خانه / 1-20 ترجمه و شرح فلسفی خطبه ها علامه جعفری / خطبه ها خطبه شماره ۱۲ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه ها خطبه شماره ۱۲ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

خطبه دوازدهم

و من کلام له علیه السلام لما أظفره اللّه بأصحاب الجمل

و قد قال له بعض أصحابه : وددت أن أخی فلانا کان شاهدنا لیرى ما نصرک اللّه به على أعدائک فقال له علیه السلام : أهوى أخیک معنا ۱ ؟ فقال : نعم ۲ . قال :

فقد شهدنا ۳ ، و لقد شهدنا فی عسکرنا هذا أقوام فی أصلاب الرّجال و أرحام النّساء ۴ ، سیرعف بهم الزّمان ۵ ، و یقوى بهم الإیمان ۶ .

ترجمه خطبه دوازدهم هنگامى که خداوند امیر المؤمنین ( ع ) را بر اصحاب جمل پیروز ساخت

یکى از یارانش عرض کرد :

دوست داشتم که برادرم فلان وضع کنونى ما را مشاهده مى ‏کرد و مى ‏دید که چگونه خداوند ترا بر دشمنانت پیروز ساخته است .

امیر المؤمنین ( ع ) به آن شخص فرمود :

آیا میل و اراده برادرت با ما بود ؟ ۱ عرض کرد :

بلى ۲ .

فرمود :

آرى ، برادرت با ما حضور داشت ۳ . در این لشکر و کارزار ما ، گروه‏هایى حضور داشتند و شرکت کردند که هنوز در نهانگاه صلب مردان و یا رحم زنان قرار داشته ، حتى دیده بر این دنیا نگشوده‏ اند ۴ و روزى فرا مى‏ رسد که زمان آنان را ناگهان و بى ‏اختیار بیرون مى ‏آورد و ایمان بوسیله آنان تقویت مى‏ گردد ۵ .

تفسیر عمومى خطبه دوازدهم

۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ا هوى اخیک معنا ؟ فقال نعم . قال : فقد شهدنا ، و لقد شهدنا فى عسکرنا هذا اقوام فى اصلاب الرّجال و ارحام النّساء سیرعف بهم الزّمان و یقوى بهم الایمان ( آیا میل و اراده برادرت با ما بود ؟

عرض کرد :بلى .

فرمود :آرى ، برادرت با ما حضور داشت و در این لشکر و کارزار ما گروه‏هایى حضور داشتند و شرکت کردند که هنوز در نهانگاه صلب مردان و یا رحم زنان قرار داشته ، حتى دیده به این دنیا نگشوده‏ اند و روزى فرا مى ‏رسد که زمان آنان را ناگهان و بى ‏اختیار بیرون مى ‏آورد و ایمان بوسیله آنان تقویت مى ‏گردد ) .

آنان در میان ما نبودند ، ولى با ما بودند ( اتحاد شگفت ‏انگیز انسانها )

گر در یمنى چو با منى پیش منى
گر پیش منى چو بى منى در یمنى

من با تو چنانم اى نگار یمنى
خود در عجبم که من توام یا تو منى

برخى از فیلسوفان و جهان بینان را عقیده بر آن است که با همه اختلاف‏هاى جسمانى و روانى که میان همه افراد انسانى بدون استثناء وجود دارد ، اتّحادهاى متنوعى در افراد این نوع مشاهده مى‏ شود که درک و شناخت آن‏ها به پیگردى و اندیشه‏ هاى صمیمانه و فراوان نیازمند است . نخست بایستى اختلافات و منشأ آنها را در انسان‏ها مطرح کنیم :

مى‏ دانیم که هر موجودى اعم از انسان و غیر انسان با داشتن تعین مخصوص بخود ، از موجودات دیگر جدا و داراى مرزهاى مشخصى مى‏ باشد . ما مباحث مربوط به این اختلاف طبیعى موجودات را در این مورد نمى‏آوریم . این اختلاف طبیعى میان همه افراد انسانى نیز هر یک تعین مخصوص به خود دارند ، وجود دارد . یعنى اینکه هر فردى براى خود گوشت و پوست و رگ و خون و استخوانى دارد ، جاى تردید نیست .

