهایى که بر خود آن حضرت رفت و سخنان ناروایى که به او گفتند، با آن که از وفات رسول خدا چیزى نگذشته بود و دستور قرآن به دوستى ذوى القربى (خویشان پیامبر) هنوز تازه و براى همه معلوم بود.

و السلام علیکما….،
معمولا عادت دوستان راستین چنین است که هنگام جدا شدن از همدیگر به عنوان وداع و خدا حافظى، سلام مى‏ گویند. 

و ان اقم…. الصابرین،
با این سخنان، حضرت خویش را از همانندى با کسانى که از شدّت ناراحتى بر قبور حاضر مى‏شوند و مى‏پندارند آنچه از دست رفته جبران نخواهد شد، و صبر و بردبارى بر آن اجرى نخواهد داشت، تبرئه مى‏ کند.

امام (ع) در حضور پیامبر عرض مى‏ کند: من به آنچه خدا در مقابل مصیبتها به پیامبران وعده کرده- که صلوات و رحمت اوست یقین دارم، چنان که مى‏فرماید: «… آنها که گفتند: ما از خدائیم و به سوى او باز مى‏گردیم رحمتهاى خدا بر آنها است و آنان هدایت یافتگانند. توفیق از خداوند است.

ترجمه ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه ابن‏ میثم بحرانی ج ۴ ، صفحه ‏ى ۶-۲

بازدیدها: ۲۹

حتما ببینید

خطبه۲۱۸ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۲۷صبحی صالح) و من دعاء له ( علیه‏ السلام ) یلجأ فیه إلى اللّه لیهدیه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code