خانه / 40-60 ترجمه و شرح فلسفی خطبه ها علامه جعفری / خطبه ها خطبه شماره ۴۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه ها خطبه شماره ۴۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

۴۸ و من خطبه له علیه السّلام

متن خطبه چهل و هشتم

عند المسیر إلى الشام ۱ قیل : إنه خطب بها و هو بالنخیله خارجا من الکوفه إلى صفین ۲ الحمد للّه کلّما وقب لیل و غسق ۳ ، و الحمد للّه کلّما لاح نجم و خفق ۴ ، و الحمد للّه غیر مفقود الإنعام ۵ ، و لا مکافا الإفضال ۶ .

أمّا بعد ، فقد بعثت مقدّمتی ۷ ، و أمرتهم بلزوم هذا الملطاط ۸ ، حتّى یأتیهم أمرى ۹ ، و قد رأیت أن أقطع هذه النّطفه إلى شرذمه منکم ۱۰ ، موطّنین أکناف دجله ۱۱ ، فأنهضهم معکم إلى عدوّکم ۱۲ ،و أجعلهم من أمداد القوّه لکم ۱۳ .

قال السید الشریف : أقول : یعنی علیه السّلام بالملطاط ها هنا السّمت الذی أمرهم بلزومه . ۱۴ . و هو شاطى‏ء الفرات ، و یقال ذلک أیضا الشاطى‏ء البحر ۱۵ ، و أصله ما استوى من الأرض ۱۶ ،و یعنی بالنطفه ماء الفرات ۱۷ ، و هو من غریب العبارات و عجیبها ۱۸ .

ترجمه خطبه چهل و هشتم

خطبه‏ ایست از آن حضرت که در هنگام حرکت بسوى شام ایراد فرموده است ۱ و گفته شده است : این خطبه را در موقعى که از کوفه براى حرکت بسوى صفین بیرون آمده بود ، در نخیله ایراد فرموده است ۲ ( سپاس مر خداى را هر وقت که شب وارد شود و تاریکى ‏هاى خود را بگستراند ۳ و سپاس مر خداى را هر وقت که ستاره‏اى بدرخشد و غروب کند ۴ و سپاس مر خداى را که احسانش هرگز مفقود نمى ‏گردد ۵ و بخشش و اکرامش براى عوض و پاداش نیست ۶ پس از حمد و ثناى خداوندى ، من پیش قراولان سپاهیان خود را فرستادم ۷ و بآنان دستور دادم مسیر خود را از کنار فرات بگیرند و در آنجا منتظر باشند ۸ تا آنگاه که دستور من بآنان برسد ۹ نظر من اینست که از این فرات بگذرم و به جمعیت اندکى از شما که در آن طرف فراتند برسم ۱۰ کسانى که در کنار شط دجله ساکنند ۱۱ و آنها را بسیج کنم تا با شما بسوى دشمن حرکت کنند ۱۲ و آنانرا کمک نیروى شما قرار بدهم ۱۳ شریف رضى گفته است : که مقصود امیر المؤمنین ۱۴ از کلمه ملطاط سمت حرکتى است که به سپاهیان دستور داد ، آن سمت را بگیرند که کنار فرات بود و ملطاط به ساحل دریا نیز گفته مى‏شود ۱۵ اصل معناى این کلمه زمین همواره است ۱۶ و مقصود آنحضرت از نطفه آب فرات است و این جمله از عبارات شگفت‏انگیز است ) ۱۷

تفسیر عمومى خطبه چهل و هشتم

۳ ، ۴ الحمد للّه کلّما وقب لیل و غسق و الحمد للّه کلّما لاح نجم و خفق ( سپاس مرخداى را هر وقت که شب وارد شود و تاریکیهاى خود را بگستراند و سپاس مر خداى را هر وقت که ستاره‏اى بدرخشد و غروب کند )

حمد و سپاس بندگان براى ابد از آن او است

امیر المؤمنین علیه السّلام در جملات مورد تفسیر ، شب و پدیده‏هائى را که در آن بوقوع مى‏پیوندند بعنوان اشاره براى ابدیت و دوام حمد به پیشگاه خداوندى متذکر شده است . احتمال قوى میرود که این خطبه را پس از رسیدن شبانگاه ایراد فرموده است . همه میدانیم که منظره آسمان در موقع شب بسیار هیجان ‏انگیز و موجب بروز تفکرات و دریافتهاى خالص می گردد .

