خانه / 70 نامه هاشرح و ترجمه میر حبیب الله خوئی / نهج البلاغه نامه ها نامه شماره ۷۳ شرح میر حبیب الله خوئی(به قلم علامه حسن زاده آملی )

نهج البلاغه نامه ها نامه شماره ۷۳ شرح میر حبیب الله خوئی(به قلم علامه حسن زاده آملی )

نامه ۷۴ صبحی صالح

۷۴- و من حلف له ( علیه ‏السلام  ) کتبه بین ربیعه و الیمن و نقل من خط هشام بن الکلبی‏

هَذَا مَا اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَهْلُ الْیَمَنِ حَاضِرُهَا وَ بَادِیهَا وَ رَبِیعَهُ حَاضِرُهَا وَ بَادِیهَا أَنَّهُمْ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ یَدْعُونَ إِلَیْهِ وَ یَأْمُرُونَ بِهِ وَ یُجِیبُونَ مَنْ دَعَا إِلَیْهِ وَ أَمَرَ بِهِ لَا یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً وَ لَا یَرْضَوْنَ‏ بِهِ بَدَلًا

وَ أَنَّهُمْ یَدٌ وَاحِدَهٌ عَلَى مَنْ خَالَفَ ذَلِکَ وَ تَرَکَهُ أَنْصَارٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ

دَعْوَتُهُمْ وَاحِدَهٌ لَا یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ لِمَعْتَبَهِ عَاتِبٍ وَ لَا لِغَضَبِ غَاضِبٍ وَ لَا لِاسْتِذْلَالِ قَوْمٍ قَوْماً وَ لَا لِمَسَبَّهِ قَوْمٍ قَوْماً عَلَى ذَلِکَ شَاهِدُهُمْ وَ غَائِبُهُمْ وَ سَفِیهُهُمْ وَ عَالِمُهُمْ وَ حَلِیمُهُمْ وَ جَاهِلُهُمْ

ثُمَّ إِنَّ عَلَیْهِمْ بِذَلِکَ عَهْدَ اللَّهِ وَ مِیثَاقَهُ إِنَّ عَهْدَ اللَّهِ کَانَ مَسْئُولًا وَ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ

شرح وترجمه میر حبیب الله خوئی ج۲۰  

المختار الثالث و السبعون من حلف له علیه السلام کتبه بین ربیعه و الیمن، و نقل من خط هشام بن الکلبى‏

هذا ما اجتمع علیه أهل الیمن حاضرها و بادیها، و ربیعه حاضرها و بادیها أنهم على کتاب الله: یدعون إلیه، و یأمرون به و یجیبون من دعا إلیه و أمر به، لا یشترون به ثمنا، و لا یرضون به بدلا، و أنهم ید واحده على من خالف ذلک و ترکه، أنصار بعضهم لبعض: دعوتهم واحده، لا ینقضون عهدهم لمعتبه عاتب، و لا لغضب غاضب، و لا لاستذلال قوم قوما، و لا لمسبه قوم قوما، على ذلک شاهدهم و غائبهم، و سفیههم و عالمهم، و حلیمهم و جاهلهم، ثم إن علیهم بذلک عهد الله و میثاقه إن عهد الله کان مسئولا، و کتب علی ابن أبی طالب.

اللغه

(الحلف): العهد أى و من کتاب حلف، فحذف المضاف، (الیمن): کل من ولده قحطان نحو حمیر و عک و جذام و کنده و الازد و غیرهم.

و (ربیعه): هو ربیعه بن نزار بن معد بن عدنان و هم بکر و تغلب و عبد القیس، و (هشام): هو هشام بن محمد بن السائب الکلبی نسابه ابن نسابه عالم بأیام العرب و أخبارها. (الحاضر): أهل القرى و المدن، (البادى) سکان البدو.

الاعراب‏

هذا ما اجتمع: قال ابن میثم: هذا مبتدأ و ما موصوله و هى صفه المبتدأ و خبره أنهم، و یجوز أن یکون هذا مبتدأ و خبره ما اجتمع علیه و یکون قوله أنهم تفسیرا لهذا.

أنهم على کتاب الله: قال الشارح المعتزلی: حرف الجر یتعلق بمحذوف أى مجتمعون.

أقول: الظاهر أنه ظرف مستقر متعلق بفعل عام خبر لأن أى أنهم ثابتون على کتاب الله.

المعنى‏

أشار فی قوله‏ (ما اجتمع علیه أهل الیمن) إلخ- إلى محاربات و أحقاد کانت بین الفئتین القحطانی و العدنانی فی أیام الجاهلیه فأماتها الاسلام و أحیاها رجعه السقیفه ثم بلغها أوجها سیاسه بنی امیه المثیره للخلاف بین المسلمین لغرض الاستیلاء علیهم و أشار علیه السلام فی قوله‏ (لا ینقضون عهدهم لمعتبه عاتب) إلخ- إلى ما یثیر قبائل العرب الجانی للحروب و المناضلات و جمعها فی أربعه: المعاتبه، و الغضب، و قصد التسلط و الاستذلال بعضهم لبعض، و السب و الشتم المتبادل بینهم بعضهم مع بعض.

قال الشارح المعتزلی «ص ۶۷ ج ۱۸ ط مصر»: و اعلم أنه قد ورد فی الحدیث عن النبی صلى الله علیه و آله: «کل حلف کان فی الجاهلیه فلا یزیده الاسلام إلا شده» و لا حلف فی الاسلام، لکن فعل أمیر المؤمنین علیه السلام أولى بالاتباع من خبر الواحد- إلخ.

أقول: هذه الجمله تدل على أن ما ذکره الرضی رحمه الله فی نهجه کان معلوم الصدور حتى عند أمثال أبى الحدید المتأخر عن عصره بما یقرب من قرنین فتدبر.

الترجمه

عهد نامه‏اى که آن حضرت میان قبیله ربیعه و یمن بخط خود نوشته و از خط ابن هشام کلبی نقل شده است.

اینست آنچه همه أهل یمن از شهری و بیابانی و ربیعه از شهری و بیابانی بر آن اتفاق کردند:

۱- همه بر قانون قرآن و پیرو آنند و بدان دعوت کنند و بدان دستور دهند و هر کس بدان دعوت کند او را اجابت کنند، آنرا بهیچ بها نفروشند و از آن بدلى نگیرند و بجاى آن نپسندند.

۲- همه همدست و متفق باشند در برابر کسى که مخالف این قرار باشد و آنرا وانهد و یاور همدیگر باشند در این باره و کلمه آنها یکى باشد.

۳- عهد و پیمان خود را بخاطر گله از همدیگر یا خشم کسى یا قصد خوار کردن مردمى مردم دیگر را یا بدگوئی و دشنام دادن بهمدیگر نشکنند.

۴- مسئول این عهد و پیمانست هر کدام حاضر مجلس هستند و هر کدام غائب هستند از نادان و دانا و بردبار و جاهل آنان.

سپس عهد و میثاق خداوند بعهده آنها است که باید رعایت کنند، براستى که عهد خداوند مسئولیت دارد و مورد بازپرسى است.

علی بن ابی طالب نوشته است.

منهاج ‏البراعه فی ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(الخوئی)//میر حبیب الله خوئی

بازدیدها: ۳۲

حتما ببینید

نهج البلاغه نامه ها نامه شماره ۷۵ شرح میر حبیب الله خوئی(به قلم علامه حسن زاده آملی )

نامه ۷۶ صبحی صالح ۷۶- و من وصیه له ( علیه‏ السلام  ) لعبد الله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code