مطلب مهم اینست که با وجود این اختلاف طبیعى و جسمانى ، تنوع و اختلافى سخت در کیفیت‏هاى روانى نیز دارند که گاهى فاصله آنان را از یکدیگر تا سرحد فاصله انسان با سنگ دور مى ‏سازد .

در صورتى که در قلمرو سایر موجودات حتى حیوانات که داراى حیات و بعقیده بعضى روانشناسان داراى روان هم هستند ، این اختلاف سخت دیده نمی شود .

کانال‏هاى فعالیت حیات و روان حیوانات محدود و اختلاف میان آنها ، بسیار سطحى و تنها مربوط به انگیزه ‏هاى برون ذاتى است مانند محیط زیست و غیره .

انسان‏ها با اختلاف روانى سختى که دارند ، باز با انواعى از اتحادها با یکدیگر مربوط مى ‏گردند ، مانند هم وطن بودن و هم نژاد و همکار و هم عقیده بودن و غیره .

این اتحادها گاهى بقدرى شدت پیدا مى‏ کند که صدها هزار انسان را به یک انسان مبدل مى‏ سازد ، بطورى که همه آنان یک زندگى و یک مرگ براى آن همه افراد تلقى مى ‏کنند .

بدون تردید چنین اتحادهایى میان سایر جانداران وجود ندارد ، لذا بایستى آنها را از مختصات روانى انسانها بشمار آورد .

در این اتحادها که با انگیزه‏هاى برون ذاتى مانند وطن و نژاد و کار و عقاید مربوط به فرهنگ‏ها و اخلاقیات ناشى از محیط و ارتباطات انسان‏ها با یکدیگر ، به وجود مى‏آیند با بروز تحولات در آن انگیزه‏ها و عوامل ، دگرگونى‏هایى در اتّحادهاى بروز مى ‏نماید .

نوعى دیگر از اتّحاد میان افراد نوع انسانى احساس مى ‏شود که عامل آن درونى بوده ، هیچگونه اختلافات جسمانى و آنچه که ناشى از عوامل و انگیزه ‏هاى برون ذاتى است ، نمى ‏تواند آن عامل را محو و نابود بسازد . ما این نوع را اتحاد برین مى ‏نامیم .

البته منظور ما از این اتحاد برین آن نیست که همه انسان‏ها در همه جوامع و در همه شرایط و دوران‏ها از چنین اتّحادى بشکل مؤثر آن برخوردار بوده باشند بلکه ما با ملاحظه مجموع مطالعاتى که درباره انسان صورت گرفته است ، وجود استعداد خاصى را مى ‏پذیریم که اگر به فعلیت برسد و بارور شود ، اتحاد شگفت انگیزى را میان آدمیان به وجود مى ‏آورد . بهترین شاهد وجود این استعداد ، پدیده محبت و عشق میان افراد فراوانى از انسان‏ها است که سرتاسر تاریخ را پر کرده است .

بر خلاف آنچه که گمان مى ‏رود ، محبت و عشق بوجود آورنده اتحاد نیست ،بلکه این دو پدیده عامل حرکت و به فعلیت رسیدن استعداد مزبور است که منجر به اتحاد مى ‏گردد ، زیرا دو پدیده مزبور مرتبه شدیدى از اراده است که از کیفیتهاى خاص روانى است ، در صورتى که اتحاد مورد بحث از جوهر جان‏هاى آدمیان سر بر مى‏ کشد .

فهم این اتحاد براى کسانى که هنوز حساب خود را با فعالیت‏هاى شهوانى و خیالات و خود پرستى‏هاى تصفیه گوناگون ننموده‏اند ، امکان ناپذیر است ،

زیرا :

عقل باشى عقل را دانى کمال
عشق گردى عشق را بینى جمال

لذا روى سخن ما با آن گمشدگان میان بالاى شکم و پایین شکم نیست .

