خانه / 1-20 ترجمه و شرح فلسفی خطبه ها علامه جعفری / خطبه ها خطبه شماره ۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه ها خطبه شماره ۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه هشتم

و من کلام له علیه السلام یعنی به الزبیر

فی حال اقتضت ذلک و یدعوه للدخول فی البیعه ثانیه یزعم أنّه قد بایع بیده ، و لم یبایع بقلبه ۱ ، فقد أقرّ بالبیعه ،

و ادّعى الولیجه ۲ ، فلیأت علیها بأمر یعرف ۳ ، و إلاّ فلیدخل فیما خرج منه ۴ .

ترجمه خطبه هشتم

در این خطبه على ( ع ) اشاره به ادعاى پوچ زبیر نموده و او را براى بازگشت به بیعتى که با وى نموده است ، دعوت مى ‏کند .( زبیر گمان مى ‏کند با دستش بیعت نموده ، با قلبش بیعت نکرده است ۱ . او با این انکار ادّعاى امر پنهانى مى‏ نماید ۲ ، او باید براى این ادّعا دلیل قابل معرفتى بیاورد ۳ و اگر نتواند به مدّعاى خود دلیلى بیاورد ، باید به همان تعهدى که از آن بیرون رفته است ، برگردد ۴ ) .

تفسیر عمومى خطبه هشتم

۱ یزعم انّه قد بایع بیده و لم یبایع بقلبه ( زبیر گمان مى‏کند با دستش بیعت نموده ، با قلبش بیعت نکرده است ) .

آیا زبیر در مسئله پیمان زمامدارى ظاهر سازى کرده بود ؟

در تفسیر عمومى خطبه‏هاى پیشین پیمان و بیعت مکرّر « طلحه » و « زبیر » را دیدیم که با ظاهر سازى امکان پذیر نیست . در این مورد داستان دیگرى را درباره « زبیر » از ابن ابى الحدید یادآور مى‏ شویم ، او مى‏ گوید :

على علیه السلام در همان روز که زبیر با او بیعت نمود ، فرمود :

اى زبیر مى ‏ترسم با من حیله‏ گرى نموده بیعت با من را بشکنى ؟

زبیر گفت :هیچ بیمى بخود راه مده ، هرگز پیمان شکنى از من نخواهى دید .

على ( ع ) فرمود :از طرف من خدا ناظر و کفیل تو باشد ؟

زبیر گفت :آرى ، خداوند از طرف تو ناظر و کفیل من باشد » [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج ۱ ص ۲۳۰ ] .

و دیدیم که زبیر با این عهد و پیمان غلیظ ، بیعت خود را شکست و در تاریخ با همکارش طلحه با نشان پیشتازان پیمان شکنان ثبت گشت . ۲ ، ۳ ، ۴ فقد اقرّ بالبیعه و ادّعى الولیجه فلیأت علیها بامر یعرف و الاّ فلیدخل فیما خرج منه ( او با این انکار ادعاى امر پنهانى مى‏نماید . او باید براى این ادّعا دلیل قابل شناسایى بیاورد و اگر نتواند براى ادعاى خود دلیلى بیاورد ، باید بهمان تعهد که از آن بیرون رفته است برگردد ) .

انکار پس از اقرار پذیرفته نمى ‏شود

در مباحث فقهى و حقوقى اقرار به یک موضوع با دارا بودن شرایط مقرّره حجت بوده آثار خود را ثابت مى‏ نماید .

تعریفى که فقهاء درباره اقرار نموده ‏اند ، عبارت است از اعتراف و تصدیق تکلیف یا حقى اقرارکننده به عهده دارد [ تعریفاتى که در کتاب ارشاد و تبصره علامه حلى و دیگر کتب فقهاء آمده است ،اگر چه اختلاف اندکى با یکدیگر دارند ، مى ‏توان همه آنها را با تعریف فوق متحد ساخت.] .

شرایطى که براى نفوذ اقرار گفته شده است : بلوغ و عقل و اختیار ( در مقابل اکراه و اضطرار و اجبار ) و هشیارى ( در مقابل مستى و خواب و غیره ) همه و همه در « زبیر » در هنگام بیعت با امیر المؤمنین ( ع ) جمع بوده است . زبیر بالغ و عاقل بود . و با شهادت همه تواریخ در موقع بیعت کمترین اکراه و اضطرار و اجبارى نداشته است .

« زبیر » پس از انعقاد بیعت مطابق نقل « ابن ابى الحدید » تأکید سختى کرده خدا را ناظر و کفیل خود قرار داد که به امیر المؤمنین ( ع ) خیانت نخواهد کرد .

بنابر این ، ادّعاى بعدى او که من با دستم بیعت کرده ‏ام نه با قلبم ، با نظر به حقوق و مقررات قضایى ، شنیدنى نیست . زبیر براى اثبات ادّعاى بعدى به اقامه دلیل و بینه قانونى نیازمند است .

همچنین انکار بیعت که شبیه به انکار پس از اقرار است ، قابل شنیدن نیست ،مگر با دلیل و بینه قانونى اثبات کند که در هنگام اقرار ( بیعت که اقرار به حق خلافت امیر المؤمنین است ) واجد شرایط نبوده است .

آیا صحیح است که بگوئیم : خطاب امیر المؤمنین که معاویه براى گول زدن زبیر بر آن ساده لوح نموده است ، عامل بروز چند شخصیتى وى گشته است ؟

شرح وترجمه نهج البلاغه علامه محمدتقی جعفری  جلد ۳

بازدیدها: ۹۱

حتما ببینید

خطبه ها خطبه شماره ۱۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

متن خطبه هجدهم ۱۸ و من کلام له علیه السلام فی ذم اختلاف العلماء فی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code