خانه / 40-60 ترجمه و شرح فلسفی خطبه ها علامه جعفری / خطبه ها خطبه شماره ۴۷ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه ها خطبه شماره ۴۷ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

۴۷ و من کلام له علیه السّلام

متن خطبه چهل و هفتم

فی ذکر الکوفه ۱ کأنّى بک یا کوفه تمدّین مدّ الأدیم العکاظیّ ۲ ، تعرکین بالنّوازل ۳ ، و ترکبین بالزّلازل ۴ ، و إنّی لأعلم أنّه ما أراد بک جبّار سوءا إلاّ ابتلاه اللَّه بشاغل ۵ ، و رماه بقاتل ۶

ترجمه خطبه چهل و هفتم

سخنى است از آنحضرت درباره کوفه ۱ ( مى‏ بینم ترا اى کوفه ، که مانند چرم بازار عکاظ زیر پاى حوادث گسترده شده‏ اى ۲ و در زیر پاى رویدادهاى سخت و مشقت‏بار مالیده ۳ و سوار وقایع اضطراب‏ انگیز گشته‏ اى ۴ و من قطعا میدانم که هیچ ستمکار جبارى درباره تو بدى نخواست مگر اینکه او را به عامل مشغول کننده‏اى مبتلاء نموده ۵ و بوسیله قاتلى نشانه تیر کشنده‏اش ساختى ) ۶ .

تفسیر عمومى خطبه چهل و هفتم

۲ ، ۶ کأنّى بک یا کوفه تمدّین مدّ الأدیم العکاظیّ و تعرکین بالنّوازل و ترکبین بالزّلازل و أنّی لأعلم أنّه ما أراد بک جبّار سوء إلاّ ابتلاه اللَّه بشاغل و رماه بقاتل [ ترجمه همانست که در صفحه پیش ملاحظه شد ]

سوق ( بازار ) عکاظ

« عکاظ نام بازارى بزرگ در ناحیه مکه بود . این بازار در هر سال یکماه پر ازدحام و هیجان بود و خرید و فروش فراوان در آنجا صورت میگرفت و اشعار میخواندند و قبایل عرب و شیوخ و رؤساى آنان در آنجا جمع شده بیکدیگر فخر و مباهات میکردند . این بیت را ابن ابى الحدید از ابوذؤیب هذلى درباره بازار عکاظ نقل میکند :

أذا بنى القباب على عکاظ
و قام البیع و اختلف الألوف

( هنگامیکه چادرها و قبه‏ ها در بازار عکاظ نصب شد و خرید و فروش بجریان افتاد و هزاران نفر در آن ازدحام و تردد کردند ) و بیشتر کالائى که در آن بازار مورد معامله قرار میگرفت ، چرم بوده است » . [ شرح ابن ابى الحدید ج ۴ ص ۱۹۸]  بنابر محتواى بعضى روایات از اهل بیت عصمت و طهارت ، کوفه ،شهریست با ارزش و داراى فضیلت .

بنا به نقل ابن ابى الحدید از امیر المؤمنین ( ع ) ،آن حضرت فرموده است : روز قیامت از پشت کوفه ( که نجف نامیده میشود ) هفتاد هزار انسان محشور میشود که صورت آنان مانند ماه است [ أنّه یحشر من ظهرها یوم القیامه سبعون ألفا وجوههم على صوره القمر ] . باز فرموده است : کوفه شهر ما ، محل ما و جایگاه شیعه ما است [ هذه مدینتنا و محلّتنا و مقرّ شیعتنا ] و از امام صادق ( ع ) این دعا درباره کوفه نقل شده است : اللّهمّ ارم من رماها و عاد من عاداها ( پروردگارا ، هر کس که کوفه را نشانه‏اى براى تخریب قرار بدهد ، او را نشانه نابودى قرار بده و هر کس آنرا دشمن بدارد ، او را دشمن بدار ) . و امیر المؤمنین فرموده است : این کوفه خاکى است که ما را دوست می دارد و ما هم آنرا دوست مى ‏داریم [ تربه تحبّنا و نحبّهم ] .

تواریخ مربوط به کوفه حوادث و وقایع بسیار فراوانى را درباره این شهر نوشته‏ اند و همچنین سقوط و متلاشى شدن جباران و خود کامکان زیادى را که به این شهر مسلط گشته و بیدادگرى براه انداخته ‏اند ، ثبت کرده ‏اند . از آنجمله بنا به نقل منهاج البراعه در ج ۴ ص ۲۶۶ و ۲۶۷ از شرح ابو الحسن کیدرى اشخاص زیر بر کوفه مسلط و پایان کارشان به پستى و ذلت کشیده است :

۱ زیاد پدر عبید اللّه بن زیاد ، مردم را در مسجد کوفه جمع کرده و بآنان دستور داد که على ( ع ) را لعن کنند ، و موقعى که زیاد میخواست به مسجد حرکت کند ، به بیمارى فلج مبتلا شد در شکمش مار ( کرمهاى کشنده ) تولید شد و مرد .

۲ عمر بن هبیره که با بیمارى برص مرد .

۳ یوسف پسر عمر بن هبیره که او هم با بیمارى برص از دنیا رفت .

۴ خالد قسرى که زندانى شد و زندانش بطول انجامید و از گرسنگى مرد .

۵ عبید اللّه بن زیاد که در جنگ با مختار بن ابو عبیده ثقفى کشته شد .

۶ مصعب بن زبیر ، او نیز کشته شد .

۷ ابو السرایا .

۸ یزید بن مهلب که با بدترین وضعى کشته شد .

ممکن است کسى توهم کند که مدح امیر المؤمنین علیه السّلام در سخنان فوق درباره کوفه با سرزنشى که در خطبه ۲۵ درباره کوفه فرموده است ، ناسازگار می باشد .

در خطبه ۲۵ چنین آمده است : ما هى إلاّ الکوفه اقبضها و أبسطها ، أن لم تکونى ألاّ انت تهبّ اعاصیرک فقبّحک اللّه . ( براى من جز کوفه نیست که در سلطه من قرار گرفته ، قبض و بسط آنرا در اختیار دارم ، اگر اى کوفه ، براى من چیزى جز تو نباشد در حالیکه بادهاى برهم زننده در تو می وزد ، خدا زشتت کناد [ خیر را از تو بگیرد ] ) ولى با اندک وقت معلوم می شود که میان این جملات و سخنان مورد تفسیر در مدح کوفه هیچ‏گونه تضاد و ناسازگارى وجود ندارد ، زیرا در این جملات سرزنش و نفرین امیر المؤمنین علیه السّلام مشروط به این است که کوفه جایگاه اختلاف آراء و تضاد عقاید باشد که نظم و صلاح جامعه را مختل بسازد ، یعنى اى کوفه ، اگر فقط تو چنین جایگاهى باشى ، خدا ترا زشت کند و خیر را از تو بگیرد .

شرح وترجمه نهج البلاغه علامه محمدتقی جعفری  جلد ۹

بازدیدها: ۱۰

حتما ببینید

خطبه ها خطبه شماره ۵۶ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

۵۶ و من کلام له علیه السلام متن خطبه پنجاه و ششم یصف أصحاب رسول …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code