خانه / 240-260 حکمت شرح میر حبیب الله خوئی / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۵۸ (شرح میر حبیب الله خوئی)

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۵۸ (شرح میر حبیب الله خوئی)

حکمت ۲۶۹ صبحی صالح

۲۶۹-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )النَّاسُ فِی الدُّنْیَا عَامِلَانِ عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْیَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ یَخْشَى عَلَى مَنْ یَخْلُفُهُ الْفَقْرَ وَ یَأْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ فَیُفْنِی عُمُرَهُ فِی مَنْفَعَهِ غَیْرِهِ

وَ عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا فَجَاءَهُ الَّذِی لَهُ مِنَ الدُّنْیَا بِغَیْرِ عَمَلٍ فَأَحْرَزَ الْحَظَّیْنِ مَعاً وَ مَلَکَ الدَّارَیْنِ جَمِیعاً فَأَصْبَحَ وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَهً فَیَمْنَعُهُ

شرح میر حبیب الله خوئی ج۲۱

الثامنه و الخمسون بعد المائتین من حکمه علیه السّلام

(۲۵۸) و قال علیه السّلام: النّاس فی الدّنیا عاملان: عامل عمل فی الدّنیا للدّنیا قد شغلته دنیاه عن آخرته، یخشى على من یخلفه الفقر و یأمنه على نفسه، فیفنی عمره فی منفعه نیره، و عامل عمل فی الدّنیا لما بعدها فجاءه الّذی له من الدّنیا بغیر عمل، فأحرز الحظّین معا، و ملک الدّارین جمیعا، فأصبح وجیها عند اللَّه، لا یسأل اللَّه حاجه فیمنعه.

المعنى

قال الشارح المعتزلی: معنى قوله: (و یأمنه على نفسه) أى لا یبالی أن یکون هو فقیرا، لأنه یعیش عیش الفقراء.

أقول: الظاهر أنّ معناه لا یبالی من فقر نفسه المعنوی، و عدم تحصیل زاد اخروی لما بعد موته.

قال ابن میثم: و قوله: (بغیر عمل) أى للدّنیا، لأنّ العمل بقدر الضروره من الدّنیا لیس من العمل لها، بل للاخره.

أقول: الأعمال بالنیات، فمن عمل لوجه اللَّه و بقصد تحصیل الثواب فقد عمل للاخره، سواء کان بقدر الضروره أو فوقها، فالممیّز بین العمل للدّنیا و العمل للاخره هو نیّه العامل و التطبیق على التکلیف الإلهی، و لا اعتبار لصوره العمل، فربّ زارع و صانع و محترف یعبد اللَّه بعمله، و یقرب الیه بکسبه، و ربّ مصلّى و صائم لا فائده له إلّا التعب و الجوع، لأنّه یصلّی و یصوم ریاء و بقصد تحصیل الدّنیا.

الترجمه

فرمود: مردم در دنیا دو کاره ‏اند:

یکى آنکه در دنیا براى دنیا کار میکند، و سرگرمى بدنیا او را از آخرتش باز داشته، مى‏ ترسد بازماندگانش پس از مرگش فقیر و بینوا گردند، ولی خود را در أمان و آسایش مى‏ نگرد، و عمرش را بسود دیگران بسر مى‏ برد.

و دیگرى آنکه در دنیا هر کارى را براى عالم دیگر انجام مى‏ دهد، و بهره ایکه از دنیا دارد بى‏ آنکه براى آن کارى کند بوى مى‏ رسد، و دو بختش بهمراه قرین گردند، و ملک دنیا و آخرتش هر دو در زیر نگین آیند، و نزد خداوند آبرومند گردد، و هر حاجتى از خدا خواهد از آتش دریغ نکند.

بدنیا کارگر بیش از دو منگر
در این دریاى بى‏پایان شناور

یکى در کار دنیا روز تا شب‏
ز عقبا بازمانده غافل از رب‏

بترسد ز ان که در جایش بماند
زن و فرزند در فقرى مؤبد

ولی از وضع خود اندر امانست‏
در آن ساعت که در تسلیم جانست‏

بسود غیر عمرش بگذراند
سرانجام تبهکارش نداند

یکى دیگر بود در کار عقبا
نکرده کار گیرد سهم دنیا

دو بختش یار و آید در نگینش
دو ملک پاک و نوشد انگبینش‏

شود نزد خداوند آبرومند
برآرد حاجتش بیچون و بیچند

منهاج ‏البراعه فی ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(الخوئی)//میر حبیب الله خوئی

بازدیدها: ۱۹

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۵۳ (شرح میر حبیب الله خوئی)

  حکمت ۴۷۷ صبحی صالح ۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه ‏السلام  )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُه‏   شرح میر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code