می توان گفت : عالى ‏ترین و لطیف‏ترین مناجات و نیایش‏هاى اولیاء اللّه و شب بیداران هنگامى صورت مى ‏گیرد که سکوت اسرار آمیز همه جا را فرا گرفته و آدمى ، ناچیزى خود را در برابر عظمت هستى مشاهده مینماید و به هیجان و وجد مى ‏آید . خصوصا این وجد و هیجان با نظاره به سپهر لاجوردین با آن نقطه‏ هاى زرینش که یک پهنه بیحد و مرز را در جلو دیدگان ناظر میگستراند ، شدید و پر معناتر می گردد .

این فقط یک منظره زیباى معمولى نیست ، مخصوصا با توجه به سادگى تابلوئى که آسمان در برابر دیدگان آدمى نهاده است ، بلکه احساس زیبائى مخلوط به احساس بیکرانگى و بى ‏نهایت است که در درون آدمى بجهت اشتغال به شئون حیات طبیعى محض راکد و بیحرکت مانده است ، شبانگاه با تماشاى منظره پر معناى آسمان بهیجان در میآید و باضافه لذت غیر قابل توصیف نوعى احساس عظمت و حیرت والا بوجود مى ‏آورد .

در توصیف منظره شب و رویدادهاى بزرگى که در آن صورت گرفته است مطالب زیاد و تابلوهائى خیره کننده ترسیم شده است . یک نکته بسیار با اهمیت که در تماشاى منظره آسمان در شب‏ها براى آگاهان مطرح است ، تسلیم بیچون و چراى فضاى بسیار پهناور با آن همه اجرام و کرات و کائنات دیگر به قوانین است که با کمال سکوت و بدون کوچکترین سر و صدا در مجراى قانونى خود حرکت مى‏کنند و دم بر نمیآورند ، در صورتیکه در روى کره زمین که در برابر کائنات فضائى مانند قطره‏اى در برابر دریاست موجوداتى بنام انسان زندگى میکنند که بجهت داشتن جرعه‏اى ناچیز از اختیار سر و صدائى راه انداخته و با خیال طغیان گرى بر قوانین و سدشکنى‏ ها در عالم هستى مشغول جست و خیز هستند ناصر خسرو مى ‏گوید :

چیست این خیمه که گوئى پر گهر دریاستى
با هزاران شمع در پنگانى از میناستى

باغ اگر بر چرخ بودى لاله بودى مشتریش
چرخ اگر در باغ بودى گلبنش جوزاستى

از گل سورى ندانستى کسى عیوق را
این اگر رخشنده بودى و آن اگر بویاستى

جرم گردون تیره و روشن در او آیات صبح
گوئى اندر جان نادان خاطر داناستى

ماه نو چون زورق زرین نگشتى هر شبى
گرنه این گردنده چرخ نیلگون دریاستى

ناصر خسرو پس از شمردن بعضى از زیبائى ‏هاى منظره شب ، به نفى بیهودگى این عظمت پرداخته و می گوید : قطعا کارگاه بسیار با عظمتى در ماوراى این منظره حیرت‏انگیز مشغول فعالیت است که این منظره از آثار و محصولات او است :

آسیائى راست این کابش هم از بیرون اوست
من شنیدستم به تحقیق این سخن از راستى

آسیابان را ببینى چون ازو بیرون شوى
و ندرینجا هم ببینى چشمت ار بیناستى

این آسیاب بزرگ براى محصولى می گردد :

چیست بنگر ز آسیا مر آسیابان را غله
گر نبایستیش غله آسیا ناراستى

عقل اشارت نفس دانا را همى ایدون کند
کاین همانا ساخته کرده ز بهر ماستى

دهر خود مى‏بگذرد تا حال او مى‏بگذرد
سرگشتن چیستى گرنه پى مبداستى

روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازیستى
گر نه این روز دراز دهر را فرداستى

آرى این همه تصورات و دریافتهاى روحانى و ملکوتى شباهنگام بسراغ مغزهاى بیدار و رشد یافته میآیند و آنان را بیدارتر و هشیارتر میسازند . ۵ ، ۶ و الحمد للّه غیر مفقود الأنعام و لا مکافا الأفضال ( و سپاس مر خداى را که احسانش هرگز مفقود نمیگردد و بخشش و اکرامش هرگز براى عوض و پاداش نیست ) .