همچنین دمساز ما در این گفتگو توماس هابس نیست که از پشت عینک گرگ بودن به انسان‏ها مى ‏نگرد و مى‏ گوید : انسان گرگ انسان است . و کارى با ماکیاولى هم نداریم که براى رسیدن به یک هدف منظور ، از بین بردن میلیونها انسان را اجازه فرموده‏ اند روى سخن ما با فطرت‏هاى پاک اولاد آدم است که ویلیام بلیک در قطعه زیر توانسته است آن را توضیح بدهد :

« براى اینکه دنیا را در یک ذرّه شن و بهشت را در یک گل وحشى ببینى ،بى‏نهایت را در کف دستت نگه‏دار و ابدیت را در یک ساعت » .ما با کسى صحبت مى ‏کنیم که طعم این مضمون را چشیده است که :

بر مثال موج‏ها اعدادشان
در عدد آورده باشد بادشان

روح انسانى کنفس واحده است
روح حیوانى سفال جامده است

مولوى ما با کسانى با درددل در میان مى‏ گذاریم که وقتى در یک روزنامه رسمى می خوانند که « خبرگزارى فرانسه از انستیتوى بین المللى پژوهش براى صلح که مقر آن در استکهلم است چنین نقل مى ‏کند :

این انستیتو در سالنامه سال ۱۹۷۸ خود که روز پنچشنبه گذشته منتشر شد ،اعلام داشته است که هزینه نظامى در سراسر جهان هر دقیقه به یک میلیون دلار بالغ میشود . در سال بالغ به ۴۰۰ میلیارد دلار هزینه نظامى جهان است » [ رستاخیز شماره ۸۸۹ شنبه ۹ اردیبهشت ماه ۲۵۳۷ ۱۳۵۷ ص ۳ ] با خواندن این گزارش همان آهى را که براى یک سیاه آفریقائى از دل برمى ‏آورد براى یک فرد عرب و ایرانى و فرانسوى و انگلیسى و روسى و آلمانى و آمریکائى و هندى نیز برمى ‏آورد . قطرات اشک سوزانش بهمه این افراد بشرى با یک حرارت سوزان برخسارش مى ‏ریزد .

شنوندگان این سخن چنگیزها و نرون‏ها و حجاج بن یوسف‏هاى روزگاران نمى ‏باشند . به عبارت کلى‏تر : ما صحبت با انسان‏ها داریم نه ضد انسان‏ها .

اتحادى که مورد بررسى ما است ، میان ارواح تکامل یافته بشرى است که توانسته‏اند ارتباط کل انسان‏ها را با مشیت وحدت ساز خداوند بزرگ درک کنند .

خداوند وحدت آفرین در کلام خود چنین خبر مى‏ دهد :

اِنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فِى الْاَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ اَحْیاها فَکَأَنَّما اَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً [المائده آیه ۳۲ ] .

( بطور قطع هر کس که انسانى را بدون عنوان قصاص و بدون اینکه فسادى در روى زمین براه بیاندازد ، بکشد ، چنان است که همه انسان‏ها را کشته است و اگر کسى را زنده کند چنان است که همه انسان‏ها را زنده کرده است ) .

کلام خداوندى شعر نیست و افسانه پردازى راهى به سخنان خدا ندارد .

خداوند زیر بناى اصلى خلقت انسان‏ها را براى ما بازگو مى ‏کند .

امیر المؤمنین ( ع ) در جمله مورد تفسیر اتحاد کسانى را که هنوز دیده به این دنیا نگشوده‏ اند ، بازندگان بیان مى ‏دارد . اگر چه ظاهر سخن آن بزرگوار اتحاد در عقیده و خواسته ‏ها است که یکى از اساسى ‏ترین عوامل یگانگى پس از « اتحاد برین » است ، ولى همین یگانگى عقیدتى اساسى ‏ترین مقدمات درک اتحاد برین و وصول به آن است .

شرح وترجمه نهج البلاغه علامه محمدتقی جعفری  جلد ۳

بازدیدها: ۹۴

حتما ببینید

خطبه ها خطبه شماره ۱۸ (ترجمه و شرح فلسفی علامه محمد تقی جعفری)

متن خطبه هجدهم ۱۸ و من کلام له علیه السلام فی ذم اختلاف العلماء فی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code