خانه / 100-120 ترجمه خطبه ها شرح ابن میثم / خطبه۱۱۲ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی

خطبه۱۱۲ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی

(خطبه۱۱۵صبحی صالح)

و من خطبه له ( علیه‏ السلام ) فی الاستسقاء

اللَّهُمَّ قَدِ انْصَاحَتْ جِبَالُنَا- وَ اغْبَرَّتْ أَرْضُنَا وَ هَامَتْ دَوَابُّنَا- وَ تَحَیَّرَتْ فِی مَرَابِضِهَا- وَ عَجَّتْ عَجِیجَ الثَّکَالَى عَلَى أَوْلَادِهَا- وَ مَلَّتِ التَّرَدُّدَ فِی مَرَاتِعِهَا- وَ الْحَنِینَ إِلَى مَوَارِدِهَا- اللَّهُمَّ فَارْحَمْ أَنِینَ الْآنَّهِ- وَ حَنِینَ الْحَانَّهِ- اللَّهُمَّ فَارْحَمْ حَیْرَتَهَا فِی مَذَاهِبِهَا- وَ أَنِینَهَا فِی مَوَالِجِهَا- اللَّهُمَّ خَرَجْنَا إِلَیْکَ- حِینَ اعْتَکَرَتْ عَلَیْنَا حَدَابِیرُ السِّنِینَ- وَ أَخْلَفَتْنَا مَخَایِلُ الْجُودِ- فَکُنْتَ الرَّجَاءَ لِلْمُبْتَئِسِ- وَ الْبَلَاغَ لِلْمُلْتَمِسِ نَدْعُوکَ حِینَ قَنَطَ الْأَنَامُ- وَ مُنِعَ الْغَمَامُ وَ هَلَکَ السَّوَامُ- أَلَّا تُؤَاخِذَنَا بِأَعْمَالِنَا- وَ لَا تَأْخُذَنَا بِذُنُوبِنَا- وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِالسَّحَابِ الْمُنْبَعِقِ- وَ الرَّبِیعِ الْمُغْدِقِ- وَ النَّبَاتِ الْمُونِقِ سَحّاً وَابِلًا- تُحْیِی بِهِ مَا قَدْ مَاتَ- وَ تَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ- اللَّهُمَّ سُقْیَا مِنْکَ مُحْیِیَهً مُرْوِیَهً- تَامَّهً عَامَّهً طَیِّبَهً مُبَارَکَهً- هَنِیئَهً مَرِیعَهً- زَاکِیاً نَبْتُهَا ثَامِراً فَرْعُهَا نَاضِراً وَرَقُهَا- تُنْعِشُ بِهَا الضَّعِیفَ مِنْ عِبَادِکَ- وَ تُحْیِی بِهَا الْمَیِّتَ مِنْ بِلَادِکَ- اللَّهُمَّ سُقْیَا مِنْکَ تُعْشِبُ بِهَا نِجَادُنَا- وَ تَجْرِی بِهَا وِهَادُنَا- وَ یُخْصِبُ بِهَا جَنَابُنَا- وَ تُقْبِلُ بِهَا ثِمَارُنَا- وَ تَعِیشُ بِهَا مَوَاشِینَا- وَ تَنْدَى بِهَا أَقَاصِینَا- وَ تَسْتَعِینُ بِهَا ضَوَاحِینَا- مِنْ بَرَکَاتِکَ الْوَاسِعَهِ- وَ عَطَایَاکَ الْجَزِیلَهِ- عَلَى بَرِیَّتِکَ الْمُرْمِلَهِ وَ وَحْشِکَ الْمُهْمَلَهِ- وَ أَنْزِلْ عَلَیْنَا سَمَاءً مُخْضِلَهً مِدْرَاراً هَاطِلَهً- یُدَافِعُ الْوَدْقُ مِنْهَا الْوَدْقَ- وَ یَحْفِزُ الْقَطْرُ مِنْهَا الْقَطْرَ- غَیْرَ خُلَّبٍ بَرْقُهَا- وَ لَا جَهَامٍ عَارِضُهَا- وَ لَا قَزَعٍ رَبَابُهَا- وَ لَا شَفَّانٍ ذِهَابُهَا- حَتَّى یُخْصِبَ لِإِمْرَاعِهَا الْمُجْدِبُونَ- وَ یَحْیَا بِبَرَکَتِهَا الْمُسْنِتُونَ- فَإِنَّکَ تُنْزِلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا- وَ تَنْشُرُ رَحْمَتَکَ وَ أَنْتَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ

لغات

اعتکرت: به هم آمیخت و درهم شد

منبعق و منبعج: باران سیل آسا

مریع: فراوانى و سر سبزى

مخضله: نمناک

خلّب: آنچه بر خلاف گمان باشد

مبتئس: اندوهگین

ضواحی: روستاهاى اطراف شهر

جهام: ابر تاریکى که باران ندارد

مخائل: جمع مخیله به معناى ابرى که در آن امید باران است.

ربیع: در این جا به معناى باران است

نجاد: جمع نجد، زمین بلند

ودق: دانه باران

مسنتون: قحطى زدگان

سقیا: با ضمّ سین اسم و از مصدر سقى به معناى آب دادن است

 

ترجمه

از خطبه ‏هاى آن حضرت علیه السّلام است که در طلب باران ایراد فرموده است:

«بار خدایا کوههاى ما از خشکسالى شکافته، و سرزمین ما را گرد و غبار فرا گرفته است، چهار پایان ما بسیار تشنه و در جایگاههاى خود سرگردانند، و از شدّت تشنگى همچون زنان فرزند مرده مى‏ نالند، و از بسیارى رفت و آمد به چراگاهها و بانگ و فریاد در آبشخورهایشان به ستوه آمده ‏اند.

بار خدایا به ناله گوسفندان و نعره شتران رحم فرما.
بار الها به سرگردانى آنها در گذرگاه ها و ناله آنها در جایگاههایشان ترحم فرما.
بار پروردگارا هنگامى به سوى تو بیرون آمده‏ ایم که خشکسالى مانند شتران نزار به ما رو آورده، و ابرهایى که امید باران به آنها بوده به ما پشت کرده ‏اند، تو امید غمزدگان و فریاد رس درخواست کنندگانى، در این هنگام که مردمان نومید، و ابرها از باران باز داشته شده، و چرندگان هلاک گشته ‏اند، تو را مى‏ خوانیم که ما را به کردارمان مؤاخذه نکنى، و به کیفر گناهانمان نگیرى، رحمت خود را به وسیله ابرهاى بارنده، و بهار پر آب و گیاه، و گیاهان خرّم و فرح ‏انگیز بر ما بگستران، بارانى دانه درشت ریزان و فراوان که زمینهاى مرده به آن زنده شود، و آنچه از دست رفته باز گردد.

بار خدایا از تو آب طلب مى‏ کنیم، آبى بر ما بباران، زنده کننده، سیر آب‏ سازنده، کامل، فراگیر، پاکیزه، با برکت، گوارا و حاصلخیز، آن چنان که گیاهان، انبوه، شاخه‏ ها بارور، و برگها سر سبز و شاداب گردد و با آن بندگان ناتوان خود را نیرو بخشى، و شهرهاى مرده را زنده گردانى.

بار پروردگارا از تو آب مى‏ خواهیم، آبى بر ما فرو ریز که بلندیهاى زمین ما را پر گیاه سازد و در دشتها و گودالها جارى گردد، و به سبب آن، نواحى ما را فراخسالى رسد، و میوه ‏ها فراوان شود و دامهاى ما به آن زندگانى کنند، و سرزمینهاى مردم دور دست از آن بهره ‏مند گردد، و حومه و روستاهاى ما از آن کمک گیرد، این را از برکات گسترده، و عطایاى سرشار خویش به بندگان تهیدست و وحوش بى‏ سرپرست خود، بخشش فرما. بارانى بر ما نازل گردان که کام خشک زمین را تر کند و قطره‏هایش درشت و پیاپى باشد، آن چنان که باران از پس باران ببارد، و دانه ‏هایش بر سر هم فرود آید، نه این که رعد و برق آن بى ‏باران، و ابرش بى‏آب و کوچک و پراکنده، و قطره ‏هایش ریز، و همراه با باد سرد باشد، تا این که قحطى زدگان، فراخى زندگى یابند، و به برکت آن گرفتاران خشکسالى زنده شوند، زیرا تویى که پس از نومیدى مردم، باران فرو مى ‏فرستى، و رحمت خود را بر آنها مى‏ گسترانى، و تو سرپرستى ستوده ‏اى»