مسائل مربوط به انعام و احسان خداوندى در تفسیر خطبه یکم ( و لا یحصى نعمائه العادّون ) بررسى شده است . مراجعه شود .

احسان و بخشش و کرامت خداوندى در مجراى معامله قرار نمی گیرد

تصورات مردم معمولى درباره احسان و بخشش و نعمتها و کرامتهاى خداوندى که بر مردم عطا میفرماید ، تصورات بسیار پست و ناچیز است مردم گمان میکنند که خداوند متعال لطف و احسانى که درباره آنان روا میدارد ، در مقابل داده هاى خود از آنان عوض و قیمت و یا پاداشى میخواهد اینگونه تصورات ناشى از مقایسه هائى است که مردم معمولا میان خود و کارهاى خود و خدا و کارهاى خدا انجام میدهند بهمین جهت است که طعم لطف و احسان و بخشش و کرامت بى عوض و پاداش را هیچ کس جز آنانکه بمرحله عالى رشد روحى رسیده اند ، نمى چشند و اغلب مردم همه شئون زندگى را یا بصورت کالائى به بازار اجتماع میآورند و میفروشند و یا به شکل قیمتى در برابر گرفتن کالائى پرداخت میکنند . ولى آنانکه حیات و استعدادهاى خود را از مجراى معامله و سوداگرى بالاتر قرار داده اند ، حیات و استعدادهاى آنرا نه بصورت کالا براى فروش در میآورند و نه بشکل پولى که بدهند و کالائى را دریافت کنند . بلکه وضع روحى آنان مانند گل است که امتیازات زیبائى و عطر افشانى خود را بمعرض خرید و فروش در نمى آورد .

گل خندان که نخندد چه کند
ماه تابان بجز خوبى و ناز

آفتاب ار ندهد تابش و نور
عاشق از بوى خوش پیرهنت

علم از مشگ نبندد چه کند
چه نماید چه پسندد چه کند

پس بدین نادره گنبد چه کند
پیرهن را ندراند چه کند

مولوى وانگهى ما کدامین شیى ء با ارزش را میتوانیم بعنوان عوض و پاداش احسان و بخشش و کرامت خداوندى عرضه کنیم ؟ مگر او مالک مطلق همه اشیاء بطور عموم نیست ؟ آیا میتوان چیزى را که مملوک مالک است بعنوان عوض بآن مالک عرضه نمود ؟ اما عبادتها و انجام تکالیفى که براى ما مقرر شده است ، همه آنها عوامل رشد و کمال و وظیفه عبودیت ما است که کمترین سودى براى خدا ندارند .

متأسفانه ، عدد آن اشخاصى که این حقیقت را در انجام تکلیف درک کنند ، بسیار اندک است و غالبا چنین است که ما انجام وظایف را در برابر نعمت هاى خداوندى چه در این دنیا و چه در سراى آخرت قرار میدهیم و می گوئیم : ما به او داده ایم ، او هم باید بما بدهد خداوندا ، ما را از این نابینائى رها فرما . ۷ ، ۱۳ أمّا بعد ، فقد بعثت مقدّمتى و أمرتهم بلزوم هذا الملطاط حتّى یأتیهم أمرى و قد رأیت أن اقطع هذه النّطفه ألى شرذمه منکم ، موطّنین اکناف دجله فأنهضهم معکم ألى عدوّکم و أجعلهم من أمداد القوّه لکم ( پس از حمد و ثناى خداوندى ، من پیش قراولان سپاهیان خود را فرستادم و بآنان دستور دادم مسیر خود را از کنار فرات بگیرند و در آنجا منتظر باشند که دستور من بآنان برسد .

نظر من اینست که از فرات بگذرم و به جمعیت اندکى از شما که در آنطرف فراتند برسم کسانیکه در کنار شط دجله ساکنند ، آنها را بسیج کنم تا با شما به سوى دشمن حرکت کنند و آنانرا کمک نیروى شما قرار بدهم ) . داستان این دستور را به زیاد بن نضر و شریح بن هانى و بعضى دیگر از رویدادهاى حرکت امیر المؤمنین را بطرف صفین در تفسیر خطبه چهل و ششم مطرح کرده ایم . مراجعه شود . 

شرح وترجمه نهج البلاغه علامه محمدتقی جعفری  جلد ۱۰

بازدیدها: ۶

حتما ببینید

خطبه ها خطبه شماره ۵۱ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

۵۱ و من خطبه له علیه السّلام متن خطبه پنجاه و یکم لما غلب اصحاب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code