 

شرح

 

شریف رضىّ گفته است: این که امام (ع) فرموده است: «انصاحت جبالنا»، به معناى: تشقّقت من المحول مى ‏باشد، یعنى کوههاى ما از خشکسالى شکافت، چنان که گفته مى ‏شود: انصاح الثّوب یعنى جامه چاک شد، همچنین است: انصاح النّبت یا صاح النّبت و یا صوّح النّبت یعنى گیاه خشک گردید، و جمله «و هامت دوابنا» که در خطبه آمده، به معناى این است که: چهار پایان ما تشنه ‏اند، زیرا هیام به معناى تشنگى است، واژه حدابیر در عبارت حدابیر السّنین که در سخنان آن حضرت است، نیز جمع حد بار است که به معناى ناقه‏اى است که بر اثر رفتار لاغر گشته و امام (ع) آن را به سال قحطى تشبیه فرموده است. ذو الرّمه
شاعر گفته است:
حدابیر ما تنفکّ إلّا مناخه         على الخسف أو نرمى بها بلدا قفرا«»

واژه «قزع» در جمله «و لا قزع ربابها» به معناى پاره ابرهاى کوچک پراکنده است، عبارت «و لا شفّان ذهابها» تقدیر آن «و لا ذات شفّان ذهابها» ست، و شفّان به معناى باد سرد، و ذهاب بارانهاى ملایم است و واژه ذات که مضاف است، به اعتبار این که شنونده به آن داناست حذف شده است.

باید دانست که گفتار امام (ع) در آن جا که مى ‏فرماید: پروردگارا، تو را مى‏ خوانیم که ما را به کردارمان مؤاخذه نفرمایى و به گناهانمان نگیرى، گویاى این است که گناهان و اعمالى که خلاف دستورهاى خداوند است در سلب رحمت او نسبت به بندگان مؤثّر است، زیرا در جود و کرم خداوند هیچ گونه بخل و امساکى نیست و معنى از سوى او وجود ندارد، بلکه آنچه در این مورد تأثیر دارد، درجات استعداد بندگان و کمى یا فزونى قابلیّت آنان است، و آشکار است کسانى که به دنیا روى آورده ‏اند و محرّمات الهى را مرتکب مى‏ شوند و از خدا روگردانیده ‏اند، نمى‏ توانند مشمول رحمت او قرار گیرند، بلکه شایستگى ضدّ آن را دارند، یعنى مستحقّ آنند که بر حسب سعى و کوششى که در ارتکاب محرّمات و انحراف از راه حقّ داشته‏ اند مورد خشم و عذاب پروردگار قرار گیرند، و سزاوار همین است که این گونه کسان از برکات الهى بى‏ بهره و از فیض رحمت او بکلّى محروم و بى ‏نصیب باشند.

سحّا و وابلا بنا بر این که حالند منصوب شده‏ اند و عامل نصب آنها فعل انشر مى‏ باشد. امام (ع) در عبارت سماء مخضله در این جا ابر را اراده فرموده است، عرب مى‏ گوید: کلّ ما علاک فهو سماءک یعنى: هر چه بالاى سر توست آسمان توست، و معناى و أنزل پیاپى فرو فرستادن آب از بالاست، و شاید هم منظور ازسماء همان باران، و به معناى أنزل علینا الغیث (باران بر ما فرود آور) باشد، امام (ع) در این خطبه نیز گفتار خود را با آیه‏اى از قرآن کریم پایان داده است، و مناسبت آن با مضامین خطبه آشکار است. و توفیق از خداوند است.

ترجمه ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(ابن ‏میثم بحرانی)، ج ۳

بازدیدها: ۲۵

حتما ببینید

خطبه۲۱۸ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۲۷صبحی صالح) و من دعاء له ( علیه‏ السلام ) یلجأ فیه إلى اللّه لیهدیه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code